جهان ·

قصه ی شهرمان هنوز ادامه دارد...

✍️فاطمه غلامی وقتی جنگ تمام شود، قصه‌ی شهرمان پایان نمی‌یابد… قصه‌ی آن کودکانی که خنده‌شان زیر آوار خاموش شد، و جوانانی که قرار بود سردار شوند، قرار بود چون حاج‌قاسم، سنگر ایمان را ترک نکنند… قصه ی فر…
✍️فاطمه غلامی وقتی جنگ تمام شود، قصه‌ی شهرمان پایان نمی‌یابد… قصه‌ی آن کودکانی که خنده‌شان زیر آوار خاموش شد، و جوانانی که قرار بود سردار شوند، قرار بود چون حاج‌قاسم، سنگر ایمان را ترک نکنند… قصه ی فرماندهانی که بی وقفه تا اخرین لحظه برای ایران جانفشانی کردند.... قصه ی بسیجی هایی که سر دادند و زیر چکمه های بی غیرتان وطن فروش ماندگار شدند... قصه ی شیر زنانی که پیکرهای تکه تکه شده ی کودکانشان انها را خم نکرد تا اجنبی نخندد.. اری ، قصه ی این جنگ همچنان ادامه دارد... امروز، خون آن‌ها هنوز بر رگ‌های این خاک جاری‌ست. قصه‌ی شهرمان هنوز ادامه دارد… در نگاه مادرانی که به جای اشک، به غرور ایرانی شان می نازند!!! در فریاد مردمانی که زیر بار تحریم، خم نمی‌شوند، و در دل‌هایی که هنوز به عشق وطن می‌تپند. دشمن، گاه در آن سوی مرزها سلاح می‌کشد، و گاه در لباس خودی، زخم به ریشه می‌زند. اما این مردم، با دستان مشت کرده و دل‌های بزرگ، هر بار از میان خاک و خون برخاسته‌اند، و فریاد زده‌اند:ما ایستاده‌ایم… برای وطن، برای ناموس، برای ایمان! آری، قصه‌ی شهرمان هنوز ادامه دارد... قصه‌ی مردمانی که به جای تسلیم، فریاد انتخاب کردند. آنان که به دشمن گفتند:اگر هزار بار هم بیایید، ما هزار و یک بار از خاکمان دفاع خواهیم کرد. و این قصه تا آخرین نفس ادامه دارد… تا وقتی که پرچم این سرزمین بر قله‌ی غیرت در اهتزاز است، هیچ دشمنی، نه از درون و نه از بیرون،نخواهد توانست خاک ما را به زانو درآورد.