سیاسی ·

ردپای روباه پیر در غزه؛چرا انگلیس سفر نویسنده سویدی را «مصلحت» ندانست؟

دولت بریتانیا سفر آندیاس مالم، نویسنده‌ای را که به دست داشتن انگلیس در بحران فعلی غزه پرداخته، لغو کرد.
فرهنگی به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، وزارت کشور انگلستان سفر برنامه‌ریزی‌شده آندیاس مالم، نویسنده و پژوهشگر سرشناس سویدی به این کشور را لغو کرد و گفت حضور او «به مصلحت عموم نیست». هرچند در ایمیل ارسال شده به نویسنده توضیح بیشتری درباره چرایی لغو این سفر اعلام نشده، اما گمانه‌زنی‌ها حاکی از آن است که علت اتخاذ این تصمیم، سخنرانی برنامه‌ریزی شده مالم در یک پنل تخصصی بود که یکی از بنیانگذاران گروه «اقدام برای فلسطین» نیز در آن شرکت می‌کرد. این در حالی است که او پیش از این نیز بارها مواضع خود درباره فلسطین را علناً اعلام کرده و در کتابی با عنوان «نابودی فلسطین نابودی زمین است» اقدامات اسراییل در غزه را ادامه رویکرد استعماری انگلستان در قبال فلسطین دانسته است؛ پژوهشی زیست‌محیطی که انتشار آن بازتاب گسترده‌ای در میان مجامع علمی داشت. لغو سفر این نویسنده و پژوهشگر مطرح سویدی، واکنش‌هایی را نیز در میان اهالی رسانه و پژوهشگران به همراه داشت. الیور ایگل‌تون، سردبیر مجله «تریبون»، این اقدام وزارت کشور را ادامه سیاست استارمر در قبال فلسطین دانست و گفت: دولت اندی برنهام به زیاده‌خواهی‌های استبدادی دوران استارمر ادامه می‌دهد. در این بریتانیای جدید، رفتار با نویسندگان و دانشگاهیان به عنوان تروریست تنها به دلیل حمایت از فلسطینیانی که با نسل‌کشی مواجه‌اند و دفاع از حقوق معترضان به آن، به امری عادی تبدیل شده است. سالی رونی، نویسنده مشهور حامی فلسطین که بریتانیا مجوز فروش آثارش در این کشور را لغو کرد نیز به انتشار این خبر واکنش نشان داد و گفت: اینکه دولت بریتانیا از ورود او به این کشور جلوگیری کرده است، نه تنها حمله‌ای تکان‌دهنده به یک کارشناس محترم اقلیمی، بلکه اقدامی غم‌انگیز و ترسناک در راستای خودزنی فرهنگی است. این اولین‌بار نیست که یک نویسنده حامی فلسطین با محدودیت و سانسور در غرب مواجه می‌شود؛ امری که در سه سال گذشته پس از کشتار بی‌رحمانه مردم غزه و هم‌صدایی هنرمندان و نویسندگان در اعتراض به این جنایات، افزایش یافته است. در ماه‌های گذشته گزارش‌های متعددی در رسانه‌های غربی درخصوص ایجاد محدودیت و بایکوت نویسندگانی مطرح شده که یا راجع به این جنگ و نسل‌کشی در غزه اظهار نظر کرده و یا اثری از آنها درباره فلسطین منتشر شده است. تحریف پنهانی ناشر آمریکایی در تاریخ غزه؛ نویسندگان مچ پنگوین را گرفتند با توجه به این رویکرد، به نظر می‌رسد محدودیت ایجاد شده برای مالم به سابقه فعالیت او در این زمینه نیز ارتباط دارد. دو مسیله سرنوشت‌ساز دوران ما یعنی «فروپاشی اقلیمی» و «نسل‌کشی در فلسطین» موضوع محوری پژوهش‌های مالم را تشکیل می‌دهد. او در کتاب ر«نابودی فلسطین نابودی زمین است»(The Destruction of Palestine Is the Destruction of the Earth) ریشه‌های مشترک ماجراجویی استعماری در فلسطین و جنگ‌ها بر سر سوخت فسیلی را بررسی می‌کند. این کتاب که در سال 2025 توسط انتشارات ورسو بوکس منتشر شده، به خوبی پای استعمار انگلیس را نیز به ماجرای غزه باز می‌کند و نشان می‌دهد که جهان تنها در سه سال گذشته شاهد نسل‌کشی بر سر به دست آوردن سوخت فسیلی و سرمایه در فلسطین نبوده است. نویسنده در این کتاب تاکید می‌کند که نابودی و با خاک یکسان شدن غزه توسط اسراییل از 7 اکتبر 2023، تنها یک بحران بشردوستانه نیست؛ بلکه یک فاجعهٔ زیست‌محیطی است. او بر این باور است که ویرانی‌هایی که اسراییل در سال‌های اخیر بر فلسطین تحمیل کرده به هیچ وجه نخستین رویداد از این دست نیست؛ بلکه صرفاً مرحله‌ای تازه در تاریخ طولانی استعمار و استخراج منابع است که ریشه در قرن نوزدهم دارد. مالم در این کتاب استدلال می‌کند که فهم واقعی بحران کنونی مستلزم تحلیلی در چشم‌انداز بلندمدت تاریخی از مواجهه فلسطین در برابر «امپراتوری فسیلی» است. او با بازگشت به نخستین کاربرد نیروی بخار در جنگ توسط امپراتوری بریتانیا - که طی آن شهر فلسطینی «عکا» نابود شد - روند شکل‌گیری و توسعه امپراتوری فسیلی بریتانیا را بازخوانی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه این پایبندی مداوم به انرژی فسیلی، همچنان به حمایت غرب از نابودی فلسطین در عصر حاضر دامن می‌زند. نویسنده می‌نویسد که فلسطین به عنوان «نمونه‌ای کوچک از فرآیندی بزرگ‌تر» به تصویر کشیده می‌شود؛ فرآیندی که ریشه آن به سال 1840 و استقرار ناوهای بخار امپراتوری بریتانیا برای پیشبرد منافع امپریالیستی‌اش در خاورمیانه، یعنی لبنان و فلسطین، بازمی‌گردد. میزان ویرانی در بیروت و عکا برای تضمین تجارت آزاد در خاورمیانه به سود امپراتوری بریتانیا به حدی بود که کشتار گسترده غیرنظامیان توسط بریتانیا به عنوان ابزاری برای وادار کردن طرف مقابل به تسلیم بدل شد. در سال 1841، نیروهای بریتانیایی به‌طور موقت غزه را اشغال کردند و منابع غذایی آن را نابود ساختند تا به تسلیم مصر و نابودی صنعت پنبه در خاورمیانه دست یابند. مالم بر این باور است که نسل‌کشی فعلی در غزه که توسط اسراییل هدایت می‌شود، ادامه همان جریانی است که انگلیس و سپس آمریکا در منطقه به راه انداخته‌اند. او ضمن تاکید بر این نکته که برتانیا، استعمار رژیم صهیونیستی در این منطقه را در امتداد منافع سرمایه‌داری خود می‌بیند، بر این باور است که: «پیش از آنکه صهیونیسم، یهودی باشد، امپریالیستی است». بنابراین، نسل‌کشی در غزه از مسیری از پیش طراحی شده پیروی می‌کند که جزیی اجتناب‌ناپذیر از استعمار شهرک‌نشینی صهیونیستی است. نویسنده توضیح می‌دهد که با تثبیت شهرک‌های صهیونیستی، نفت به هدف امپریالیستی بعدی تبدیل شد و ایالات متحده پس از بریتانیا نقش اصلی را در حمایت از اسراییل به عنوان حافظ منافع و منابع نفتی خود در خاورمیانه بر عهده گرفت. مالم نشان می‌دهد که نقش‌آفرینی اسراییل در صنعت انرژی و پیوند آن حوادثی چون پیمان‌ ابراهیم، حتی کشورهای عربی و حوزه خلیج فارس را نیز در این تخریب امپریالیستی زمین و فلسطین سهیم کرده است. در نهایت، مالم با همسو دانستن منافع ایالات متحده و اسراییل، بر این نکته تاکید می‌کند که نابودی کامل و نسل‌کشی غزه فراتر از یک فاجعه محلی است؛ بلکه پیامی استراتژیک برای احیای بازدارندگی امپریالیسم و سرکوب هرگونه مقاومت در سراسر منطقه و جهان به شمار می‌رود. انتهای پیام/