اقتصادی ·

زندگی دوباره

فولاد از پایه‌های اصلی اقتصاد مدرن است. ساختمان‌ها، پل‌ها، راه‌آهن، خودروها، ماشین‌آلات و زیرساخت‌های انرژی بدون آن قابل تصور نیستند. بااین‌حال، تولید فولاد به حجم قابل‌توجهی از مواد اولیه و انرژی نیاز دارد و یکی از منابع مهم انتشار گازهای گلخانه‌ای در بخش صنعت به‌شمار می‌رود. اکنون که دولت‌ها و تولیدکنندگان در پی کاهش آثار زیست‌محیطی فعالیت‌های اقتصادی هستند، پرسش اساسی مطرح‌شده این است که چگونه می‌توان ارزش بیشتری از فولاد به‌دست آورد، بی‌آنکه منابع بیشتری مصرف کرد؟
اقتصاد چرخه ای پاسخی متفاوت به الگوی سنتی تولید ارایه می دهد؛ الگویی که بر استخراج مواد اولیه، ساخت محصول و دورریختن آن در پایان عمر مصرفی استوار است. در رویکرد چرخه ای، مواد تا حد امکان در چرخه اقتصادی باقی می مانند و از طریق طراحی بهتر، استفاده مجدد، تعمیر، بازتولید و بازیافت، ارزش آنها حفظ می شود. فولاد برای این رویکرد ظرفیت ویژه ای دارد، زیرا می توان آن را بارها بازیافت کرد، بی آنکه ذاتاً ویژگی های بنیادی ماده از بین برود. خاصیت مغناطیسی فولاد نیز جداسازی آن را از بسیاری از جریان های پسماند آسان تر می کند. بااین حال، اقتصاد بازیافت به جمع آوری قراضه و ذوب دوباره آن محدود نمی شود. قراضه باید بازیابی، تفکیک، پردازش و حمل شود تا کیفیت موردنیاز کارخانه ها را داشته باشد. افزون بر این، عرضه قراضه به میزان فولادی وابسته است که در دهه های گذشته تولید و مصرف شده؛ زیرا ساختمان ها، پل ها و تجهیزات صنعتی ممکن است چندین دهه باقی بمانند. بنابراین، افزایش تقاضای جهانی را نمی توان تنها با بازیافت تامین کرد. سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه (OECD)، در پژوهش های خود درباره اقتصاد چرخه ای فولاد تاکید کرده است که ترکیب بهره وری مواد، بازیافت و روش های کم انتشار تولید می تواند نقش مهمی در کاهش انتشارهای این صنعت داشته باشد. این سازمان همچنین محدودیت عرضه قراضه، ضعف زیرساخت های بازیافت و دشواری کنترل کیفیت را از موانع اصلی می داند. برای تولیدکنندگان، اقتصاد چرخه ای فقط تعهدی زیست محیطی نیست، بلکه راهی برای کاهش وابستگی به مواد خام، تقویت امنیت زنجیره تامین و ایجاد فرصت های تجاری تازه است. تحقق این هدف، از طراحی محصول تا مدیریت پسماند، فناوری تولید و تجارت بین المللی، به تغییراتی هماهنگ نیاز دارد. بازیافت یکی از پایه های این تحول است، اما زمانی بیشترین اثر را خواهد داشت که بخشی از راهبردی جامع برای آینده صنعت فولاد باشد. چگونگی عملکرد اقتصاد چرخه ای اقتصاد چرخه ای فولاد پیش از رسیدن محصول به مرحله بازیافت آغاز می شود. نخستین گام، کاهش مقدار ماده موردنیاز برای انجام یک کار مشخص است. مهندسان می توانند خودروهای سبک تر، قطعات مقاوم تر و ساختمان هایی با مصرف بهینه تر فولاد طراحی کنند، بی آنکه لزوماً ایمنی یا عملکرد محصول کاهش یابد. چنین طراحی هایی نیاز به مواد اولیه و انرژی را در مراحل تولید، حمل ونقل و استفاده پایین می آورند. گام بعدی، افزایش عمر مفید محصولات است. برخی قطعات فولادی را می توان مستقیماً دوباره استفاده کرد؛ ماشین آلات و سازه ها نیز گاهی با تعمیر یا بازسازی به فعالیت خود ادامه می دهند. در بازتولید، قطعات یا تجهیزات مستعمل به شرایط قابل استفاده بازمی گردند. این روش ها ارزش مواد و سرمایه گذاری اولیه را حفظ می کنند و در بسیاری موارد به پردازش کمتری از بازیافت کامل نیاز دارند. هنگامی که محصول به پایان عمر خود می رسد، قراضه به ماده ای ارزشمند برای تولید تبدیل می شود. قراضه دو منشا اصلی دارد: قراضه پیش از مصرف که هنگام تولید، به صورت برش ورق در کارخانه ها در می آید؛ و قراضه پس از مصرف که از خودروهای فرسوده، لوازم خانگی، ماشین آلات و سازه های تخریب شده به دست می آید. نوع نخست معمولاً ترکیب شناخته شده تری دارد، اما نوع دوم ممکن است به تفکیک و پردازش بیشتری نیاز داشته باشد. یکی از فناوری های مهم برای استفاده از قراضه، کوره قوس الکتریکی است. این کوره با استفاده از برق فولاد قراضه را ذوب می کند و در شرایط مناسب می تواند از دیگر مواد آهن دار نیز بهره ببرد. در مقابل، روش سنتی کوره بلند و کوره اکسیژنی عمدتاً بر سنگ آهن و فرآیندهای وابسته به کربن تکیه دارد، هرچند امکان افزودن قراضه به این مسیر نیز وجود دارد. میزان انتشار هر روش به فناوری، ترکیب برق و شرایط تولید بستگی دارد. استفاده از کوره قوس الکتریکی، در صورت دسترسی به قراضه مناسب و برق کم انتشار، می تواند به کاهش انتشار و وابستگی به بخشی از مواد خام کمک کند. بااین حال، یک اقتصاد چرخه ای کارآمد به معنای کنارگذاشتن کامل همه روش های دیگر نیست. نوع محصول، کیفیت قراضه، هزینه انرژی و دسترسی به مواد جایگزین، در انتخاب مسیر تولید نقش دارند. درنهایت، اقتصاد چرخه ای شبکه ای از طراحان، تولیدکنندگان، شرکت های تخریب، بازیافت کنندگان، فعالان حمل ونقل و کارخانه های فولادسازی ایجاد می کند. اگر محصول به گونه ای طراحی شود که جداسازی قطعات آن دشوار باشد، بازیافت نیز پرهزینه تر خواهد شد. در مقابل، طراحی مناسب و نظام جمع آوری منظم، قراضه را به منبعی قابل اعتمادتر برای صنعت تبدیل می کند. اقتصاد قراضه؛ ارزش، عرضه و تجارت قراضه فولاد زباله ای بی ارزش نیست؛ کالایی تجاری است که قیمت آن به عرضه و تقاضا، کیفیت، هزینه حمل ونقل و نیاز کارخانه ها بستگی دارد. استفاده از قراضه می تواند نیاز به سنگ آهن و برخی مواد اولیه دیگر را کاهش دهد و همزمان برای کسب وکارهای جمع آوری، تفکیک، پردازش و توزیع فرصت ایجاد کند. بااین حال، بهره گیری از این ظرفیت به زنجیره تامینی کارآمد وابسته است. پژوهش های سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه درباره بازار جهانی قراضه نشان می دهد که دسترسی به این ماده در مناطق مختلف یکسان نیست. اقتصادهایی با سابقه طولانی صنعتی شدن و ذخایر گسترده خودروها، ساختمان ها و ماشین آلات مستعمل، معمولاً قراضه بیشتری تولید می کنند. در مقابل، کشورهایی که سریع صنعتی می شوند ممکن است به فولادی بیش از میزان قراضه موجود نیاز داشته باشند. این عدم توازن، تجارت بین المللی قراضه را مهم می کند. انتقال قراضه از مناطق دارای مازاد به مراکز تولید فولاد با تقاضای بیشتر می تواند منابع را به استفاده موثرتر برساند. اما برخی دولت ها برای حمایت از فولادسازان داخلی، صادرات قراضه را محدود می کنند. چنین سیاستی شاید در کوتاه مدت به بعضی تولیدکنندگان کمک کند، ولی می تواند هزینه مواد اولیه را برای واردکنندگان بالا ببرد و کارایی بازار جهانی بازیافت را کاهش دهد. بازیافت، انتشار کربن و محدودیت های وعده سبز مهم ترین مزیت زیست محیطی بازیافت فولاد، کاهش نیاز به تولید اولیه، در نتیجه کاهش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه ای است. انجمن جهانی فولاد برآورد می کند که استفاده از هر تن قراضه فولادی می تواند از انتشار حدود 5/1 تن دی اکسید کربن جلوگیری کند و مصرف سنگ آهن، زغال سنگ و سنگ آهک را نیز کاهش دهد. این رقم یک برآورد صنعتی است و میزان واقعی صرفه جویی به فناوری تولید و شرایط انرژی بستگی دارد. بازیافت همچنین می تواند نیاز به استخراج مواد معدنی و حجم پسماندهای دفن شده را کاهش دهد. بااین حال، عملکرد محیط زیستی تنها با اندازه گیری مقدار قراضه جمع آوری شده مشخص نمی شود. فاصله حمل ونقل، انرژی موردنیاز برای پردازش، میزان آلودگی مواد و منبع برق مصرفی نیز در نتیجه نهایی اثرگذارند. کوره قوس الکتریکی نمونه روشنی از این پیچیدگی است. این فناوری می تواند قراضه را به شکل مطلوب به فولاد جدید تبدیل کند، اما میزان انتشار آن تا حدی به چگونگی تولید برق بستگی دارد. کوره ای که از برق حاصل از سوخت های پرکربن استفاده می کند، ردپای زیست محیطی متفاوتی از کوره متکی بر برق کم انتشار خواهد داشت. افزون بر این، بعضی محصولات فولادی باکیفیت به ترکیب شیمیایی دقیقی نیاز دارند که تامین آن تنها با قراضه موجود همیشه ممکن نیست. حتی افزایش چشمگیر بازیافت نیز به تنهایی انتشار صنعت را حذف نمی کند. جهان همچنان برای ساخت مسکن، حمل ونقل، ماشین آلات و زیرساخت های انرژی به فولاد تازه نیاز خواهد داشت. ازآنجاکه عرضه قراضه به فولادی وابسته است که پیش تر وارد چرخه مصرف شده، بخشی از تولید اولیه آهن همچنان ضروری می ماند. کاهش انتشار در این بخش به روش هایی مانند افزایش بهره وری، تولید آهن احیاشده با انرژی کم انتشار و در برخی موارد جذب کربن نیاز دارد. بهره وری مواد نیز اهمیت فراوانی دارد. اگر یک ساختمان با طراحی بهتر به فولاد کمتری نیاز داشته باشد، تقاضا برای فولاد اولیه و بازیافتی هر دو کاهش می یابد. استفاده مجدد از قطعات سازه ای و افزایش عمر محصولات نیز می تواند از مصرف منابع بکاهد. سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه بر ترکیب این راهکارها با تولید کم انتشار تاکید می کند، زیرا تکیه بر بازیافت به تنهایی ظرفیت محدودی برای کاهش انتشار دارد. این گذار از نظر مالی نیز آسان نیست. کارخانه های بازیافت، کوره های الکتریکی، شبکه برق پاک و تجهیزات تفکیک پیشرفته به سرمایه گذاری نیاز دارند. تولیدکنندگان درعین حال با نوسان قیمت قراضه، هزینه انرژی، مقررات کربنی و رقابت جهانی مواجه اند. بنابراین، وعده سبز فولاد بازیافتی زمانی معتبر است که با اندازه گیری شفاف انتشار، بررسی هزینه های واقعی و ارزیابی مستقل همراه شود. ساخت صنعتی رقابتی بر پایه اقتصاد چرخه ای گذار به اقتصاد چرخه ای فولاد به همکاری تولیدکنندگان، دولت ها و همه حلقه های زنجیره تامین نیاز دارد. فولادسازان می توانند در فناوری های سازگار با قراضه، بهره وری انرژی و کنترل کیفیت سرمایه گذاری کنند. طراحان باید محصولاتی تولید کنند که تعمیر، جداسازی و بازیافت آنها آسان تر باشد. شرکت های ساختمانی و خودروسازان نیز می توانند برای بازیابی و استفاده مجدد از مواد در پایان عمر محصولات، نظام های مشخصی ایجاد کنند. دولت ها با بهبود جمع آوری پسماند، تدوین استانداردهای روشن برای مواد بازیافتی و حمایت از تاسیسات پردازش مدرن می توانند این مسیر را تقویت کنند. خریدهای دولتی نیز ابزاری موثر است: اگر پروژه های زیرساختی معیارهای شفاف زیست محیطی داشته باشند، تولیدکنندگان برای اثبات عملکرد بهتر محصولات خود انگیزه بیشتری خواهند داشت. البته این سیاست ها باید بر نتایج قابل اندازه گیری استوار باشند تا حمایت از تولیدکننده ای خاص، بدون دستاورد واقعی زیست محیطی، توجیه نشود. هماهنگی بین المللی نیز ضروری است، زیرا بازار قراضه به مرزهای ملی محدود نمی ماند. استانداردهای سازگار و اطلاعات قابل اعتماد درباره کیفیت مواد، تجارت را تسهیل می کنند. دولت ها باید پیش از محدودکردن صادرات، پیامدهای آن را برای دیگر تولیدکنندگان و کارایی کلی بازیافت بررسی کنند. تحلیل های سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه نیز بر نقش تجارت، سرمایه گذاری و رهگیری بهتر قراضه در پاسخ گویی به تقاضای آینده تاکید می کنند. این تحول باید نیروی کار و جوامع صنعتی را نیز در نظر بگیرد. فناوری های جدید و تاسیسات بازیافت می توانند فرصت های شغلی ایجاد کنند، اما همزمان مهارت های موردنیاز و محل فعالیت های صنعتی را تغییر می دهند. آموزش نیروی کار، مشارکت کارکنان و برنامه ریزی منطقه ای می تواند کمک کند که منافع اقتصادی گذار به قیمت تضعیف معیشت شاغلان تمام نشود. درنهایت، موفقیت اقتصاد چرخه ای را نباید فقط با نرخ بازیافت سنجید. میزان کاهش مصرف مواد، طول عمر محصولات، کارایی بازیابی قراضه و مقدار کاهش انتشار در کل زنجیره تولید نیز اهمیت دارند. صنعت باید همچنان بتواند فولادهای تخصصی موردنیاز ساختمان، حمل ونقل، ماشین آلات و انرژی پاک را تامین کند. * روزنامه نگار