اقتصادی ·

چرا سناریوی جنگ هزینه مرگباری برای آمریکا و اقتصاد جهانی دارد؟

خاورمیانه علاوه بر تامین نفت جهان نقشی مهم در زنجیره تامین نظام بین الملل دارد.
بین الملل به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، معادلات نظم منطقه‌ای حاکم بر منطقه غرب آسیا با وقوع جنگ میان ایران و اسراییل در خرداد 1404 و پشتیبانی موثر آمریکا در میدان نبرد، دچار دگردیس شد و نوع محاسبات امنیتی، نظامی در خاورمیانه تغییر شگفتی را به خود دید و در نهایت در جنگ رمضان این توازن به طور کلی دچار تحول شد. پس از آن در جنگ رمضان و با حمله مستقیم ماشین جنگی ایالات متحده آمریکا به ایران، به تدریج دیگر ابعاد تاثیرگذار بر معادلات تقابل نظامی از جمله ابعاد ژیوپلیتیک، ژیواکونومیک خود را بروز دادند. به عنوان نمونه با بسته شدن یکی از مهم‌ترین شریان‌های اصلی تجارت جهانی یعنی تنگه هرمز و در ادامه دریای سرخ، جهان روی دیگر تاثیرگذاری جنگ خاورمیانه‌ای را به خود دید. به عبارت دیگر برقراری امنیت در تنگه هرمز به عنوان متغیر مستقل بر روی دیگر متغیرها همچون امنیت غذایی در سطح جهانی، ترانزیت انرژی و ترازیت دیگر اقلام اساسی تاثیر می‌گذارد. با این حساب هرگونه اخلال در مسیر این آبراهه، مسیر اقتصاد جهانی را ناهموار می‌کند. بنابراین در طی 8 ماهه گذشته، خلیج فارس با محاصره دریایی آمریکا علیه ایران و بسته بودن تنگه هرمز از سوی ایران، این آبراه بین‌المللی وضعیت با ثباتی را تجربه نکرده است. در ادامه این یادداشت سعی خواهیم کرد به دیگر ابعاد و تاثیرات سلبی سناریوی وقوع مجدد جنگ ایران و آمریکا بر روی اقتصاد جهانی بپردازیم. در طی چند ماه اخیر نهادهای بین‌المللی تاکنون بارها برآوردهایی را از خسارات وارد شده بر اقتصاد جهانی بر اثر جنگ میان ایران و آمریکا ارایه داده‌اند. اخیراً فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اسنادی به کنگره ارایه داده است که بر اساس آن جنگ تا اواسط اکتبر 2026 هزینه‌ای به ارزش 47 میلیارد دلار به بار آورده است. هزینه‌های وارد شده به اینجا ختم نمی‌شود، بلکه حتی به ابعاد دیگر زندگی شهروندان اروپایی و آمریکایی وارد شده است. بر اساس برآوردهای مارک زندی، اقتصاددان ارشد موسسه مودیز، این جنگ به‌طور متوسط هزینه‌ای نزدیک به 2 هزار دلار به‌ازای هر خانوار آمریکایی به همراه داشته است. از سوی دیگر شاهد تاثیرات ابعاد وخیم بحران ترانزیت سوخت در منطقه غرب آسیا و فرا منطقه بوده‌ایم. در همین راستا مرکز انرژی و هوای پاک در گزارشی در همین زمینه نوشت از زمان آغاز بحران در پایان ماه فوریه، مصرف‌کنندگان در سراسر جهان متحمل 468 میلیارد دلار هزینه‌کرد اضافی برای بنزین و گازوییل شده‌اند. این تنها نمونه‌ای از تاثیر ناچیز ابعاد ژیوپلیتیکی بحران جنگ تحمیلی علیه ایران بر اقتصاد جهانی است و تا زمان نبود ثبات بر این شریان اصلی، زیان‌های اقتصادی به مراتب بیشتر از گذشته خواهد بود. با این وجود در صورتی که جنگی دیگر رخ دهد، خسارت‌های وارده بر اقتصاد جهانی پیش‌بینی نشده خواهد بود. با اکتشاف نفت در منطقه خاورمیانه، نوع مواجهه با مسایل مختلف همچون برقراری صلح، یا ادامه دادن جنگ چه در غرب آسیا و چه در دیگر نقاط جهان متفاوت از گذشته شد. گاهی با افزایش قیمت نفت برای کشور مبدا ادامه جنگ هموار می‌شود و تصمیم‌گیری حول محور جنگ براساس قیمت نفت تعیین می‌شود، اما از سویی دیگر با افزایش حامل هایی انرژی، فشارهای اقتصادی در دیگر نقاط جهان که خواهان واردات نفت هستند شرایط را به نسبت دشوارتر می‌کند. تاثیر این ماده خام بر روی اقتصادی جهانی باعث شده تا تصمیم‌گیری رییس جمهور آمریکا در خصوص پرونده ایران، با در نظر گرفتن قیمت نفت صورت می‌گیرد. در همین یک سال اخیر بسیاری از اقدامات و توییت‌های امیدوارکننده دشمن تنها با هدف پایین نگه داشتن قیمت طلای سیاه صورت گرفته است و انگیزه کاهش فشار افکار عمومی را دنبال می‌کرده است. با این حال در صورت روشن شدن مجدد جرقه جنگ در منطقه، امنیت دریایی به شدت به خطر می‌افتد و این موضوع سبب بالا رفتن قیمت نفت و افزایش نارضایتی عمومی در میان شهروندان غربی می‌شود. بنابراین محدودیت در تنگه هرمز به طور مستقیم بر روی پمپ بنزین‌های شهرهای آمریکا تاثیر منفی می‌گذارد. نارضایتی که در هفته‌های اخیر از شهر پاریس شروع شد و به تدریج دیگر پایتخت‌های اروپایی را نیز درنوردید، تنها نشانه‌ای از کاهش تاب‌آوری اجتماعی میان کشورهای غربی است. در نتیجه انتظار می‌رود در صورت وقوع مجدد جنگ شاهد اعتراضات میلیونی شهروندان این کشورها باشیم. نباید این واقعیت را فراموش کنیم که منطقه خاورمیانه با آنکه به عنوان «پمپ بنزین» دهکده جهانی شناخته می‌شود اما در صحنه عمل، در سال‌های اخیر عملا بدل به بخشی از زنجیره‌های تامین ارزش در حوزه فولاد، کودهای شیمیایی، اینترنت و غیره شده است. بحران جاری در اروپا، تهدید آغاز بحران غذایی در قاره آفریقا، آسیب پذیری جدی کشورهای جنوب و جنوب شرق آسیا در حوزه تامین نفت و گاز مایع و در نهایت تهدید از بین رفتن زیرساخت‌های انرژی در منطقه خلیج فارس، این سوال را برای کشورهای جهان ایجاد کرده است که دولت ترامپ قرار است به چه قیمتی با ماجراجویی‌های نتانیاهو همراهی کند؟ آیا کاخ سفید پرونده ایران را بخشی از پرونده «مهار چین» می‌انگارد و برای حل و فصل آن حاضر به پرداخت هر هزینه‌ای است؟ چرا نفت با وجود بحران هرمز هنوز 120 دلار نشده است؟ قیمت نفت با رشد 2 درصدی از 106 دلار گذشت در سوی دیگر جنگ جاری در شبه جزیره عربستان بین نیروهای مسلح یمن و ارتش عربستان و مزدوران یمنی آن و آسیب‌های وارد شده به اقتصاد سعودی نشان دهنده عمق فاجعه پیش رو اقتصاد جهانی در آینده نزدیک است. حال باید منتظر ماند و دید آیا دولت ترامپ با پذیرش ریسک اقدام نظامی علیه ایران، زیرساخت های منطقه غرب آسیا و به ویژه خلیج فارس را در معرض خطر جدی قرار خواهد داد یا آنکه نیروهای ضدجنگ در کاخ سفید جلوی بروز یک فاجعه تاریخی را گرفته و اقتصاد جهانی را نجات می‌دهند؟ نویسنده: محمد بیات، کارشناس مسایل غرب آسیا انتهای پیام/