اقتصادی
·
فولاد در تنگنا
گزارش سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه (OECD) درباره صنعت فولاد در سال ۲۰۲۶، فقط گزارشی از میزان تولید و مصرف نیست، بلکه تصویری از بحران ساختاری در بازار جهانی فولاد ترسیم میکند. ظرفیت تولید روبه افزایش است، رشد تقاضا ضعیف مانده، رقابت تحت تاثیر یارانهها و سیاستهای حمایتی قرار گرفته و محدودیتهای تجاری در حال گسترش است. در این شرایط، جنگ و اختلال در عرضه انرژی و مواد اولیه نیز فشاری مضاعف بر تولیدکنندگان وارد میکند.
این گزارش برای صنعت فولاد ایران دو نکته محوری دارد. نخست، جایگاه بزرگ کشور در ظرفیت فولادسازی خاورمیانه، دوم، آسیب پذیری این ظرفیت در برابر درگیری نظامی، اختلال در تامین برق و گاز و محدودیت صادرات. این گزارش، رشد تولید فولاد خام ایران در سال ۲۰۲۵ را مثبت ارزیابی می کند، اما چشم انداز سال ۲۰۲۶ را تحت تاثیر خسارت به زیرساخت های فولادی و انرژی، نامطمین و نزولی می داند. پیش بینی تولید تولید فولاد خام ایران در سال ۲۰۲۵ به میزان 7/3 درصد افزایش یافت. این رشد با پشتیبانی تقاضای داخلی در بخش های ساخت وساز و تولیدات صنعتی حاصل شد و گزارش های صنعتی نیز از تولید بالای فولاد در ماه های پایانی سال حکایت داشت. بااین حال، تحولات اخیر ممکن است به فروپاشی بازار منجر شود؛ میزان این خطر به گستردگی خسارت های ناشی از درگیری های نظامی در منطقه بستگی دارد. در ایران، رشد تولید فولاد خام در سال ۲۰۲۵ با حمایت تقاضای داخلی در بخش های ساخت وساز و تولیدات صنعتی همراه بود و گزارش های این صنعت از عملکرد قوی تولید در اواخر سال حکایت داشت. بااین حال، انتظار می رود این روند صعودی در کوتاه مدت پایان یابد، زیرا درگیری های منطقه ای به زیرساخت های اصلی فولاد و انرژی آسیب رسانده، عرضه برق و گاز را مختل کرده و ظرفیت صادرات را محدود کرده است. این عوامل در مجموع به پیش بینی کاهش تولید فولاد در سال ۲۰۲۶ منجر شده اند. این بند مهم ترین ارزیابی مستقیم گزارش درباره آینده نزدیک صنعت فولاد ایران است. نکته مهم آن است که OECD صرفاً از افت تقاضا صحبت نمی کند، بلکه اختلال در زیرساخت تولید و انرژی و محدودیت صادرات را از عوامل اصلی تغییر مسیر تولید معرفی می کند. براساس گزارش، صنعت فولاد ایران همچنان از رشد تولید برخوردار است. رشد تولید فولاد خام نشان می دهد که در سال 2025، تقاضای داخلی در ساخت وساز و صنعت و همچنین عملکرد مناسب ماه های پایانی سال، از تولید پشتیبانی می کردند. اما این نقطه شروع برای پیش بینی سال ۲۰۲۶ کافی نیست، زیرا گزارش از تغییر شرایط بر اثر درگیری نظامی و آسیب به زیرساخت های تولید سخن می گوید. از منظر اقتصادی، باید میان دو نوع شوک تفاوت گذاشت: شوک تقاضا: مصرف فولاد کاهش می یابد. برای مثال، پروژه های ساختمانی متوقف می شوند یا سرمایه گذاری صنعتی افت می کند. شوک عرضه: حتی اگر تقاضا وجود داشته باشد، کارخانه ها به دلیل کمبود برق و گاز، آسیب فیزیکی یا مشکلات لجستیک قادر به تولید عادی نیستند. ارزیابی سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه درباره ایران به طور مشخص بر شوک عرضه نیز تاکید می کند. این نکته مهم است، زیرا کاهش تولید در چنین شرایطی لزوماً نشانه کاهش توان صنعتی یا نبود بازار نیست، بلکه ممکن است ناشی از محدودیت در امکان تولید باشد. گزارش این سازمان اختلال در تامین برق و گاز را یکی از عوامل موثر بر کاهش تولید پیش بینی شده ایران معرفی می کند. برای صنعت فولاد، انرژی صرفاً یکی از هزینه های تولید نیست، بخشی از امکان عملیاتی کارخانه است. اختلال طولانی مدت می تواند میزان تولید، بهره وری تجهیزات، برنامه تعمیرات و تحویل سفارش ها را تحت تاثیر قرار دهد. در این حالت، حتی واحدی که از نظر ظرفیت اسمی بزرگ است، ممکن است نتواند به سطح تولید معمول خود برسد. همچنین، اثر اختلال انرژی به کارخانه آسیب دیده محدود نمی ماند، زنجیره تامین مواد اولیه، حمل ونقل، تولید آهن اسفنجی و تحویل محصول نهایی نیز ممکن است زیر فشار قرار گیرد. بااین حال، گزارش میزان دقیق خسارت، مدت اختلال برق و گاز، یا ظرفیت از مدار خارج شده ایران را به صورت عددی مشخص نمی کند. بنابراین نمی توان صرفاً با اتکا به آن، میزان افت تولید یا زمان بازگشت کارخانه ها به شرایط عادی را محاسبه کرد. با این وصف، این گزارش محدودیت ظرفیت صادراتی ایران را نیز یکی از دلایل پیش بینی افت تولید می داند. این رابطه از نظر صنعتی مهم است. صادرات برای تولیدکننده ای که ظرفیتی قابل توجه دارد، می تواند بخشی از تقاضای مورد نیاز برای بهره برداری از کارخانه را فراهم کند. اگر امکان صادرات کاهش یابد، مازاد محصول ممکن است به بازار داخلی فشار وارد کند، موجودی انبارها را افزایش دهد یا حاشیه سود تولیدکنندگان را پایین بیاورد. اما اثر دقیق آن به شرایط بازار داخلی، ترکیب محصولات، قیمت های صادراتی، هزینه حمل ونقل، محدودیت های تجاری و دسترسی به بازارهای مقصد وابسته است. گزارش برای ایران، پیش بینی عددی مشخصی از حجم صادرات سال ۲۰۲۶ ارایه نمی کند، بنابراین نباید درصدی برای افت صادرات به آن نسبت داد. ظرفیت فولادسازی خاورمیانه پس از آسیا، از نظر حجم و نرخ رشد ظرفیت فولادسازی، دومین منطقه با سریع ترین رشد بوده است. ایران در سال ۲۰۲۵، ۶۲ درصد از کل ظرفیت فولادسازی خاورمیانه را در اختیار داشت و پیشتاز گسترش ظرفیت در منطقه بود. بااین حال، وضع ایران به شدت تحت تاثیر درگیری های منطقه ای قرار گرفته است؛ درگیری هایی که ممکن است کشورهای همسایه و مناطق فراتر از آن را نیز متاثر کنند. پیش بینی می شود حجم افزایش ظرفیت فولادسازی در خاورمیانه تا سال ۲۰۲۸ به صورتی قابل توجه از رشد تقاضای منطقه فراتر رود؛ هرچند به دلیل درگیری های منطقه ای، عدم قطعیت قابل ملاحظه ای درباره این پیش بینی ها وجود دارد. سهم ۶۲درصدی ایران به ظرفیت فولادسازی منطقه مربوط است، نه سهم ایران از تولید یا مصرف فولاد خاورمیانه. این تمایز آماری مهم است. ظرفیت اسمی لزوماً به معنای تولید واقعی نیست و با توجه به اختلال انرژی یا توقف فعالیت واحدها، ممکن است بخشی از ظرفیت قابل بهره برداری نباشد. در اختیار داشتن ۶۲ درصد ظرفیت فولادسازی خاورمیانه، نشان دهنده اهمیت ساختاری ایران در صنعت فولاد منطقه است. این جایگاه از یک سو به معنای برخورداری از پایه صنعتی بزرگ و تجربه تولید است. از سوی دیگر، نشان می دهد اختلال در ایران می تواند برای توازن عرضه منطقه ای اهمیت داشته باشد. بااین حال، ظرفیت بالا در شرایط مازاد عرضه جهانی به تنهایی تضمین کننده سودآوری نیست. گزارش تاکید می کند که در سطح جهان، ظرفیت تولید سریع تر از تقاضا رشد کرده و فولاد ارزان قیمتِ ناشی از مازاد ظرفیت، رقابت را دشوارتر کرده است. در نتیجه، حتی پس از کاهش محدودیت های تولید، وضع سودآوری ایران به قیمت جهانی، هزینه انرژی و مواد اولیه، امکان صادرات و میزان تقاضای داخلی وابسته است. پروژه های توسعه ای بازار آهن اسفنجی باکیفیت با محدودیت عرضه روبه رو است و پرسش هایی درباره تداوم تامین آن نیز این وضع را پیچیده تر کرده است. تولید جهانی آهن اسفنجی تقریباً در طول یک دهه دو برابر شده و در سال ۲۰۲۴ به 6/145 میلیون تن رسیده است. این بازار تمرکز بالایی دارد؛ به طوری که هند و ایران روی هم بیش از ۷۰ درصد تولید جهانی را به خود اختصاص داده اند. ایران در حال پیشبرد پروژه هایی برای افزودن 8/11 میلیون تن به ظرفیت تولید آهن اسفنجی خود بود. این مقدار تقریباً معادل ۴۰ درصد از کل افزایش ظرفیت جهانی پیش بینی شده در این حوزه است؛ بااین حال، انتظار می رود درگیری های خاورمیانه چشم انداز تحقق این پروژه ها را به طرزی چشمگیر تغییر دهد. چشم انداز بازار آهن اسفنجی در مجموع مثبت ارزیابی می شود، زیرا گسترش فولادسازی با کوره قوس الکتریکی و فشارهای ناشی از ضرورت کاهش انتشار آلاینده ها، تقاضا برای مواد فلزی حاصل از آهن اسفنجی را افزایش می دهد. از سوی عرضه، خاورمیانه بزرگ ترین بازار آهن اسفنجی جهان و یکی از منابع اصلی صادرات آن است. بااین حال، تحولات ژیوپلیتیک و تحریم های موجود علیه ایران، درباره تداوم عرضه، هزینه ها و سرمایه گذاری های آینده این بخش عدم قطعیت ایجاد کرده اند. در کنار تولید فولاد با کوره قوس الکتریکی مبتنی بر قراضه، آهن اسفنجی نیز در صورت استفاده از هیدروژن می تواند مبنایی برای تولید فولاد با انتشار کمتر باشد. بااین حال، تعدادی از پروژه های برنامه ریزی شده برای تولید فولاد کم انتشار به دلیل شرایط نامساعد بازار و ضعف تقاضای ناشی از بحران ظرفیت مازاد جهانی، لغو یا به تعویق افتاده اند. ایران نه فقط تولیدکننده بزرگ فولاد خام، بلکه بازیگری مهم در بازار آهن اسفنجی است. البته عدد 8/11 میلیون تن، ظرفیت توسعه ای در دست پیگیری در زمان تدوین گزارش را نباید تولید تحقق یافته یا ظرفیت قطعیِ راه اندازی شده تلقی کرد. بااین حال، گزارش دو ریسک را مطرح می کند: نخست، تاثیر درگیری منطقه ای بر تحقق پروژه ها و تداوم عرضه. دوم، تحریم ها و عدم قطعیت درباره هزینه و سرمایه گذاری. افزون بر این، هرچند حرکت جهانی به سمت فولاد کم انتشار می تواند تقاضا برای آهن اسفنجی را تقویت کند، همه پروژه های سبز به سرعت به مرحله اجرا نمی رسند؛ ظرفیت مازاد جهانی و ضعف تقاضا می تواند سرمایه گذاری در فناوری های جدید را به تاخیر بیندازد.
1 بازدید
منبع اصلی ↗