اقتصادی
·
جنگ تمدنها؛ تعدد قومیتهای ایرانی رمز پیروزیاند!
تنوع زبانی و فرهنگی و توانایی مدیریت تکثر از عوامل تابآوری ایران در مواجهه با تمدنهای دیگر است.
فرهنگی
به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ رسول نوروزی فیروز عضو هییت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در نشست علمی «اسکندر، والرین، روبیو؛ فرجام رویای سلطه بر ایران» که به همت دانشگاه باقرالعلوم و خبرگزاری تسنیم برگزار شد، با اشاره به تعبیر از هخامنشیان تا خمینیها افزود: پرسش اصلی این است که چه چیزی باعث پیوستگی میان این دو دوره تاریخی شده است، بهگونهای که ایرانیان حتی با وجود تغییرات گسترده در سبک زندگی، پوشش، غذا و باورهای دینی همچنان به آن دوره احساس تعلق دارند، به آن افتخار میکنند و عامدانه نمیخواهند از آن جدا شوند.
وی افزود: باید بررسی کرد چه چیزی هخامنشیان را تا دوران خمینیها به یکدیگر پیوند میدهد، و علت این تابآوری تاریخی چیست و چرا چنین پیوستگیای در برخی جوامع دیگر، از جمله مصر، شمال آفریقا و بخشهایی از جهان، به همین شکل تداوم نیافته است.
نوروزی فیروز با اشاره به عوامل تابآوری ایران خاطر نشان کرد: یکی از مولفههای مهم، شیوه توزیع قدرت در ساختار تاریخی ایران بوده است. به طوری که در این ساختار، فاصله میان شاه و حکومتهای محلی بهاندازهای نبود که همه امور صرفاً به شکل سلسله مراتبی و از طریق دستور یک مرکز اداره شود، چرا که شاه در سطحی، هویت، امنیت سرزمین و تمامیت ارضی را تامین میکرد، اما بخش دیگری از قدرت در جامعه جریان داشت. از همینرو، چنین ساختاری موجب میشد جامعه از تنوع برخوردار باشد و این تنوع هم در عرصه نظامی و هم در عرصه فرهنگی به تابآوری کمک کند.
عضو هییت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به تنوع قومی، زبانی و مذهبی در ایران اظهار داشت: امروز نیز قومیتها و زبانهای مختلف در کنار یکدیگر زندگی میکنند و این تنوع لزوماً به درگیری منجر نمیشود. همچنین در عرصه دینی هم در کنار وجود ولی فقیه در تهران، دهها مرجع تقلید در نقاط مختلف ایران حضور دارند و این ساختار توانسته است تنوع و تفاوتها را در خود جای دهد.
وی افزود: این وضعیت به معنای وجود نوعی تقسیم کار است، برای مثال؛ فردی که در حوزه ولایت فقیه قرار دارد، میتواند مرجع تقلید دیگری داشته باشد. از همین رو، این دو سطح از مرجعیت در کنار یکدیگر وجود دارند و جامعه توانسته است چنین تنوعی را حفظ کند.
نوروزی فیروز با بیان اینکه تنوع زبانی نیز از همین الگو پیروی میکند، تصریح کرد: ایرانیان میتوانند قرآن را به زبان عربی بخوانند، تفسیر کنند و فلسفه را به عربی بنویسند و در عین حال به زبان فارسی و زبانهای محلی خود نیز سخن بگویند. از همینرو، این ظرفیت نمونهایی از توانایی جامعه در حفظ همزمان سطوح مختلف فرهنگی و زبانی است.
وی با اشاره به تعبیر اصفهان نصف جهان بیان کرد: درباره این تعبیر گفته شده است که فردی در مجلسی حضور یافته و مشاهده کرده که حدود 15 زبان در آنجا صحبت میشود. بر اساس این روایت، صرفنظر از جزییات آن، به تنوع زبانی موجود در جامعه اشاره دارد که یک ملتاگر بتواند تنوعات خود را مدیریت کند، ویژگی مهمی به شمار میآید.
این پژوهشگر با اشاره به پیامدهای نادیده گرفتن تکثر در جامعه اظهار داشت: هر جا تلاش شده است تنوعات محدود یا انکار شود، سیستم از درون دچار انسداد شده است. برای نمونه، در دوره پهلوی اول و دوم تلاشهایی برای حذف بخشی از تنوعات به ویژه در حوزه باورهای مذهبی صورت گرفت، در حالی که این تکثر در طول قرنها و حتی هزاران سال در جامعه وجود داشته استف به طوری که انکار این تنوعات به ایجاد مشکل در ساختار جامعه منجر شد.
وی با بیان اینکه این الگو در مواجهه تاریخی ایران با جهان عرب نیز قابل بررسی است افزود: حفظ زبان فارسی در مواجهههای مختلف تاریخی را باید در پیوند با همین ظرفیت تنوعپذیری بررسی کرد. البته ایران در این مواجههها زبان خود را از دست نداد و با حرکت از دوران باستان به دورههای بعد، تنوع و تکثر موجود در جامعه نیز گسترش یافت.
نوروزی فیروز با اشاره به ارتباط میان نظریههای فلسفی و واقعیت اجتماعی خاطر نشان کرد: حتی در نظریههای فلسفی نیز میتوان حرکت به سمت نظریههای وحدت در کثرت را مشاهده کرد، چرا که میان روشهای فکری و آنچه در جامعه و فضای سیاسی رخ میدهد، نوعی ارتباط منطقی وجود دارد. برای مثال، در دوره منازعه میان اثباتگرایان و جریانهای فراتر از اثباتگرایی، صورتبندیهای متفاوتی در روششناسی شکل گرفت، همانگونه که وضعیت دو قطبی در فضای سیاسی نیز بر صورتبندیهای فکری اثر میگذارد.
وی افزود:ایرانیان در مواجهههای تاریخی مختلف، صورتبندی خاصی از حفظ تنوع و ایجاد پیوستگی را شکل دادهاند. یکی از نمونههای مهم این مسیله به دوره مواجهه با مغولان بازمیگرددف چرا که مغولان از شرق وارد شدند و پس از استقرار در این جغرافیا، بخشی از آنان به اسلام گرویدند و زبانهایی را پذیرفتند که در این منطقه رواج داشت.
عضو هییت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به تفاوت مواجهه غرب مدرن با ایران اظهار داش: غرب مدرن برخلاف مغولان و مسلمانانی که پیشتر وارد این جغرافیا شده بودند، منازعه را از فضای فرهنگی آغاز کرد، و هنگامی که متوجه شد نظام الهیاتی با قدرت ارتباط مستقیم دارد، تلاش کرد لاییسم را تحمیل کند. همچنین با توجه به ارتباط تنوع زبانی با قدرتسازی و بقای جامعه، کوشید این تنوع را از طریق تغییر الفبا از میان ببرد.
نوروزی فیروز افزود: تغییر الفبا در بخشهایی از آسیای میانه، قفقاز و آناتولی انجام شد و در این مناطق موفقیتهایی به همراه داشت. همچنین در بخشهایی از شبهقاره هند نیز زبان انگلیسی در نظام اداری و آموزشی گسترش یافت.
این استاد دانشگاه با اشاره به وضعیت ترکیه افزود: ممکن است امروز فردی در ترکیه خود را متعلق به مولوی و قرآن بداند، اما به دلیل تغییر الفبا نتواند متون مربوط به این میراث را بخواند، و این در حالی است که در ایران، افراد همچنان میتوانند قرآن، آثار مولوی، سعدی و شاهنامه را بخوانند و در کنار آن با پدر و مادر و اطرافیان خود به زبانهای ترکی، کردی، لری و دیگر زبانها صحبت کنند.
وی افزود: بخشی از احساس تعلق روانی ایرانیان به چند هزار سال تاریخ، از همین امکان ارتباط با میراث گذشته ناشی میشود، چرا که ایرانیان از یک سو با قرآن، مولوی، سعدی و شاهنامه ارتباط دارند و از سوی دیگر، زبان بومی خود را در ارتباط با خانواده و اطرافیان حفظ میکنند. به این ترتیب، در درون جامعه تنوع وجود دارد، اما در عین حال احساس وحدت نیز حفظ میشود.
این پژوهشگر با اشاره به تحولات و مواجهههای نظامی معاصر اظهار داشت: ویژگی تاریخی را میتوان در شیوه قدرتسازی و مواجهه نظامی ایران نیز بررسی کرد، زیرا در شرایط کنونی، توانایی بهکارگیری ظرفیتهای متنوع در نقاط مختلف کشور، یکی از موضوعاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
عضو هییت علمی پژوهشگاه علوم انسانی اسلامی در توضیح این مسیله، از مثال قنات استفاده کرد وخاطر نشان کرد: قنات از حلقهها و چاههای متعددی تشکیل میشود که در کنار یکدیگر قرار میگیرند و یک نظام واحد را به وجود میآورند. به همین ترتیب، ظرفیتهای مختلف جامعه نیز میتوانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند و معنایی بزرگتر از مجموع اجزای خود ایجاد کنند.
نوروزی فیروز افزود: ایرانیان در ساخت سیستمها توانایی دارند و فهم این سیستمهاست که شیوه مواجهه دیگران با ایران را برای آنان پیچیده کرده است. به طوری که اگر یک جامعه بتواند زبانها و تنوعات مختلف را بهطور همزمان مدیریت کند، موضوعی است که باید در بررسی تاریخی ایران مورد توجه قرار گیرد.
وی با تاکید بر پیوستگی تاریخی ایران بیان کرد: گویی ایرانیان از عهد باستان تا دوران خمینیها همچنان همان هویت تاریخی را با خود حمل کردهاند، در حالی که در برخی جوامع دیگر، چنین احساس پیوستگیای به همان شکل وجود ندارد، چرا که ارتباط میان این پیوستگی تاریخی و شیوه قدرتسازی ایران، روایتی است که باید بازتولید و بیان شود.
عضو هییت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به فشارهای واردشده بر ایران در مواجهه با تمدن غرب خاطر نشانکرد: در مواجهه با غرب، فشار زیادی به مولفههای زبانی، دینی و مذهبی وارد شده است، به طوری که در بسیاری از این مواجههها، چه از سوی مهاجمان بیرونی و چه در نمونههای تاریخی دیگر، مفهوم تحقیر ایرانیان پررنگ بوده است.
وی برای نمونه به ماجرای قتل گریبایدوف اشاره کرد و اظهار داشت: در این ماجرا گفته شده بود که هر کس زن گرجی دارد باید او را پس بدهد. از منظر منطق قدرت، چنین اقدامی قابل تامل است، زیرا وقتی طرف مقابل را تا نقطهای تحت کنترل قرار دادهاید، ادامه رفتاری که موجب واکنش شدید او شود، میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.. بنابراین در مواجهههای بیرونی بارها چنین اشتباهاتی رخ داده است.
نوروزی فیروز با تاکید بر اینکه تنوع زبانی، آشکارترین لایه تکثر در ایران است، تصریح کرد: لایههای پنهان این تنوع را میتوان در شیوه جنگیدن، نظریههای فلسفی و دیگر ابعاد زندگی اجتماعی نیز مشاهده کرد، زیرا یکی از دلایل دشواری مواجهه با ایران برای مهاجمان، نشناختن این تنوعات و پیچیدگیهای جامعه ایرانی است.
عضو هییت علمی پژوهشگاه فرهنگ علوم انسانی اسلامی با اشاره به تفاوت واکنش جوامع مختلف در شرایط جنگی افزود: در کشورهایی مانند سوریه، عراق و افغانستان، با شلیک نخستین گلوله، بخشی از جمعیت از کشور خارج میشوند اما در ایران چنین اتفاقی به همان شکل رخ نمیدهد. همچنین در کشورهایی مانند ترکیه و افغانستان، چالشهای قومی در دورههای طولانی ادامه داشته است، در حالی که ایران توانسته است بخشی از میراث تاریخی خود در زمینه همزیستی با تنوعات را حفظ کند.
رسول نوروزی فیروز در پایان این نشست تاکید کرد: این میراث تاریخی لزوماً تنها به مسلمان یا شیعه بودن ایرانیان وابسته نیست بلکه حتی اگر ایرانیان مسیحی هم بودند، ممکن بود بخشی از این میراث را حفظ کنند. از همین رو، مسیله این است که وقتی مهاجم از بیرون، این میراث و پیچیدگیهای آن را درک نمیکند، در مواجهه با ایران نمیتواند بهسادگی به پیروزی دست یابد.
انتهای پیام/
3 بازدید
منبع اصلی ↗