اقتصادی ·

نجواگران کرملین و ماموریت مهار فاجعه اتمی

دنیای اقتصاد: سپیده‌ دم سوم مارس ۲۰۲۲ (۱۲ اسفند ۱۴۰۰)، زنگ تلفن ریچارد کان، وکیل با سابقه اهل کنتیکت، سکوت شب را شکست. آن سوی خط،صدایی از مسکو هشدار می‌داد که جهان در یک قدمی جنگ هسته‌ای تمام‌ عیار ایستاده است.
به گزارش خبرنگار گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، سپیده دم سوم مارس ۲۰۲۲ (۱۲ اسفند ۱۴۰۰)، زنگ تلفن ریچارد کان، وکیل با سابقه اهل کنتیکت، سکوت شب را شکست. آن سوی خط،صدایی از مسکو هشدار می داد که جهان در یک قدمی جنگ هسته ای تمام عیار ایستاده است. کان از زمان خروجش از روسیه در حدود سال۲۰۰۷ -پانزده سال پیش از این تماس-، تنها یک بار با این فرد هم کلام شده بود. اما مردی که پشت خط امن و رمزگذاری شده فریاد می زد، از وضعیتی فوق العاده بحرانی خبر می داد. در روایت کم سابقه ای که روزنامه فایننشال تایمز از پشت پرده این تکاپوی دیپلماتیک به تصویر کشیده، تنها یک هفته از فرمان ولادیمیر پوتین برای تهاجم سراسری به اوکراین می گذشت و ماشین جنگی کرملین طبق پیش بینی ها پیش نمی رفت. تماس گیرنده روس با اضطرابی بی سابقه تاکید می کرد که مسکو این نبرد را تهدیدی علیه موجودیت خود می بیند و رهبران کرملین به این باور رسیده اند که آمریکا کمر به نابودی روسیه بسته است. او هشدار می داد پوتین برای پیروزی در جنگ، کاملا آماده است به سراغ سلاح های هسته ای تاکتیکی در اوکراین برود و واشنگتن باید این واقعیت را جدی بگیرد. به گفته او، غربی ها ناخواسته و چشم بسته به سوی جنگ جهانی سوم قدم برمی داشتند. کان به خوبی می دانست که این بازرگان روس به بالاترین سطوح قدرت در کرملین راه دارد و پیش از آن هرگز او را چنین برآشفته ندیده بود. تماس گیرنده روس یادآور شد که با همین مکالمه ریسک بزرگی می کند. کان کوشید او را آرام کند و توضیح داد که طی ماه های گذشته، ایده ایجاد یک مجرای ارتباطی محرمانه با مسکو را با اریک گرین، مدیر ارشد پرونده روسیه در شورای امنیت ملی آمریکا، در میان گذاشته است. دو طرف بلافاصله به تکاپو افتادند تا راهی برای رساندن پیام به حلقه نزدیکان پوتین پیدا کنند و مانع از گسترش دامنه جنگ شوند. تاجر روس وعده داد سر میز ناهار، موضوع را با یوری اوشاکوف، مشاور سیاست خارجی پوتین مطرح کند. نزدیک ساعت چهار صبح بود که مکالمه به پایان رسید. خواب تا دو شبانه روز به چشمان کان نیامد. او پس از آنکه بر اعصاب خود مسلط شد، در پیام رسان سیگنال پیامی برای گرین فرستاد. گرین یک ساعت بعد تماس گرفت و تایید کرد که کاخ سفید پیش تر هم گزارش هایی درباره احتمال توسل پوتین به گزینه هسته ای دریافت کرده است. کان احساس می کرد بار مسیولیتی سنگین بر دوشش افتاده و باید هر کاری از دستش بر می آید برای مهار این بحران انجام دهد. پای کان از اواخر دهه هفتاد میلادی و پس از گذراندن یک دوره دانشجویی در لنینگراد به روسیه باز شده بود. پس از فروپاشی شوروی، او همراه خانواده اش به مسکو کوچ کرد تا در دوران ریاست جمهوری بوریس یلتسین، در گذار حقوقی و اقتصادی روسیه به سمت بازار آزاد نقشی ایفا کند. او در دوره نخست ریاست جمهوری پوتین هم، زمانی که شرکت های بزرگ روسی در حال ورود به بازارهای جهانی بودند، به مسکو بازگشت. این وکیل شصت و هشت ساله همیشه سودای ایفای نقشی اثرگذار در بزنگاه های بزرگ را در سر داشت. سال ۲۰۲۱ و کمی پس از آغاز به کار دولت جو بایدن، کان ایده شکل دهی به دیپلماسی پشت پرده را با اریک گرین در میان گذاشته بود. استدلال او ساده بود و باور داشت آمریکایی های باسابقه ای که در لایه های بالایی قدرت در مسکو نفوذ دارند، می توانند به صورت غیررسمی روی پرونده های حساس کار کنند و ایده هایی را بیازمایند که طرح آنها در چارچوب خشک دیپلماسی رسمی ممکن نیست. گرین نیز از او خواسته بود جزییات طرح را مکتوب کند و بفرستد. شاه کلید نفوذ به حلقه پوتین تا آوریل ۲۰۲۲، مذاکرات صلح استانبول میان مسکو و کی یف به بن بست خورده بود. پوتین که اکثر مقامات ارشد خود را هم از نقشه حمله بی خبر گذاشته بود، پس از ناکامی های اولیه بیش از پیش در انزوا فرورفت و بر شدت حملات افزود. در آن روزها، به گفته کان، گرین گفته بود که هیچ گفت وگوی معناداری، نه در سطح رسمی و نه در پشت پرده، میان واشنگتن و مسکو جریان ندارد. گرین این را رد می کند. کان احساس کرد فرصتی برای ورود به میدان فراهم شده است. تلاش رابط روس او برای رایزنی با اوشاکوف به جایی نرسیده بود و کان برای نفوذ به حلقه یاران پوتین به شاه کلید دیگری نیاز داشت. این شاه کلید کسی نبود جز باب فورزمن. فورزمن، بانکدار پنجاه و هشت ساله آمریکایی، سال های نوجوانی خود را در اوج التهابات جنگ سرد گذرانده بود. تماشای فیلم تلویزیونی «روز بعد» در پانزده سالگی، که تصویرگر ویرانی آمریکا در پی جنگ اتمی با شوروی بود، مسیر فکری او را تغییر داد و مهار فاجعه هسته ای را به دغدغه اصلی زندگی اش تبدیل کرد. او پس از فروپاشی شوروی به عنوان مشاور بانک جهانی در پروژه خصوصی سازی راهی اوکراین شد و در اوایل دهه دو هزار، ریاست بازوی سرمایه گذاری درسدنر بانک آلمان در مسکو را بر عهده گرفت. این جایگاه به او آموخت که محافل مالی چطور می توانند به مجاری دیپلماسی پنهان میان مسکو و واشنگتن تبدیل شوند. برای فورزمن، بانکداری صرفا راهی برای تامین هزینه های زندگی بود و جاذبه اصلی در دنیای سیاست و دیپلماسی نهفته بود. سپتامبر ۲۰۲۲، وقتی کان در رستورانی در حومه نیویورک ایده برقراری ارتباط با پوتین را مطرح کرد، فورزمن با هیجانی کم نظیر از آن استقبال کرد. او هم بیم آن داشت که جنگ اوکراین به رویارویی اتمی با آمریکا بینجامد. ترس او تا جایی پیش رفته بود که در بهار همان سال، بخشی از دارایی هایش را نقد کرده و به فکر خرید ملک در اروگویه افتاده بود تا پناهگاهی امن در برابر تشعشعات اتمی داشته باشد. اما برگ برنده فورزمن، دوستی دیرینه اش با ماتیاس وارنیگ بود. این افسر اطلاعاتی سابق آلمان شرقی در درسدنر بانک با او همکاری می کرد و از معدود کسانی به شمار می رفت که بدون واسطه به شخص پوتین دسترسی داشت. چهارم اکتبر ۲۰۲۲، هتل فرودگاه زوریخ میزبان نشست محرمانه کان، فورزمن و وارنیگ بود. فضای بین المللی به شدت ملتهب بود و رسانه های آمریکایی از نگرانی عمیق کاخ سفید بابت احتمال کاربرد سلاح هسته ای توسط روسیه خبر می دادند. وارنیگ با جثه ای تنومند و لحنی آرام و سنجیده، از گذشته اش در اشتازی و رفاقت دیرینه اش با پوتین گفت. دوستی آن دو، به ادعای وارنیگ، به اوایل دهه نود میلادی در سن پترزبورگ بازمی گشت و پیوندشان به قدری عمیق بود که پوتین پس از تصادف شدید همسرش در سال ۱۹۹۳، دو دختر خود را به خانه وارنیگ در آلمان فرستاد. وارنیگ بعدها در هییت مدیره غول های دولتی روسیه همچون روس نفت و بانک روسیا جا گرفت و مدیریت پروژه خط لوله گازی نورد استریم را بر عهده داشت. وارنیگ در آن جلسه فاش کرد که پوتین حتی او را هم در جریان طرح حمله به اوکراین قرار نداده بود. به گفته او، کینه عمیق پوتین از آنچه تحقیرهای گذشته غرب می پنداشت، دستش را به سمت ماشه برده بود. در آن مقطع، پوتین در واکنش به شکست های میدانی، چهار منطقه اوکراین را ضمیمه خاک روسیه کرده و علنا هشدار داده بود که برای دفاع از این مناطق از تمام ابزارهای موجود بهره خواهد گرفت. این سخنان، تهدیدی آشکار به استفاده از سلاح اتمی تلقی می شد. پیام کاخ سفید روی میز صبحانه وارنیگ که به تازگی از مسکو بازگشته بود، از وضعیت روحی پوتین پس از دو سال قرنطینه و انزوای شدید دوران کرونا ابراز نگرانی می کرد. او تاکید داشت که هیچ خط ارتباطی فعالی میان طرفین وجود ندارد و باید هرچه سریع تر راهی برای برون رفت از بحران پیدا کرد. وارنیگ پذیرفت که پیام را صریح و بی واسطه به گوش دوست قدیمی اش برساند. بلافاصله پس از نشست زوریخ، کان خلاصه مذاکرات را برای اریک گرین در کاخ سفید فرستاد. گرین در تماسی از طریق سیگنال گفت که کاخ سفید پیام های مشخصی برای پوتین دارد و می خواهد وارنیگ آنها را منتقل کند. کان که در سفری کاری در مولداوی به سر می برد، پیام ها را به خاطر سپرد و بی درنگ راهی آلمان شد تا وارنیگ را در باشگاه گلفی در نزدیکی خانه اش ببیند. کان بر سر میز صبحانه، پیام مستقیم واشنگتن را منتقل کرد. پیام کاخ سفید روشن بود: آمریکا به دنبال تغییر رژیم در مسکو یا نابودی روسیه نیست، هیچ تهدید وجودی متوجه روسیه نیست و واشنگتن خواهان حفظ نظم بین المللی و بازگشت صلح است. وارنیگ پذیرفت که پیام را برساند، هرچند خاطرنشان کرد که پوتین در حبابی اطلاعاتی محبوس است و گزارش های دست چین شده از میدان جنگ دریافت می کند. بیست و ششم اکتبر، وارنیگ پس از بازگشت از مسکو، در فرودگاه فرانکفورت با کان و فورزمن دیدار کرد. او شب قبل را به تنهایی با پوتین گذرانده بود. وارنیگ دفترچه یادداشتش را گشود و پاسخ پوتین را خواند. رییس جمهور روسیه گفته بود که چاره ای جز ادامه عملیات نظامی ندارد، اما در عین حال آماده گفت وگو بر سر راه حل هاست و صلحی می خواهد که یک قرن دوام بیاورد. به گفته پوتین، پیش نویس مذاکرات استانبول می توانست نقطه عزیمت خوبی باشد و برای شروع، جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آمریکا باید با همتای روس خود، یوری اوشاکوف تماس می گرفت. وارنیگ در پاسخ به پرسش کان درباره سایه جنگ هسته ای، با خیالی آسوده گفت که خطر رفع شده است. فردای آن روز، پوتین در کنفرانسی درباره سیاست خارجی لحن خود را به شکل محسوسی تغییر داد و اعلام کرد که مسکو نیازی به استفاده از سلاح هسته ای ندارد و چنین اقدامی فاقد هرگونه توجیه سیاسی یا نظامی است. کمی بعد، گزارش های مطبوعاتی از تماس های محرمانه سالیوان و اوشاکوف پرده برداشتند و کان و فورزمن آن را نشانه اثرگذاری پیام وارنیگ دانستند. سراب صلح در جزایر قناری این گروه کوچک که ابتکار خود را «پلتفرم» نامیده بودند، گام بعدی را طراحی نقشه راه صلح قرار دادند. برای این کار، به کانالی مشابه در کی یف نیاز داشتند تا به ولودیمیر زلنسکی دسترسی پیدا کنند. آنها به سراغ الکساندر رودنیانسکی، تهیه کننده سرشناس اوکراینی رفتند که در شکل گیری مذاکرات استانبول نقش داشت. ژانویه ۲۰۲۳، اعضای گروه در جزایر قناری گرد هم آمدند تا پیش نویس طرح صلح را آماده کنند. بر پایه این طرح، روسیه باید از بخش عمده مناطق تازه اشغال شده عقب نشینی می کرد و مرزها به خطوط پیش از جنگ در کریمه و بخش هایی از دونباس بازمی گشت. در مقابل، اوکراین کنترل روسیه بر کریمه و ایجاد یک گذرگاه زمینی به این شبه جزیره را به رسمیت می شناخت. برای تضمین آتش بس، کشورهای عضو ناتو چتر حمایتی خود را بر سر اوکراین می گشودند و مسکو و واشنگتن مذاکرات مجزایی را درباره توافق های امنیتی آغاز می کردند. ابتدای فوریه ۲۰۲۳، وارنیگ خبر داد که پوتین متن طرح را خط به خط خوانده و حاشیه نویسی کرده است. پوتین با کلیت خطوط مرزی پیشنهادی موافق بود و می گفت در صورت کنار گذاشتن دایمی پرونده عضویت اوکراین در ناتو، با پیوستن کی یف به اتحادیه اروپا و دریافت تضمین های امنیتی دیگر مشکلی ندارد. اما ورق در میدان جنگ برگشته بود. پیشروی های ارتش اوکراین در پاییز ۲۰۲۲، روحیه رهبران کی یف را تغییر داده بود. رودنیانسکی دریافت که زلنسکی و آندری یرماک، رییس پرنفوذ دفتر او، حاضر به دادن هیچ امتیاز ارضی به مسکو نیستند و حتی رغبتی به بررسی طرح ندارند، چراکه گمان می کردند ارتش روسیه در آستانه فروپاشی است. امیدها برای رسیدن به توافق در نخستین سالگرد جنگ، خیلی زود بر باد رفت. هجدهم فوریه، کان و فورزمن بار دیگر وارنیگ را در زوریخ دیدند، اما این بار فضا کاملا متفاوت بود. پوتین جزییات این کانال غیررسمی را با اوشاکوف و سه مقام ارشد دیگر در میان گذاشته و خواسته بود در گفت وگو با سالیوان، از اعتبار نمایندگی آمریکایی ها مطمین شوند. به روایت پوتین، سالیوان به اوشاکوف گفته بود که کاخ سفید این کانال را تایید نمی کند و مجاری رسمی موجود را کافی می داند. تلاش های کان برای جلب حمایت دوباره شورای امنیت ملی راه به جایی نبرد. در دیدار بعدی، پوتین سخن وارنیگ را برید و گفت سالیوان بار دیگر تاکید کرده که واشنگتن نیازی به این مجرای غیررسمی نمی بیند. همزمان، دولت اوکراین نام وارنیگ را در فهرست تحریم های خود قرار داد و اوشاکوف با کنایه، این تحریم را به پای پاداش تلاش های صلح جویانه او نوشت. بدون پشتوانه رسمی واشنگتن، پرونده این کانال عملا بسته شد. ماهها بعد، ضدحملات بزرگ اوکراین دستاورد ارضی مهمی به همراه نداشت و جنگ وارد فازی فرسایشی شد، در حالی که مطالبات پوتین بسیار فراتر از آن روزها رفته است. اعضای این گروه معتقدند واشنگتن و کی یف بخت بزرگی را برای پایان دادن به جنگ با شروطی به مراتب بهتر از وضعیت کنونی، از کف دادند. به باور کان، می شد آمادگی پوتین برای مصالحه را در همان مقطع به بوته آزمایش گذاشت. البته مقامات پیشین دولت آمریکا روایت دیگری دارند. به گفته آنها، اوشاکوف در مکالمات رسمی خود با سالیوان هرگز نامی از کانال وارنیگ نبرده بود و همین موضوع نشان می دهد شاید خود اوشاکوف برای حفظ انحصار قدرت در کرملین، زیرآب این ابتکار را نزد پوتین زده است. از سوی دیگر، مقامات آمریکایی تاکید می کنند که گروه کان تنها یکی از داده های بی شمار، مبهم و اغلب متناقض درباره نیات واقعی پوتین بود و برای مهار بحران هسته ای، از نامه نگاری مستقیم بایدن تا فشارهای دیپلماتیک پکن و دهلی نو به کار گرفته شد. به گفته گرین، این تصور که پوتین بخواهد توافقی به این عظمت را از مسیر یک جاسوس بازنشسته آلمان شرقی و یک وکیل آمریکایی پیش ببرد، چندان با منطق سیاست همخوانی نداشت. حالا که چند سال از آن روزها گذشته، وارنیگ همچنان بر این باوراست که پوتین در آن مقطع واقعا آماده مصالحه بود؛ هرچند برخیمقام های پیشین آمریکایی می پرسند آیا هیاهوی هسته ای مسکو درپاییز ۲۰۲۲، بیش از آنکه تصمیمی واقعی برای فشردن دکمه اتمیباشد، بلوفی برای جلوگیری از افزایش کمک های نظامی واشنگتن به اوکراین نبوده است؟