اقتصادی ·

شجاعت عمل در سیاستگذاری ارزی

دنیای اقتصاد:بن برنانکی، رییس فدرال‌رزرو در سال‌های 2006 تا 2014، کتاب اتوبیوگرافی خود را «شجاعت عمل» نام گذاشت. در این کتاب برنانکی لحظه و جسارت تصمیم‌گیری سیاستگذار (بانک مرکزی) در مواجهه با شرایط اضطرار را شجاعت عمل نامید که به معنای اتخاذ مناسب‌ترین راه‌حل در دسترس در کوتاه‌ترین زمان ممکن در رویارویی با پدیده‌های منفی اقتصاد کلان است. از اوایل شهریورماه سال جاری، به واسطه شرایط خاص بیرونی حاکم بر کشور از جمله جنگ، تشدید تحریم‌های خصمانه و محاصره اقتصادی، نرخ ارز در بازار غیررسمی با نوسانات قابل‌توجهی همراه شد و در شرایطی که نرخ دلار غیررسمی در فصل بهار در کانال قیمتی 180-150هزار تومان و در دو ماه ابتدایی تابستان در دامنه قیمتی 190-170 هزار تومان نوسان داشت، از اوایل شهریورماه با گذر از مقاومت قیمتی 200هزار تومان، در روندی شتابان به حدود 270هزار تومان نزدیک شد.
در مواجهه با این وضعیت، درحالی که ناظران بیرونی (به ویژه دشمنان) و آحاد جامعه در داخل گمان داشتند که به دلیل خسارات زیرساختی ناشی از جنگ و محاصره اقتصادی، ذخایر ارزی کشور به شدت کاهش یافته و دست بانک مرکزی برای ورود پرقدرت به بازار ارز و مدیریت این بازار به شدت بسته است، بانک مرکزی در تاریخ هشتم مهرماه از برنامه سیاستی خود برای مدیریت بازار ارز رونمایی کرد. به موجب این طرح بانک مرکزی اعلام کرد که کلیه اشخاص حقیقی می توانند از طریق شعب پنج بانک ملی، ملت، صادرات، تجارت و سامان نسبت به خرید ارز تا سقف 10هزار دلار اقدام کنند. در همان ساعات ابتدایی واکنش های متفاوتی در فضای سیاسی، اقتصادی و رسانه ای داخلی و حتی رسانه های معاند در این خصوص شکل گرفت و اظهارنظرهای مختلفی عموما با سوگیری منفی و انتقادی از سوی رجال سیاسی و برخی صاحب نظران اقتصادی مطرح شد. اما حال که به آثار اجرای این طرح به دور از سلایق شخصی و سیاسی و جناحی نگریسته می شود، به نظر می رسد این همان لحظه «شجاعت عمل» بود که بن برنانکی نام گذاری کرده بود و بانک مرکزی ما نیز به اهمیت آن واقف بود و در لحظه مناسب از ظرفیت خود به شکل بهینه استفاده کرد. در این الگوی مداخلاتی جدید، برخلاف ادوار و سنوات گذشته بانک مرکزی مقوله ذهنی را به امر عینی تبدیل کرد و با استفاده از بازوی اصلی و دیرینه خود، یعنی شعب گسترده شبکه بانکی در سرتاسر کشور، در بازار ارز مداخله کرد. همان الگویی که در سالیان گذشته در کشورهای متعددی در جهان (اعم از توسعه یافته و نوظهور) به کرات مشاهده شده بود و جای آن در نظام حکمرانی ارزی ایران همواره خالی بود. همیشه این امر مورد سوال بود که چرا بانک مرکزی ایران از الگوی کشورهای دیگر تبعیت نمی کند و چرا پس از هر بار اعلام بانک مرکزی مبنی بر حضور پرقدرت در بازار، آثار و ردپای ملموسی از این حضور و ورود مشاهده نمی شود. این بار نیز مردم و فعالان اقتصادی به اعلامیه بانک مرکزی ابتدا به دیده شک نگریستند. زیرا تجربه سال های 1403 و 1404 نشان می داد که به رغم اعلام بانک مرکزی مبنی بر مداخله میلیارددلاری در بازار ارز، مردم و فعالان اقتصادی تجربه ای از دسترسی به ارزهای عرضه شده و امکان خرید آن را به خاطر نداشتند. اما این بار بانک مرکزی به صراحت اعلام کرد که قصد مداخله در بازار ارز را دارد و ضمن اعلام زمان و حجم آن، به عموم جامعه اعلام کرد که هر شخص حقیقی که بنا به تقاضای احتیاطی و واقعی قصد خرید ارز دارد، می تواند به سهولت به شعب بانک های مذکور مراجعه کرده و تا سقف 10هزار دلار ارز خریداری نماید. همچنین برای اولین بار بانک مرکزی از ظرفیت فروش برخط توسط بانک های عامل استفاده کرد و از طریق اپلیکیشن های مرتبط با بانک های نامبرده به سهولت و در سرتاسر جغرافیای ایران امکان خرید ارز برای تمامی اشخاص حقیقی فراهم شد. به عبارتی بانک مرکزی در قالب طرح جدید خود، سیستمی شفاف، قابل دسترس و با توزیع جغرافیایی گسترده را طرح ریزی و پیاده سازی کرد و به راستی از دید عموم جامعه، واقعیت عملکرد سیاستگذار در زمینه مدیریت بازار ارز و مداخله ارزی با آنچه بیان کرده بود و وعده داده بود تطابق کامل داشت. ضمن آنکه باید در نظر داشت بانک مرکزی در سال ها و دهه های گذشته نیز از محل ذخایر ارزی در اختیار خود (به ویژه در دهه های 1380 و 1390 با بهره گیری از انباره ارزهای حاصل از صادرات نفتی) و طبق اعلام روسای وقت بانک مرکزی، مداخلات گسترده ای در بازار ارز انجام داده بود که به رغم حجم بالای آن، از حیث شفافیت و توزیع جغرافیایی به هیچ وجه قابل قیاس با مداخله کنونی بانک مرکزی نبود. مضافا اقتصاد ایران در سال های مذکور از حیث عملکرد متغیرهای سیاسی و مولفه های سیاسی، شرایط کاملا متفاوتی داشت؛ حال آنکه بانک مرکزی در مهرماه 1405 زمانی شروع به مداخله کرد که بازار ارز تحت شدیدترین حملات سفته بازانه در طول تاریخ بود و وزیر خزانه داری دولت ترامپ قول فروپاشی اقتصاد ایران ظرف مدت دو هفته را اعلام کرده بود. سیاست بانک مرکزی در مقطعی عملیاتی شد که اقتصاد ایران تحت فشار شدیدترین تحریم ها و محاصره اقتصادی قرار داشت و کمترین پیش بینی از نرخ دلار غیررسمی در اواخر مهرماه رقم 300هزار تومان بود. فارغ از توطیه های دشمن، برآیند کلیه نیروهای اقتصادی موثر بر بازار ارز (نظیر رشد کل های پولی، کسری بودجه دولت، تورم مزمن و انتظارات تورمی بالا، افت تولید ناخالص داخلی و کاهش درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفتی و غیرنفتی) نیز حرکت به سمت جهش نرخ ارز بود. بانک مرکزی در چنین شرایطی با شجاعت عمل و جسارت کامل اعلام کرد که برنامه عرضه دو میلیارد دلار ارز را در دستور کار خود دارد. متعاقب اقدام بانک مرکزی و نیز برخی اقدامات تکمیلی نظیر ساماندهی ترتیبات معاملات بازار رمزارز تتر و شناسایی اشخاص مظنون به پولشویی و معامله در بازار غیررسمی، مزید بر علت شد تا در مقابل شدیدترین فشارهای وارده، نرخ دلار در بازار غیررسمی ارز با روند کاهشی همراه شود و از حدود 270هزار تومان به حدود 260-259هزار تومان کاهش یابد و با وجود انتشار اخبار و شایعات منفی در فضای رسانه ای و شبکه های اجتماعی و تلاش برای تزریق دلهره و هراس به جامعه ایران، نرخ ارز در بازار غیررسمی با روند باثباتی مواجه بوده است.