جهان ·

میانجی یا میزبان جنگ؛رفتار دوگانه شورای همکاری خلیج فارس در قبال ایران

شواهد حاکی از آن است که کشورهای حاشیه خلیج فارس تمایلی برای کاستن از درگیری‌ها در سطح منطقه ندارند.
بین الملل به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در روزهای اخیر، هم‌زمان با تجاوزات عهدشکنانه آمریکا به ایران، شماری از کشورهای عربی با صدور بیانیه‌ها و اظهارات رسمی، نسبت به گسترش دامنه جنگ ابراز نگرانی کرده و بر ضرورت خویشتنداری، کاهش تنش و تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان درگیری‌ها تاکید کرده‌اند. البته آنچه تمام این ژست‌های دیپلماتیک را بی‌اعتبار می‌کند، این است که همین کشورها میزبان بزرگ‌ترین پایگاه‌های نظامی آمریکا در غرب آسیا هستند و به‌وضوح از خاک و آسمان آنها برای عملیات علیه ایران استفاده می‌شود. ارتش آمریکا امروز در تمام کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و شامات حضور نظامی مستقیم و گسترده دارد. پایگاه عظیم «العدید» در قطر، قلب تپنده فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، میزبان بمب‌افکن‌های راهبردی، هواپیماهای سوخت‌رسان و مرکز فرماندهی حملات هوایی است. پایگاه های موجود در کویت به‌عنوان مرکز لجستیک و آتشبار سامانه‌های موشکی هیمارس عمل می‌کند. پایگاه «الظفره» در امارات، محل استقرار جنگنده‌های اف-35 و پهپادهای پیشرفته آمریکایی است. بحرین میزبان ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکاست و اردن نیز پایگاه‌های مرزی خود را برای عملیات ویژه و لجستیک در اختیار واشنگتن گذاشته است. عربستان سعودی نیز از سال 2019 بار دیگر درهای پایگاه پرنس سلطان را به روی نیروهای آمریکایی گشوده است. اهمیت این زیرساخت‌های نظامی تنها در حضور نمادین آنها خلاصه نمی‌شود، بلکه به نقش عملیاتی آنها برای هدایت و اجرای تحرکات نظامی آمریکا علیه ایران نیز بازمی‌گردد. برای مثال بر پایه برخی گزارش‌ها و تحلیل‌ها در بخشی از حملات به ایران از سامانه موشکی هیمارس مستقر در خاک کویت استفاده شده است. هیمارس یک سامانه موشکی تاکتیکی است که عمدتاً برای درگیری‌های کوتاه‌برد و میان‌برد طراحی شده و برخلاف موشک‌های کروز یا بمب‌افکن‌های راهبردی، برای اثرگذاری نیازمند استقرار در نزدیکی منطقه عملیات است. به‌کارگیری چنین سامانه‌ای بدون بهره‌گیری از قلمرو کشورهای همسایه عملاً امکان‌پذیر نیست. همین واقعیت، صرف‌نظر از تایید یا تکذیب رسمی، بار دیگر این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه می‌توان هم‌زمان مدعی بی‌طرفی و میانجیگری بود، اما زیرساخت‌های نظامی لازم برای انجام چنین عملیاتی را در اختیار یکی از طرف‌های جنگ قرار داد. از منظر حقوق بین‌الملل نیز ذکر این نکته ضروری است که دیوان بین‌المللی دادگستری در رای مشهور خود در پرونده «کانال کورفو» (1949) یک اصل بنیادین را تثبیت کرد: «هیچ دولتی حق ندارد آگاهانه اجازه دهد که از قلمرو او برای اعمالی استفاده شود که ناقض حقوق سایر دولت‌هاست.» همچنین بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد، دولت‌ها را از تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی سایر دولت‌ها منع می‌کند. از این منظر، در اختیار قرار دادن قلمرو یک کشور برای انجام عملیات نظامی علیه دولت دیگر، می‌تواند پرسش‌های جدی درباره مسیولیت بین‌المللی دولت میزبان ایجاد کند. وقتی یک کشور عربی خاک خود را برای پرواز جنگنده‌ها، سوخت‌گیری هواپیماهای مهاجم و شلیک موشک‌های کوتاه‌برد به ایران در اختیار آمریکا قرار می‌دهد، دقیقاً در حال نقض این تعهدات بنیادین است و دیگر نمی‌تواند پشت واژه «میانجی» پنهان شود. این در حالی است که سابقه تاریخی نشان می‌دهد خروج نیروهای آمریکایی از خاک کشورهای عربی، یک آرزوی دست‌نیافتنی نیست، بلکه کاملاً عملی و شدنی است. در سال 2003، عربستان سعودی صرفاً با یک درخواست رسمی، بخش عمده ای از نیروهای آمریکایی را از پایگاه هوایی پرنس سلطان خارج کرد و واشنگتن نیز بدون هیچ درگیری‌ای از این خواسته پادشاهی سعودی تمکین کرد. همان کشورها امروز می‌توانند دقیقاً همان گام را بردارند، اما در مقطع حاضر به نظر می رسد کشورهای کرانه جنوبی خلیج فارس اراده این کار را ندارند. دلیل این تعلل یا ترس از آمریکاست، یا منافع مشترکی که برخی رهبران منطقه با تداوم تنش و تضعیف ایران تعریف کرده‌اند. در هر دو صورت، نتیجه یکی است، این کشورها عملاً خود را در خط مقدم یک جنگ نیابتی قرار داده‌اند که می‌توانستند با یک تصمیم سیاسی از آن مصون باقی بمانند. در این بین ایران نشان داده است که به واقعیت‌های میدانی پاسخ می‌دهد، نه به بیانیه‌های مطبوعاتی. در حقیقت مادامی که خاک یک کشور به سکوی تهدید علیه امنیت ملی ایران تبدیل شود، محاسبات دفاعی تهران همان خاک را به بخشی از میدان نبرد بدل خواهد کرد. انتظار اینکه ایران از حق دفاع از خاک خود صرف‌نظر کند، در حالی که آمریکا از هزاران کیلومتر آن‌سوتر برای تهدید از بستر این کشورها استفاده می‌کند، نه‌تنها دور از منطق سیاسی، که خلاف بدیهی‌ترین اصول حقوق بین المللی است. باتلاق عمیق ترامپ در تنگه هرمز؛ از فرسایش نظامی آمریکا تا بحران جهانی آمار تلفات و خسارت‌های حملات نظامی کویت به ماهیگیران عراقی در مجموع به نظر می‌رسد اگر کشورهای عربی منطقه در ادعای خود مبنی بر تمایل به پایان جنگ و بی‌طرفی صادق هستند، ساده‌ترین و موثرترین گام، درخواست رسمی خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه های مستقر در خاک این کشورهاست. تا آن زمان، تمام بیانیه‌های صلح‌طلبانه، در برابر واقعیت میدانی پایگاه‌هایی که علیه ایران به کار گرفته می‌شوند، چیزی جز ورق‌پاره‌ای بی‌اعتبار نخواهد بود. نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسایل بین الملل انتهای پیام/