اقتصادی
·
پیروز مجتهدزاده؛ پنج دهه اندیشه و تلاش در پاسداشت مرزها و هویت ملی ایران
دنیای اقتصاد: استاد فاضل، فرزانه و ایران دوست، دکتر پیروز مجتهدزاده و از چهره های شاخص جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک پس از یک دوره طولانی و سخت بیماری در 80 سالگی در 23 مهر ماه 1405 در لندن درگذشت.
استاد فاضل، فرزانه و ایران دوست، دکتر پیروز مجتهدزاده و از چهره های شاخص جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک پس از یک دوره طولانی و سخت بیماری در 80 سالگی در 23 مهر ماه 1405 در لندن درگذشت. پیروز مجتهدزاده، فرزند شادروان علی مجتهدزاده و زنده یاد نیره الملوک ملک محمدی نوری، متولد ۲۰ بهمن ۱۳۲۴، در شهرستان نور در استان مازندران بود. پیروز مجتهدزاده تا کلاس یازده در نور ماند و چون آن جا مقطع دیپلم نداشت، با مساعدت پدر و به همراه برادرش در سال ۱۳۴۳ راهی تهران شد و در سال ۱۳۴۴ در مدرسه پهلوی پیشین واقع در خیابان ری در رشته ادبی دیپلم گرفت. مجتهدزاده تحصیلات دانشگاهی خود را در مقطع کارشناسی در سال های ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۰در رشته جغرافیای انسانی و اقتصادی در دانشگاه تهران دنبال کرد و سپس برای ادامه تحصیلات عالی راهی بریتانیا شد. او در دانشگاه منچستر در رشته جغرافیای سیاسی تحصیل کرد و مدرک کارشناسی ارشد خود را در فاصله سال های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵دریافت کرد. مرحله بعدی تحصیلات او در دانشگاه معتبر آکسفورد سپری شد؛ جایی که از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۸در مقطع دکتری به تحصیل پرداخت. او بعدها تحصیلات دکتری دیگری را در رشته جغرافیای سیاسی در دانشگاه لندن ادامه داد و در فاصله سال های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۲ این دوره را به پایان رساند. دوره تحصیل او در دانشگاه آکسفورد، به ویژه ارتباط علمی اش با ژان گاتمَن، جغرافی دان برجسته فرانسوی ـ آمریکایی و از چهره های اثرگذار در تحول جغرافیای سیاسی، در شکل گیری بینش نظری او اهمیتی ویژه داشت. مجتهدزاده از گاتَمن همواره به عنوان استاد و راهنمایی یاد کرده بود که در فهم مفاهیم بنیادین جغرافیای سیاسی از جمله حکومت، سرزمین و مرز و سازمان یابی فضای جغرافیایی بسیار بر او تاثیر گذاشته بود. به روایت مجتهدزاده، گاتمن با طرح پژوهشی او که می کوشید مطالعات مربوط به یونان باستان را به تاریخ ایران باستان، به ویژه دوره ساسانی، پیوند دهد، موافقت کرده بود. مجتهدزاده این تجربه را از نقاط عطف زندگی علمی خود می دانست. مجتهدزاده در کنار گاتمن، همواره از دو استاد خود در دوره کارشناسی جغرافیا در دانشگاه تهران یعنی دکتر محمدحسن گَنجی و خانم دکتر دُرًه میرحیدر، دو چهره برجسته جغرافیای ایران و از بنیان گذاران این رشته در کشور به نیکی و با احترام یاد می کرد. فعالیت مطالعاتی، تحقیقاتی و آموزشی پیروز مجتهدزاده در بریتانیا در مرکز مطالعات ژیوپولیتیک و مرزهای بین المللی در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن و همچنین بنیاد پژوهشی یوروسویک شکل گرفت که خود سال ها ریاست این موسسه تحقیقاتی را برعهده داشت و در دوره ای کوتاه در سال تحصیلی ۲۰۱۳–۲۰۱۴ میلادی (۱۳۹۲–۱۳۹۳) در دانشگاه جرج واشینگتن در آمریکا به تدریس ژیوپلیتیک خاورمیانه پرداخت. از اواخر دهه 1370 نیز همکاری های علمی و آموزشی او با دانشگاه های ایران از جمله دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه تهران و دانشگاه شهید بهشتی آغاز شد که مرحله ای مهم اما پر فراز و نشیب از زندگی علمی و حرفه ای او بود. از یک سو او فرصت یافت چندین دهه دانش و تجربه بین المللی خود را در جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک در اختیار دانشجویان و علاقه مندان این حوزه قرار دهد، در صدها همایش و سمینار در شهرهای بزرگ و کوچک و در دانشگاه های مختلف دیدگاه هایش را مطرح کند و علاوه بر ترجمه آثارش که به انگلیسی منتشر شده بود، با تالیف و انتشار کتاب های مهم و تاثیرگذاری در جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک، گام های بسیار مهمی در تحول این رشته مطالعاتی در ایران برداشت. هرچند روی دیگر سکه، بی مهری ها و جفاهایی بود که به او رو داشته شد که قطع همکاری با دانشگاه تربیت مدرس، جلوگیری از تدریس در دانشگاه های تهران و شهید بهشتی و جلوگیری از انتشار کتاب هایش تنها بخشی از این بی مهری ها بود که متاسفانه فشارهای روحی و روانی که به او وارد شد، نقش مهمی در تشدید بیماری های او در سال های اخیر داشت. اما عشق و علاقه بی پایان او به ایران و شور و اشتیاق او برای آموزش به دانشجویان فراتر از این بی مهری ها بود و در سال های اخیر علی رغم کهولت سن، دیابت شدید و دوری از خانواده، از بریتانیا به ایران می آمد تا به تدریس در دوره کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار بپردازد. در حالی که از نظر مالی و همچنین اعتبار علمی و دانشگاهی در اواخر عمر حقیقتاً هیچ گونه نیازی به تحمل چنین زحمت و رنجی نداشت. یک بار که نگارنده از او دلیل این تصمیم را جویا شد، پاسخ داد جوانانی علاقه مند و باانگیزه در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار هستند که به خاطر آن ها به ایران می آیم و اگر بتوانم تاثیری روی آن ها بگذارم، به وظیفه و رسالتم عمل کردم. اما بدون تردید، مهم ترین میراث فکری، علمی و مطالعاتی پیروز مجتهدزاده، مطالعات و پژوهش های گران سنگ و ارزشمند او در دفاع از هویت تاریخی و ملی ایران در خلیج فارس به ویژه جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی است که طی بیش از 50 سال تلاش بی وقفه و مستمری را از خود به یادگار گذاشت. مجتهدزاده زمانی که دانشجوی کارشناسی جغرافیا در دانشگاه تهران بود، نخستین کتابش را با عنوان «شیخ نشین های خلیج فارس» را در سال 1349 توسط انتشارات عطایی منتشر کرد. کتاب به بررسی شیخ نشین های جنوب خلیج فارس، ساختار سیاسی آن ها و روند شکل گیری واحدهای سیاسی جدید در پی افول حضور استعماری بریتانیا می پرداز و محور اصلی آن، تحولات تاریخی و ژیوپلیتیکی منطقه و چگونگی تبدیل شیخ نشین های تحت الحمایه بریتانیا به دولت های مستقل است؛ موضوعی که بعدها به یکی از محورهای اصلی پژوهش های مجتهدزاده درباره جغرافیای سیاسی و مرزهای خلیج فارس تبدیل شد. طبق خاطرات مجتهدزاده، زمانی که کتاب «شیخ نشین های خلیج فارس» در سال ۱۳۴۹ منتشر شد و توجه دکتر علینقی عالیخانی، رییس وقت دانشگاه تهران و دکتر سیدحسین نصر، معاون آموزشی دانشگاه تهران، را جلب کرد. عالیخانی برای تشویق او ترتیب سفری پژوهشی به شیخ نشین های جنوبی خلیج فارس را فراهم کرد؛ این سفر در فروردین ۱۳۵۰ انجام شد و او فرصت دیدار با برخی از رهبران و حاکمان این منطقه از جمله حاکمان شارجه شیخ خالد بن محمد القاسمی و شیخ سلطان بن محمد القاسمی، شیخ صقربن محمد القاسمی، حاکم راس الخیمه و شیخ راشد آل مکتوم، حاکم دوبی را یافت که نقش بسیار مهمی در تشویق و ترغیب این دانشجوان جوان و با انگیزه برای پیگیری مطالعات و پژوهش هایش ایفا نمود. انتخاب موضوع «جغرافیای سیاسی خلیج فارس» برای کارهای پژوهشی دوره فوق لیسانس و دکتری در دانشگاه های منچستر آکسفورد و لندن، مجتهدزاده را با مراکز اسناد و آرشیو ملی بریتانیا آشنا کرد و انتشار اسناد تاریخی و نقشه های جغرافیایی غنای بیشتری به آثار او بخشید. کتاب «جغرافیای تاریخی خلیج فارس» اثر دیگری بود که در سال 1354 از سوی انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد و بر نقش موقعیت جغرافیایی خلیج فارس، سواحل و جزایر آن و تحولات تاریخی در شکل گیری مناسبات سیاسی و سرزمینی منطقه تمرکز داشت. در همین راستا، کتاب «جغرافیای سیاسی تنگه هرمز» که در سال 1990 میلادی به انگلیسی منتشر شد، در ایران با ترجمه محسن صغیرا توسط انتشارات صغیر در سال 1370 منتشر شد. در این اثر موقعیت راهبردی تنگه هرمز و اهمیت جزایری مانند قشم، هنگام، تنب بزرگ و ابوموسی و نیز مسایل مرزی و نقش نظامی این جزایر مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. اثر مهم دیگر او کتاب «کشورها و مرزها در منطقه ژیوپلیتیک خلیج فارس» بود که به زبان انگلیسی در 1993 منتشر شد و با ترجمه حمیدرضا ملک محمدی نوری توسط دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه در سال 1372 منتشر شد. این اثر به بررسی جغرافیای سیاسی و تاریخی کشورهای حوزه خلیج فارس، چگونگی شکل گیری دولت ها و مرزهای منطقه و اختلافات سرزمینی میان آن ها می پرداخت و روابط ایران با عربستان سعودی، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و عمان، همچنین تاریخ و وضعیت سیاسی جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، از موضوعات اصلی آن به شمار می رفت. در ادامه این روند، کتاب «جزایر تنب و ابوموسی» اثر دیگری بود که نخستین بار به زبان انگلیسی منتشر شد و با ترجمه حمیدرضا ملک محمدی نوری، در سال ۱۳۷۵ از سوی دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه ایران منتشر شد. کتاب «امنیت و مسایل سرزمینی در خلیج فارس» که توسط انتشارات کِرزِن در لندن در 1999 منتشر شد، با ترجمه امیرمسعود اجتهادی، در سال ۱۳۸۰ از سوی دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه منتشر شد و در اختیار علاقه مندان این حوزه قرار گرفت. موضوع این کتاب، رابطه امنیت دریایی با حاکمیت سرزمینی، مرزهای دریایی و اختلافات ژیوپلیتیکی خلیج فارس بود و تنگه هرمز، اختلافات مرزی کشورهای منطقه و مناقشه بر سر جزایر تنب و ابوموسی محورهای اصلی آن به شمار می رفت. در ادامه این روند، کتاب «نام خلیج فارس در درازای تاریخ» اثر مهم دیگری بود که به زبان فارسی توسط انتشارات سایه روشن در سال 1384 منتشر شد و در آن پیشینه تاریخی نام خلیج فارس بر پایه منابع مکتوب و نقشه های تاریخی و نیز شواهد جغرافیایی و تاریخی کاربرد این نام در دوره های باستان و اسلامی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. «حاکمیت ایران بر جزایر تنب و ابوموسی» اثر مهم دیگری است که در 1995 از سوی دانشگاه لندن منتشر شد و به کوشش پژمان اکبرزاده توسط موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب در 1385 منتشر شد. این اثر به بررسی استدلال ها و مستندات تاریخی و جغرافیایی مربوط به حاکمیت ایران بر جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در مقابل ادعاهای امارات متحده عربی در رابطه با حاکمیت بر این جزایر می پردازد. این اثر حاوی اسناد، مکاتبات و نقشه های مهمی است که مجتهدزاده دباره ضرورت انتشار آن در مقدمه این اثر اشاره می کند که «از آنجا که تا سال 1992/ 1371 حاکمیت و مالکیت ایران نسبت به جزایر سه گانه بدون ادعاهای خارجی ادامه یافته بود، انگیزه ای برای چاپ اسناد وجود نداشت، ولی در اکتبر همان سال، کشور نوبنیاد امارات متحده عربی، برای نخستین بار ادعاهایی را نسبت به این جزایر مطرح ساخت». اما چند دهه بعد از انتشار کتاب «جغرافیای تاریخی خلیج فارس» که در سال 1354 از سوی دانشگاه تهران منتشر شده بود، نسخه ای بازنگری شده و گسترده تر این اثر با عنوان «جغرافیای تاریخی خلیج فارس: نامی کهن تر از تاریخ » از سوی انتشارات دانشگاه تهران در سال 1392 منتشر شد. در این اثر تاریخ نام خلیج فارس و تحول جغرافیایی و سیاسی این منطقه از دوران باستان تا دوره معاصر مورد بررسی قرار گرفت و به تاریخ سرزمین های پیرامون خلیج فارس نیز پرداخته شد و نویسنده با تکیه بر منابع تاریخی و جغرافیایی، درصدد تبیین پیشینه نام خلیج فارس و جایگاه آن در تاریخ منطقه برآمد. در نهایت کتاب «جغرافیای سیاسی دریایی: جزایر تنب و ابوموسی در خلیج فارس» اثری دیگری بود که توسط انتشارات یونیورسال در سال 2015 منتشر شد و با ترجمه محمدرضا فرجی، توسط انتشارات کانی مهر در تهران در سال 1394 در اختیار علاقه مندان این حوزه قرار گرفت. در این اثر جغرافیای سیاسی و موقعیت راهبردی جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در خلیج فارسو نیز ابعاد تاریخی، جغرافیایی و سیاسی مسیله حاکمیت بر این جزایر مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. بنابراین مرور آثار پیروز مجتهدزاده به روشنی گویای چندین دهه کوشش خستگی ناپذیر این استاد و پژوهشگر ایرانی در مطالعه تاریخ، جغرافیا و ژیوپلیتیک خلیج فارس و نیز دفاع پرشور و عالمانه از حقانیت تاریخی ایران در مالکیت و حاکمیت بر جزایر ایرانی است. اما بخش دوم آثار دکتر پیروز مجتهدزاده در حوزه «مرزهای ایران» بود که به عنوان یکی از مباحث پایه ای در جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک از جمله دغدغه های اصلی مطالعاتی و پژوهشی او به شمار می رفت. کتاب «امیران مرزدار و مرزهای خاوری ایران» از جمله آثار مهمی است که نخستین بار به زبان انگلیسی در 1996 منتشر شد و با ترجمه حمیدرضا ملک محمدی نوری، در سال ۱۳۷۸ توسط انتشارات شیرازه در تهران در اختیار علاقه مندان این حوزه قرار گرفت. در این اثر به نقش قدرت های محلی و خاندان های مرزدار در تحولات مرزهای شرقی ایران به ویژه خاندان اعلم خَزینه طی رقابت استعماری روسیه و بریتانیا، موسوم به «بازی بزرگ» می پردازد که تا زمان نگارش و انتشار این اثر کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. در همین راستا، اثر مهم دیگر دکتر مجتهدزاده، «بازیگران کوچک در بازی بزرگ: استقرار مرزهای شرقی ایران و پیدایش افغانستان» که نخستین بار به زبان انگلیسی در سال 2004 توسط انتشارات معتبر راتلِج منتشر شد و با ترجمه سید عباس احمدی توسط انتشارات معین در اختیار علاقه مندان این حوزه قرار گرفت. این کتاب به رقابت بریتانیا و روسیه در قرن نوزدهم، معروف به «بازی بزرگ» و پیامدهای آن برای مرزهای شرقی و شمال شرقی ایران می پردازد و نویسنده با تاکید بر نقش بازیگران محلی، به ویژه خاندان خُزَیمه در خراسان و خاندان ابدالی در افغانستان، بررسی می کند که چگونه رقابت قدرت های بزرگ و مناسبات این خاندان ها بر تقسیم خراسان، شکل گیری مرزهای ایران و افغانستان و پیدایش افغانستان جدید تاثیر گذاشته است. در نهایت سومین اثر مهم دکتر مجتهدزاده در حوزه مرزهای ایران، کتابی با عنوان «سیاست های مرزی و مرزهای بین المللی ایران» بود که به زبان انگلیسی توسط انتشارات یونیورسال در سال 2007 منتشر شد و با ترجمه حمیدرضا ملک محمدی؛ تهران توسط سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سَمت) در سال 1389 در اختیار علاقه مندان جغرافیای سیاسی و ژیوپلیتیک در ایران قرار گرفت. این کتاب به خاستگاه، تحول و پیامدهای مرزهای بین المللی ایران با ۱۵ کشور همسایه می پردازد؛ از جمله مرزهای ایران در خاورمیانه، خلیج فارس، قفقاز، دریای خزر و آسیای مرکزی. موضوعاتی چون اختلافات مرزی و سرزمینی، مرزهای دریایی، رژیم حقوقی دریای خزر و مناقشه بر سر جزایر تنب و ابوموسی در تحلیل جغرافیای سیاسی مرزهای ایران از جمله محورهای اصلی این کتاب به شمار می روند. بخش سوم و بسیار مهم آثار دکتر مجتهدزاده را باید نگارش و انتشار آثار مهم و تاثیرگذاری در زمینه اصول و مبانی، مفاهیم و سیر تحول جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک در پیوند با تاریخ، جغرافیا و هویت ایرانی دانست که از مهم ترین دغدغه های او به ویژه پس از بازگشت به ایران و همکاری های علمی و آموزشی با دانشگاه های کشور بود. کتاب «ایده های ژیوپولیتیک و واقعیت های ایرانی: مطالعه روابط جغرافیا و سیاست در جهان دگرگون شونده» نخستین اثر مهم او در این زمینه بود که توسط نشر نی در سال 1379 منتشر شد. مجتهدزاده در این اثر به بررسی رابطه جغرافیا و سیاست و نقش عوامل جغرافیایی در شکل گیری سیاست داخلی و خارجی ایران پرداخت و با رویکرد ژیوپولیتیکی، جایگاه ایران را در محیط منطقه ای و بین المللی و تاثیر تحولات نظم جهانی بر منافع و موقعیت راهبردی کشور را مورد تجزیبه و تحلیل قرار داد. کتاب «جغرافیای سیاسی و سیاست جغرافیایی» دیگر اثر مهمی است که در سال ۱۳۸۱ توسط سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سَمت) منتشر شد. کتاب در دو بخش و هشت فصل، مفاهیم و مباحث جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک را بررسی می کند؛ از جمله رابطه جغرافیا و سیاست، سازمان یابی فضای سیاسی و نقش عوامل جغرافیایی در شکل گیری و عملکرد واحدهای سیاسی. در همین راستا، اثر دیگری با عنوان «جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک» (عمومی و ایران) با همکاری سهراب عسگری در سال ۱۳۸۴ توسط انتشارات دانشگاه پیام نور منتشر شد. این کتاب با رویکرد آموزشی، مبانی جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک را معرفی می کند و سپس به بررسی مسایل جغرافیای سیاسی و موقعیت ژیوپولیتیکی ایران می پردازد و هدف اصلی آن آشنایی دانشجویان رشته جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک با مفاهیم پایه ای رابطه جغرافیا و سیاست است. کتاب «دموکراسی و هویت ایرانی: بحثی در ژیوپلیتیک و جغرافیای سیاسی ایران و ایران شناسی» اثر مهم دیگری است که در سال 1386 توسط انتشارات کویر منتشر شد. این اثر به رابطه میان دموکراسی، هویت ملی و تاریخ سیاسی ایران می پردازد و نویسنده با بررسی مفهوم هویت ایرانی، شکل گیری نام و مفهوم ایران و سنت دادگری در اندیشه سیاسی ایران، نسبت میان ملت، حکومت و سرزمین را تحلیل می کند و به این پرسش می پردازد که میراث تاریخی و فکری ایران چه ارتباطی با امکان تحقق دموکراسی در جامعه ایرانی دارد. «ژیوپولیتیک فضای مجازی» (انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، ۱۳۹۱) و «فلسفه و کارکرد ژیوپولیتیک: مفاهیم و نظریه ها در عصر فضای مجازی» (انتشارات سَمت، ۱۳۹۲) از دیگر آثار مهم دکتر مجتهدزاده برای انتقال و آموزش اصول و مبانی، مفاهیم و سیر تحول جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک در پیوند با تاریخ، جغرافیا و هویت ایرانی است. اما بخش سوم آثار دکتر پیروز مجتهدزاده، مرتبط با مباحث تاریخی و جغرافیایی زادگاهش- شهرستان نور در استان مازندران- است که علی رغم چندین دهه زندگی در غرب، هیچ گاه گسستی در پیوندهای عمیق روحی و عاطفی با این منطقه در او ایجاد نشد. نگارش و انتشار کتاب «شهرستان نور: بررسی جغرافیایی، تاریخی، اقتصادی و اجتماعی» که با دو مقدمه از محمدحسن گنجی و نصرالله شیفته توسط چاپخانه صبح امروز در سال 1352 منتشر شد، به معرفی شهرستان نور از دیدگاه جغرافیایی، تاریخی، اقتصادی و اجتماعی می پردازد و موقعیت جغرافیایی منطقه، پیشینه تاریخی و خاندان های محلی، و شخصیت ها و تحولات فرهنگی و اجتماعی را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. این اثر پس از پنج دهه همچنان یکی از منابع معتبر در تاریخ و جغرافیا این منطقه از مازندران به شمار می رود. اما در سال های اخیر، دکتر مجتهدزاده براساس اسناد تاریخی و آرشیوی در بریتانیا که کمتر مورد توجه قرار گرفته بود، اقدام به تالیف و انتشار دو اثر بحث برانگیز و متفاوت درباره میرزا آقاخان نوری، صدراعظم دوران ناصرالدین شاه قاجار نمود. «میرزا آقاخان صدر اعظم نوری: نگاهی دیگر به تاریخ سیاسی معاصر ایران» با همکاری حسین ربیعی (انتشارات انتخاب، 1387) و «نگاهی به تاریخ معاصر ایران: میرزا آقاخان نوری و سیاست های انگلیسی» (انتشارات کانی مهر، 1395) دو اثری است که تلاش نموده است براساس اسناد تاریخی و آرشیوی در بریتانیا فراتر از کلیشه های سنتی و مسلط تاریخی در ایران که از او به عنوان مهره ای طرفدار و همسو با سیاست های انگلیسی یاد می شود، نگرش و رویکرد متفاوت و جدیدی را به زیندگی و عملکرد سیاسی میرزا آقاخان نوری ارایه کند. در کتاب «میرزا آقاخان صدر اعظم نوری: نگاهی دیگر به تاریخ سیاسی معاصر ایران» به زندگی سیاسی میرزا آقاخان نوری، دوران صدارت او در عصر ناصرالدین شاه قاجار و نقش وی در روابط خارجی ایران می پردازد. موضوعاتی چون روابط ایران و بریتانیا، مسیله هرات، بحرین و ماجرای عزل و قتل امیرکبیر در آن پرداخته شد و نویسندگان کوشیدند برداشت های رایج درباره نقش سیاسی نوری را با استناد به اسناد و تفسیری متفاوت از تحولات آن دوره بازبینی کنند. کتاب «نگاهی به تاریخ معاصر ایران: میرزا آقاخان نوری و سیاست های انگلیسی» نیز بازنگری دیگری در جایگاه میرزا آقاخان نوری در تاریخ سیاسی ایران و روابط ایران و بریتانیا در دوره قاجار است و نویسنده با تمرکز بر سیاست های بریتانیا و مناقشات سرزمینی و منطقه ای، از جمله هرات و بحرین، به بررسی نقش میرزا آقاخان نوری در مواجهه با گسترش نفوذ بریتانیا می پردازد. اما انتشار 22 کتابی که به اختصار به آن ها اشاره شد، تنها بخشی از کوشش و تلاش خستگی ناپذیر و مستمر این استاد ایرانی در عرصه علمی و مطالعاتی در عرصه جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک است. مقالات علمی او در دو ماهنامه اطلاعات سیاسی- اقتصادی در نیمه دوم دهه 1370 و نیمه اول دهه 1380 که با ادبیات و نثری شیوا زیر نظر شادروان مهدی بِشارت، سردبیر اندیشمند و توانمند این نشریه منتشر می شد، مخاطبان بسیاری داشت از جمله نگارنده و به جرات می گفت بخش مهمی از آشنایی جامعه علمی و دانشگاهی با پیروز مجتهدزاده از طریق این مقالات بود. در بسیاری از پیام هایی که پس از درگذشت او منتشر شده است، اشاره شده است که هر دو ماه منتظر می ماندیم تا شماره جدید اطلاعات سیاسی- اقتصادی منتشر شود و بتوانم مقاله جدیدی از دکتر مجتهدزاده را بخوانیم. افزون بر این، سال ها تدریس در دانشگاه های لندن، جرج واشینگتن و نیز دانشگاه های تهران، تربیت مدرس و شهید بهشتی، انتشار ده ها مقاله تخصصی، سخنرانی در مجامع مهم علمی در سطح بین المللی، مکاتبات و نامه نگاری ها با روسای جمهور آمریکا، سازمان ملل متحد و حاکمان امارات متحده عربی و مصاحبه با رسانه های معتبر بین المللی را نیز باید به این کوشش ها افزود که مخرج مشترک و محور اصلی همه آن ها «ایران» و دفاع پرشور، صریح و البته علمی و آگاهانه از تاریخ و هویت ایرانی و منافع ملی ایران بود؛ آن هم در مقاطعی در دهه 1980 و ابتدای دهه 1990 میلادی که از ورود به ایران محروم بود و یا در دو دهه اخیر که با بی مهری و جفاهای بسیاری در داخل کشور مواجه شد. اما «ایران» برای پیروز مجتهدزاده که از عمق جان به آن علاقه داشت و به تاریخ دیرپا و کهن آن عمیقاً باور و اعتقاد داشت، فراتر از آن بود که محرومیت ورود به ایران یا بی مهری و جفاها مانع از دفاع او از تاریخ و هویت ایرانی و منافع ملی ایران در عرصه بین المللی شود. در این مجال تنها به چهار نمونه اشاره می شود که به روشنی گویای روحیه و باور این استادِ ایران دوست است. مورد نخست، روشنگری ها و دفاع علمی و صریحی بود که دکتر مجتهدزاده در 1992/ 1371 در دفاع از حاکمیت تاریخی ایران بر جزایر ایرانی در همایشی با عنوان «مطالعه اختلافات ایرانی- عربی» انجام داد؛ همایشی که با حمایت امارات متحده عربی و سفیران همه 22 کشور عربی در ساختمان پارلمان بریتانیا در نوامبر 1992 برگزار شد و بنا به پیشنهاد دانشگاه لندن، دکتر مجتهدزاده نیز در این همایش حضور پیدا کرد که بخشی از خاطرات او در باره این همایش و دفاعیاتی که ارایه کرد، بسیار شایان توجه است: «هنگامی که به من گفته شد جلسه ای برای ایجاد پیوندهای نزدیک تر میان ایران و امارات متحده عربی در تالار وِست مینستِر برگزار خواهد شد، اندکی بدگمان شدم و با خود اندیشیدم که پارلمان بریتانیا جای یک همایش دانشگاهی نیست و به همین خاطر تصمیم گرفتم از باب احتیاط هم که شده پرونده های اسناد دولتی بریتانیا (مربوط به خلیج فارس و جزایر) را که طی بیست سال گردآوری کرده بودم به همراه خود ببرم...». در گزارشی که روزنامه اطلاعات در آن زمان از این همایش به چاپ رساند، آمده است که «آخرین سخنران همایش، یک استاد ایرانی بوده است. پیش از او سخنرانان انگلیسی و عرب آنچه خواستند را در رد حقوق ایران نیست به جزایر سه گانه ایراد کردند. سخنران ایرانی در آغاز بحث خود، این گونه برخوردها را غیرعلمی دانست و خاطرنشان ساخت آنچه تاکنون در این جلسه مطرح شده نشانی از انگیزه اصلی برگزاری همایش که همانا نزدیک کردن دو کشور (ایران و امارات متحده عربی) بوده نداشته و تلاش همگی تنها در راستای محکوم کردن ایران بوده است. مجتهدزاده در ادامه، پیشینه ای از چگونگی اشغال این جزایر توسط انگلستان در 1903، کوشش شصت و هشت ساله ایران برای بازپس گیری آن ها و همچنین چگونگی توافق های قانونی ایران و انگلستان در سال 1971 در این زمینه ارایه داد و هر مورد را برپایه اسناد و نقشه های دولتی انگلستان به اثبات رساند». همایش در پی چنین اقدامی دچار تزلزل شد. در حین سخنرانی استاد ایرانی، سفیر اتحادیه عرب در لندن دستش را به نشانه پرسش بلند کرد و از استاد انگلیسی نشسته در کنار استاد ایرانی پرسیی «آیا ممکن است نقشه رسمی 1886 دولت بریتانیا به اشتباه چاپ شده باشد؟» و استاد انگلیسی هم چنین امکانی را تایید کرد. آشکار بود که هدف سفیر اتحادیه عرب از چنین پرسشی و دریافت چنین پاسخی، داین بود که اعتبار علمی و حقوقی «تنها» نقشه رسمی و دولتی انگلستان را زیر سوال ببرد. در واکنش به این پرسش و پاسخ توطیه آمیز، سخنران ایرانی، همکار انگلیسی خود را مورد پرسش قرار داد که «آیا شما فکر می کنید که تهیه چنین نقشه ای از سوی دولت بریتانیا می تواند به اشتباه صورت گرفته باشد؟» استاد انگلیسی می گوید: «این امکان وجود دارد». مجتهدزاده با ناباوری از بابت چنین برخوردی، خطاب به حاضران گفت: «آیا می دانید ما از چگونه نقشه ای سخن می گوییم؟! نقشه ای که شانزده مترمربع سطح دارد و بخش مربوط به جزایر تنب و ابوموسی روی آن دو متر در یک متر است و این سه جزیره به اندازه یک سینی کشیده شده و نام ایران هم به همان اندازه روی هر یک از جزیره ها نوشته شده است. چگونه ممکن است در چنین نقشه ای اشتباه صورت گیرد آن هم از سوی دولت بریتانیا؟ اگر دولت بریتانیا در تهیه چنین نقشه هایی دچار اشتباه می شد، چگونه می توانست آن امپراطوری جهانی را واقعیا ببخشد که واقعیت یافتنش مستقیماً حاصل دقت آنان در مطالعه و کار بود؟ با این حال، فرض را بر این می گذاریم که این نقشه به اشتباه چاپ شده است، دیگر نقشه ها چطور...؟» مجتهدزاده در آن هنگام پرونده همراه خود را باز کرد و نقشه ها و اسناد دولتی انگلستان که بسیاری از حاضران اساساً از وجود آن ها بی خبر بودند را ارایه کرد. ارایه این نقشه ها بار دیگر جو همایش را دگرگون کرد. به گونه ای که پس از ارایه هفتمین نقشه، رییس جلسه که مدیریت مرکز پزوهش های عربی در لندن را نیز عهده دار بود، دست هایش را به نشانه تسلیم بالا برد و با تندی خطاب به مجتهدزاده گفت: «بس است! پذیرفتیم» و سپس تنفس اعلام کرد. مجتهدزاده در خاطرات او اشاره می کند که «پس از اعلام تنفس که برای استراحت به یکی از راهروهای کناری تالار رفته بودم، متوجه جنب و جوش غیرعادی شماری از سفیران کشورهای عربی شدم. در این بین، پنج سفیر کشور عربی که در آن زمان روابط خوبی با ایران داشتند، یکی پس از دیگری، به دور از چشم دیگران خود را به من رساندند و با گفتن جمله «تبریک می گویم» از کنار من گذشتند. آخرین فرد را که می شناختم، متوقف ساختم و پرسیدم» «چند تن از همکارانت هم شادباش گفتند. موضوع چیست؟» پاسخ داد: «مدت هاست که برای برگزاری این جلسه تدارک دیده اند و در یک هماهنگی گسترده با انگلیسی ها قرار بود در همایش اعلام شود این جزایر به امارات تعلق دارد، ایران اشغالگر است و بدین شکل مقدمات ضربه زدن به ایران فراهم شود. بیشتر ما راضی به این مساله نبودیم ولی پایبندی های ما به تعهدات درون عربی، پای ما را به این قضیه کشاند و اکنون خوشحالیم که تو ندانسته این توطیه را خنثی کردی. ما نیز به دولت های خود خواهیم نوشت که این ادعاها پایه درستی ندارد و بهتر است خود را درگیر نکنند...». به این ترتیب، نخستین نبرد تبلیغاتی امارات به شکستی بزرگ منتهی شد و از سویی دیگر برآمد این کشمکش این شد که پیروز مجتهدزاده نیز برآن شود که تا اسناد گردآوری شده را به صورت مجموعه ای به زبان انگلیسی منتشر سازد. این مجموعه تحت عنوان کتاب «حاکمیت ایران بر جزایر تنب و ابوموسی» در 1995 از سوی دانشگاه لندن منتشر شد و سپس به کوشش پژمان اکبرزاده توسط موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب در 1385 در ایران منتشر گردید. مورد دوم، نامه های سرگشاده ای است که این استاد ایرانی در دفاع از حاکمیت تاریخی ایران بر جزایر سه گانه خطاب به خاویر سولانا، نماینده عالی اتحادیه اروپا در ۱۰ ژوین ۲۰۰۴ میلادی/ ۲۱ خرداد ۱۳۸۳، بان کی مون، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد در ۳۰ مارس ۲۰۰۸ میلادی/ ۱۱ فروردین ۱۳۸۷ و باراک اوباما، رییس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا در 1 ژوییه ۲۰۱۲ میلادی/ 10 تیر 1391 نوشته است و درآنجا ضمن اعتراض به عملکرد اتحادیه اروپا، سازمان ملل متحد و ایالات متحده در همراهی با ادعاهای سرزمینی امارات متحده عربی، دلایل و شواهد متعدد تاریخی، جغرافیایی و حقوقی را یادآور شده است. در واقع، این استاد ایرانی تنها به مواضع رسمی کشور و وزارت امور خارجه اکتفا نمی کرد، به کناری نمی نشست و تنها به آموزش و پژوهش نمی پرداخت و وظیفه و رسالت علمی و میهن دوستی خود می دانست که به موازات دیپلماسی رسمی که بعضاً بر آن ها نقد و انتقادات فراوانی نیز داشت، از ظرفیت های علمی و شخصی خود در چهارچوب «دیپلماسی عمومی و غیر رسمی» بهره گیرد و به ادعاهای نادرست امارات متحده عربی و تلاش این کشور برای همسو نمودن جامعه بین المللی با این ادعاها پاسخ بدهد. چنانچه در بخشی از نامه او به بان کی مون، دبیرکل وقت سازمان ملل آمده است: «عالیجناب! من، پیروز مجتهدزاده، معلم جغرافیای سیاسی در دانشگاه تربیت مدرس (تهران) که حقوق ایران در منطقه خلیج فارس و حاکمیتش بر جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی را از تاریخ بازپس دادن قانونی این جزایر به ایران در سال 1971 توسط بریتانیا (آن هنگام مسیول روابط خارجی و دفاع سرزمینی امارات تحت الحمایه خود بود)، مورد مطالعه قرار داده ام، به شما اطمینان می دهم که واکنش دولت ایران نسبت به این مساله هرچه باشد یا نباشد، من در این نامه از زبان ملت ایران صحبت می کنم که مالکان اصلی کشورشان، از جمله این جزایر هستند. به این ترتیب، من توجه آن جناب را به حقایق زیر جلب می کنم که طبیعت غیر واقعی داستانی را برملا می کند که اتحادیه عرب ظاهرا تحت تاثیر دولت امارات متحده عربی و عوامل برخوردار از تمایلات نژادی ضد ایرانی در بخش جنوبی خلیج فارس، سرهم کرده است: کسانی که با نادیده گرفتن وضعیت رسمی و اعلام شده سازمان ملل متحد در باره نام خلیج فارس، به همان دلایل نژادی از نامی جعلی برای خلیج فارس استفاده می کنند، چنان که این نام جعلی در نامه مورد بحث اتحادیه عرب به شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز تکرار شده است. ...... دو جزیره تُنب در نیمه شمالی خلیج فارس و کاملاً در داخل بخش ایرانی آن دریا واقع هستند. بر اساس تفاهم ایرانی - انگلیسی میانه دهه 1960، جزایر واقع شده در نیمه شمالی خلیج فارس به ایران تعلق دارند و جزایر واقع شده در نیمه جنوبی خلیج فارس از آن عربان شمرده می شوند. به این دلیل ایران در سال 1970 تصمیم گرفت ادعای تاریخی نسبت به جزایر بحرین را پس گیرد (قطعنامه 278 مورخ 11 می 1970 شورای امنیت سازمان ملل متحد در باره بحرین) و بریتانیا در سال 1971 تصمیم گرفت ادعای بی اساسش را نسبت به جزایر تنب رها کند. بی اعتنایی عَربان نسبت به این تفاهم اقدام غیر مسولانه ای خواهد بود که طبیعتا ایران را مجبور خواهد کرد ادعای حاکمیت بر جزایر بحرین را تجدید نماید». مورد سوم، نامه های سرگشاده ای است که دکتر مجتهدزاده فراتر از موضوع خلیج فارس و جزایر سه گانه، در دفاع از ایران، منافع ملی ایران و تمامیت سرزمینی به ویژه تهدید به حمله نظامی به ایران خطاب به جرج بوش، رییس جمهور وقت ایالات متحده نوشت و در آن ضمن دفاع از تاریخ، تمدن و فرهنگ دیرپای ایران، به گنجاندن نام کشورمان در «در محور شرارت» در کنار کره شمالی و عراق و همچنین احتمال حمله نظامی به ایران سخت اعتراض کرد که در آن مقطع انعکاس گسترده ای در رسانه های بین المللی داشت. در بخشی از این نامه که در 17 آوریل 2006 منتشر شده است به اشاره نامه قبلی- 5 فوریه 2002- آمده است: «در تاریخ 5 فوریه 2002 نامه ای به جنابعالی نوشته و اعلام کردم که به عنوان یک دانشگاهی ایرانی مقیم بریتانیای کبیر، از بیانات شما درباره ملت ما به عنوان یک عضو به اصطلاح محور شیطانی در خطابه «وضعیت اتحادیه» شما در آن سال، خود را سخت مورد اهانت یافتم. در آن نامه یادآور شدم که که ایران، افغانستان یا عراق نیست که امپراطوری پیشین بریتانیا، به منظور برآوردن نیازهای ژیواستراتژیک آن هنگام خود به وجود آورده باشد و به این دلیل نمی تواند مورد دخالت های نوین به هنگام نیاز آنان قرار گیرد. ایران ملتی است حدود 70 میلیون نفر با تاریخ و تمدنی ریشه دار، با سهمی بزرگ در پیشرفت دادن بشر و با نفوذ فرهنگی گسترده ای در منطقه. ایران ملتی است برخوردار از یک حس هویت ملی و میهن خواهی بسیار نیرومند. ..... همچنین در آن نامه اشاره کردم که به عنوان یک حکومتِ ملتی (کشور) امروز ایران از راه درازی به اینجا آمده است دقیقاً یک قرن پیش از این، در دورانی که سراسر آسیا هنوز در عصر تاریکی به سر می کرد، این ملت سفر پرحادثه خود را به سوی جهان مدرن، وقار انسانی، برابری های اجتماعی، یکپارچگی سیاسی و رفاه اقتصادی آغاز کرد. در این سفر درازمدت، ایران بالا و پایین رفتن های زیادی را آزمون کرده است، ولی هرگز تسلیم این مقداری نشد که منافع بیگانه سرنوشتش را تعیین کند...». در راستای همین باور و نگرش بود که دکتر مجتهدزاده در تمامی دو دهه اخیر سخت مخالف هرگونه حمله نظامی به ایران بود و در این رابطه اختلاف نظر عمیق با برخی از ایرانیانی داشت که به ویژه در اروپا و آمریکای شمالی با انگیزه های سیاسی از حمله نظامی به ایران حمایت می کردند. اگر نبود پیشرفته شدن بیماری سرطان و سایر درد و رنج های او در یک سال اخیر که به شدت او را ناتوان و فرسوده ساخت، قطعاً به آن بخش از ایرانیان- به ویژه رهبران و فعالان سیاسی، کارشناسان و رسانه هایی که از حمله نظامی اسراییل و ایالات متحده به ایران حمایت می کردند، سخت و بی پرده می تاخت و انتقاد و اعتراض می کرد. چهارمین موردی که می توان به آن اشاره نمود، بخشی از سخنان دکتر پیروز مجتهدازده در باره «هویت ایرانی» در دانشگاه کُلن آلمان در 26 ژوین 1998 میلادی / 5 تیرماه 1377 است که در جرذیان آن یکی از حاضران اشاره کرد جمهوری آذربایجان، تندیس شاه اسماعیل صفوی را به عنوان حاکمی محلی در باکو نصب کرده است. دکتر مجتهدزاده این گونه پاسخ داد: «امید است که دیگر حکومت ها اطراف ایران نیز تندیس بزرگان تاریخ ایران را در پایتخت های خود برپا سازند. تردیدی نیست که شاه اسماعیل از آذربایجان بوده و از اردبیل برخاسته و تبریز را گرفته و او آنجا بود که سراسر ایران را یکپارچه کرده و ایران دوران ساساسانی را زندگی دوباره بخشید. وی مرزهای شمالی ایران تجدید هیات شده را در آن سوی شمالی آران، سرزمینی که استالین، بزرگ ترین جنایتکار تاریخ بشر، به منظور ایجاد بهانه برای بلعیدن سراسر آذربایجان حقیقی آن را جمهوری آذربایجان نامید، قرار داد. به هر حال، برپاکنندگان تندیس شاه اسماعیل در باکو باید توجه داشته باشند تندیسی را که در آن شهر برپا کرده اند، تندیس شاه اسماعیل هویت ساز ایرانی است، نه تندیس اسماعیل اف که فقط می تواند محصول سرگردانی های هویتی ناشی از پریشان اندیشی های استالینیستی و پان ترکیزم باشد». چهار موردی که اشاره شد تنها بخشی از ده ها و بلکه صدها موضع گیری صریح و علمی دکتر پیروز مجتهدزاده در سطح بین المللی در دفاع از منافع ملی، تمامیت ارضی و سرزمینی و هویت، تاریخ و تمدن دیرپای ایرانی است که میراثی گران سنگ برای این استاد پرتلاش، فاضل و ایران دوست به شمار می رود. دلبستگی مجتهدزاده به زبان فارسی نیز از جنبه های برجسته شخصیت علمی و نیز ایران دوستی بود. با وجود بیش از پنجاه سال زندگی و فعالیت علمی در بریتانیا، در سخنرانی ها و نوشته های فارسی خود نه تنها به پرهیز از به کارگیری بی رویه واژگان انگلیسی توجه داشت، بلکه می کوشید مفاهیم تخصصی را تا جای ممکن با واژه ها و ترکیب های فارسی بیان کند و از این طریق، ظرفیت زبان فارسی را برای انتقال مفاهیم علمی و نظری در جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک نشان دهد. ضمن این که تلاش فراوانی برای اصلاح برخی ترجمه ها و معادل های فارسی نادرست به کار گرفت که خوشبختانه بخش مهمی از آن از طریق فرهنگستان زبان و ادب فارسی و تکرار آن در کتاب ها و مقالات دکتر مجتهدزاده به تدریج اصلاح شد. از جمله این موارد می توان به کوشش فراوان او برای کاربرد نادرست «دولت» در ترجمه State و تاکید بر معادل درست «کشور» که از دیدگاه او باعث ترجمه های نادرستی مانند «دولت های ساحلی دریای خزر» (The five Caspian littoral states) می شد و زمانی که نگارنده حدود 15 سال قبل ترجمه مقاله ای از او با عنوان «دریای خزر بر سر دو راهی درگیری و همکاری» را به پایان رساند، با زبانی ساده و شیوا یادآورد شد که «دولت، ساحل ندارد بلکه این کشور است که ساحل دارد!». همچنین یکی دیگر از یادگارهای ارزشمند او اصلاح واژه «دولت- ملت سازی» بود که برای معادل State- Nation Budding چندین دهه در رشته های متعددی از جمله علوم سیاسی، روابط بین الملل، جامعه شناسی، جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک در ایران به کار می رفت و با تلاش و پیگیری دکتر مجتهدزاده، معادل صحیح این ترکیب، «کشور ملت- پایه» یعنی کشوری مانند ایران که نه برپایه قومیت بلکه بر پایه ملت بنا شده است، به تدریج در جامعه علمی کشور فراگیر شد. تاکید فراوانی داشت که در زبان انگلیسی در حوزه های تخصصی هر رشته ای، «هیچ واژه مترادفی وجود ندارد و هر واژه معنای خاص و کاربرد خاص خود را دارد». در این راستا، تاکید فراوانی داشت که در ترجمه، معادل سازی و کاربرد واژگانی که به ظاهر مشابه هستند از جمله «مرز» برای واژگانی مانند Border، Boundary، Frontier و Borderline و یا «منطقه» برای واژگانی مانند region، area و zone تاکید داشت و یکی از مهم ترین اهداف و انگیزه های او برای نگارش و انتشار زمینه اصول و مبانی، مفاهیم و سیر تحول جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک در پیوند با تاریخ، جغرافیا و هویت ایرانی، تاکید بر ترجمه و معادل سازی درست و همچنین کاربرد دقیق و درست واژگان و مفاهیم بود که به اعتقاد او نقطه آغازین بنای یک کار علمی به شمار می رفت. اما ورای همه موارد یاد شده باید به ویژگی های بارز اخلاقی این استاد فقید نیز اشاره نمود که نگارنده طی 25 سال آشنایی نزدیک و مستمر با دکتر مجتهدزاده شاهد و ناظر آن بوده است. بسیار دلسوز، مهربان و عاطفی بود و فراوان پیش آمده است که همکاران، دانشجویان و مخاطبان شاهد اشک های او برای ایران و ناراحتی شدید از برخی سیاست ها، رویکردها و سوء مدیریت ها بوده اند. در گفتار و رفتار پیچیدگی نداشت و بسیار صادق بود. دانشجویان بسیار به او علاقه مند بودند و جلسات سخنرانی او در دانشگاه های مختلف کشور که نگارنده اداره چندین جلسه آن را برعهده داشت، عمدتاً با استقبال گسترده ای همراه بود. توانایی بالا در سخنرانی، بیان صریح و بدون ملاحظه، شوخ طبعی بسیار و ارایه و انتقال مطالب و مفاهیم پیچیده جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک به زبان و ادبیاتی ساده و قابل فهم که بسیار بر آن تاکید داشت، از جمله عواملی بود که باعث استقبال گسترده دانشجویان و همچنین اقشار مختلف جامعه به سخنان و مصاحبه های او می شد. در عین حالی که نقدهای علمی و اشکالات کارهای علمی از جمله کتاب ها، مقالات و پایان نامه ها را بدون هیچ ملاحظه ای و بعضاً با صدای رسا و بلند و بعضاً با عصبانیت مطرح می کرد، اما ذره ای تردید در مخاطب وجود نداشت که تمامی این نقدها و نهیب ها و توصیه ها از سردلسوزی و برای ارتقاء و بهبود کارها است. به دانشجویی علاقه داشت که با مطالعه بود و پرسشگر بود و همواره تاکید داشت که آن قدر دانشجویان باید با مطالعه و پرسش های فروان باشد که استاد از حضور در کلاس و مواجهه با چنین دانشجویانی واهمه و هراس داشته باشد! پیام های فراوانی که در چند روز اخیر از سراسر کشور و همچنین خارج از ایران پس از درگذشت دکتر مجتهدزاده منتشر شده است، به روشنی گویای گستردگی و عمق علاقه مندی و مهری است که به این استاد فاضل و ایران دوست به ویژه از سوی دانشجوانش در دو دهه اخیر وجود دارد. تردیدی نیست که کارنامه علمی و حرفه ای و همچنین افکار و اندیشه های دکتر پیروز مجتهدزاده مانند هر نویسنده، استاد و صاحب نظر دیگری قابل نقد است و هدف از این نوشتار نیز اسطوره سازی از این شخصیت علمی و دانشگاهی نیست؛ بلکه یادآوری خدمات علمی و مطالعات استادی است که بیش از 50 سال علم و دانش را در خدمت تاریخ، جغرافیا، هویت و منافع ملی و تمامیت ارضی و سرزمینی ایران قرار داد. در حالی که به ویژه در دو دهه اخیر بی مهری و جفا بسیار دید و می توانست حداقل در سال های پایانی عمر در رفاه و آرامش در بریتانیا در کنار خانواده خود باشد و متحمل این همه رنج و درد و فشارهای روحی و روانی نشود. اما عشق و علاقه راستین و بی پایان او به ایران و شوق و اشتیاقی که برای آموزش دانشجویان و جوانان ایرانی داشت او را بر آن داشت که علی رغم کهولت سن و بیماری های مختلف از جمله دیابت شدید و سرطانی که هر روز در حال پیشرفت بود همچنان سالی چندبار به ایران بیاید و با توجه به محرومیت او از تدریس در دانشگاه های تهران، به تدریس در دوره کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار بپردازد به این امید که بتواند رسالت و وظیفه معلیمی و استادی خود را به انجام برساند. تردیدی نیست که با درگذشت دکتر پیروز مجتهدزاده، جامعه علمی و دانشگاهی ایران به ویژه در جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک یکی از بزرگ ترین مفاخر و صاحب نظران خود را از دست داده است. ضمن تسلیت به خانواده محترم و بستگان او و همچنین کلیه همکاران، دانشجویان و علاقه مندان این استاد ارجمند، فاضل، دلسوز و ایران دوست، امید است مسیر علمی و مطالعاتی که او در این حوزه با زحمت و رنج فراوان طی بیش از پنج دهه طی نمود، از سوی همکاران، دانشجویان و علاقه مندان دکتر مجتهدزاده دنبال شود و آثاری که در سال های اخیر از انتشار آن جلوگیری شده است، منتشر شود و در اختیار علاقه مندان جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک قرار گیرد. روح این استاد ارجمند، فاضل، دلسوز و ایران دوست، شاد و غریق رحمت الهی باشد. یاد و خاطره او و میراث گران سنگی که برجای گذاشت و تاثیر عمیق و غیر قابل انکاری که در توسعه رشته های جغرافیای سیاسی و ژیوپولیتیک در ایران برجای نهاد، هرگز فراموش نخواهد شد. دکتر ولی کالِجی، پژوهشگر مطالعات روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز
2 بازدید
منبع اصلی ↗