جهان
·
روایت جنگ| سرنوشت تلخ خانواده دانشمند هستهای در جنگ 12 روزه
چهار ماه کما، شهادت پدر و مادر و جراحت شدید نخاعی؛ سرنوشت تلخ دختر دانشمند هستهای ایران است.
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از استان البرز، بعضی شبها تنها به پایان یک روز ختم نمیشوند؛ نقطهای میشوند که زندگی آدمها را به پیش و پس از خود تقسیم میکنند. شامگاه 30 خرداد 1404 برای خانواده شهید اصغر هاشمیتبار، دانشمند هستهای ایران، از همین شبها بود؛ شبی که حمله موشکی رژیم صهیونیستی به خانهای در ایران، پدر و مادر خانواده را به شهادت رساند و دختر جوانشان را با جراحت شدید نخاعی به کما فرستاد.
.
در آن خانه، پدری دانشمند، مادری که همراه زندگی و مسیر همسرش بود و دختری نخبه حضور داشتند؛ خانوادهای که زندگیشان با علم، تلاش و پیوندهای خانوادگی گره خورده بود، اما حملهای که خانه را در آتش و ویرانی فرو برد، ناگهان همهچیز را تغییر داد.
شهید اصغر هاشمیتبار و همسرش شهیده طاهره طاهری در همان حمله به شهادت رسیدند. فهیمهسادات هاشمیتبار، دختر جوان این خانواده، با آسیب شدید نخاعی به کما رفت؛ جراحتی که او را برای نزدیک به چهار ماه از زندگی عادی و ارتباط با دنیای بیرون دور نگه داشت.
از آن شب به بعد، روایت این خانواده دیگر تنها روایت شهادت یک دانشمند و همسرش نبود؛ قصه دختری نیز بود که در یک لحظه، پدر و مادرش را از دست داد و خود با آسیبهای سنگین جسمی روبهرو شد؛ دختری که پس از بازگشت از کما، باید با واقعیتی دشوار مواجه میشد که هیچ آمادگیای برای آن نمیتوانست داشته باشد.
شبی که زندگی یک خانواده برای همیشه تغییر کرد
در جریان جنگ 12 روزه و حملات رژیم صهیونیستی به ایران، خانوادههایی هدف حمله قرار گرفتند که زندگی روزمرهشان ناگهان زیر سایه جنگ و موشک قرار گرفت. در میان این حوادث، ماجرای خانواده شهید اصغر هاشمیتبار، از آن جهت که یک دانشمند هستهای، همسرش و دختر جوانشان در کانون این واقعه قرار گرفتند، ابعاد انسانی ویژهای دارد.
موشک به خانه اصابت کرد و آتش و دود، فضای زندگی خانواده را دربر گرفت. در این حمله، اصغر هاشمیتبار و همسرش طاهره طاهری به شهادت رسیدند و فهیمهسادات، که پیش از این نیز سابقه جانبازی داشت، با جراحت شدید نخاعی به کما رفت.
خانهای که باید محل آرامش، گفتوگو، زندگی و ساختن آینده میبود، به صحنهای از ویرانی تبدیل شد. برای خانوادهای که دیگر پدر و مادر در میان اعضای آن حضور نداشتند، پیامدهای آن شب به همان لحظات نخست محدود نماند؛ آثار این حادثه قرار بود در روزها و ماههای بعد نیز ادامه پیدا کند.
اما در میان همه آنچه از این حمله باقی ماند، سرنوشت دختر جوان خانواده با پرسشهای دشواری همراه بود: آیا او از کما بازخواهد گشت؟ پس از بیداری چه خواهد دید؟ و چگونه میتواند با فقدان همزمان پدر و مادر و آسیبهای شدید جسمی کنار بیاید؟
چهار ماه در تاریکی کما؛ بازگشت به جهانی متفاوت
نزدیک به چهار ماه، فهیمهسادات در کما به سر برد؛ چهار ماهی که برای او با بیخبری از جهان پیرامون گذشت و برای اطرافیانش با نگرانی درباره وضعیت سلامت و آینده او همراه بود.
بازگشت هوشیاری، پایان دشواریهای این مسیر نبود. او باید با واقعیتی روبهرو میشد که در فاصله میان رفتن به کما و بازگشت از آن تغییر کرده بود: پدر دانشمندش دیگر زنده نبود، مادرش نیز در همان حمله به شهادت رسیده بود و زندگی او با آسیب شدید نخاعی ادامه پیدا میکرد.
از دست دادن پدر و مادر، بهتنهایی میتواند زندگی هر انسانی را زیرورو کند؛ حال آنکه برای دختری جوان که خود نیز با جراحتی سنگین دستوپنجه نرم میکرد، این فقدان ابعاد دشوارتری داشت. او نهتنها باید با نبودن عزیزانش کنار میآمد، بلکه با شرایط تازه جسمی خود نیز مواجه بود.
از جزییات روند درمان، وضعیت کنونی توانبخشی و میزان بهبود جسمی فهیمهسادات اطلاعات دقیقی در گزارش منتشرشده ارایه نشده است؛ بااینحال، آنچه در روایت زندگی او برجسته شده، ادامه مسیر پس از آن حادثه و تاکید بر حفظ پیوند با راه و آرمانهای پدر و مادر شهیدش است.
این بازگشت، به معنای پایان رنج یا نادیدهگرفتن دشواریهای جسمی و روحی نیست. روایت چنین حوادثی زمانی کاملتر میشود که در کنار وجه حماسی، واقعیت زندگی بازماندگان، نیازهای درمانی و توانبخشی آنان و ضرورت حمایت مستمر از خانوادههای آسیبدیده نیز دیده شود.
فهیمهسادات؛ دختری در امتداد راه پدر و مادر
فهیمهسادات هاشمیتبار، دانشجوی نخبه و از جانبازان دفاع از وطن معرفی شده است؛ دختری که زندگیاش پیش از حمله نیز با تحصیل و مسیر علمی پیوند داشت و پس از شهادت پدر و مادرش، نام او با روایتی از فقدان و ادامه مسیر گره خورد.
پدرش، اصغر هاشمیتبار، در جایگاه یک دانشمند هستهای، بخشی از زندگی خود را در مسیر علم و فعالیت تخصصی سپری کرده بود. مادرش، طاهره طاهری، نیز در کنار او در زندگی خانوادگی حضور داشت. اکنون دختر این خانواده، در شرایطی متفاوت، از ادامه راه پدر و مادرش سخن میگوید.
ادامهدادن زندگی پس از یک حادثه سنگین، با وجود فقدان عزیزان و محدودیتهای ناشی از جراحت، خود با دشواریهای فراوانی همراه است. برای فهیمهسادات، آینده با خاطره آن شب، جای خالی والدین و ضرورت سازگارشدن با شرایط جسمی جدید پیوند خورده است.
در عین حال، معرفی او تنها با عنوان «دختر دانشمند شهید» یا «بازمانده حمله موشکی» نمیتواند همه ابعاد زندگیاش را بازتاب دهد. او پیش از این حادثه نیز هویت علمی و شخصی خود را داشت و اکنون نیز ادامه زندگیاش باید با توجه به همین هویت، تواناییها، خواستهها و نیازهایش دنبال شود.
آنچه از روایت منتشرشده برمیآید، تاکید فهیمهسادات بر ادامه راه پدر و مادر شهیدش است؛ موضعی که در دیدار اخیر او با جمعی از دختران و فعالان فرهنگی و تربیتی نیز بازتاب یافت.
دیداری در هشتگرد؛ تاکید بر ادامه راه شهدا
چند روز پیش به دیدار فهیمهسادات هاشمیتبار در شهر هشتگرد رفتیم؛ این برنامه فرصتی برای روایت بخشی از تجربه زندگی دختری بود که حمله موشکی، خانواده و مسیر زندگیاش را دگرگون کرد؛ دختری که پس از ماهها کما و از دست دادن پدر و مادرش، اکنون از ادامه راه آنان سخن میگوید.
فهیمهسادات در این دیدار بر تداوم مسیر شهدا تاکید کرد و گفت: راه شهدا ادامه دارد و ما ادامه خواهیم داد.
این جمله، محور اصلی پیام او در دیدار یادشده بود؛ پیامی که در آن، شهادت پدر و مادر نه بهعنوان پایان یک مسیر، بلکه بهعنوان بخشی از مسیولیت و تعهدی که او برای ادامه زندگی خود قایل است، مطرح میشود.
البته ارزش چنین دیدارهایی تنها در بازگویی خاطرات و شنیدن روایتهای تاثیرگذار خلاصه نمیشود. آشنایی نسل نوجوان با تجربههای واقعی جنگ، شناخت پیامدهای انسانی حملات و توجه به شرایط کسانی که با جراحت و فقدان روبهرو شدهاند، میتواند فرصتی برای درک عمیقتر مفهوم ایثار، مسیولیتپذیری و حمایت اجتماعی باشد.
وقتی از جنگ و حملات موشکی سخن گفته میشود، معمولاً آمار خسارتها، تعداد شهدا، میزان تخریب و ابعاد نظامی حوادث در کانون توجه قرار میگیرد؛ اما ماجرای خانواده هاشمیتبار نیز یکی از همین روایتهاست؛ خانوادهای که در حملهای واحد، پدر و مادر خود را از دست داد و دخترش با آسیب شدید جسمی روبهرو شد. چنین حوادثی نشان میدهد پیامدهای جنگ به لحظه اصابت موشک و روزهای نخست پس از حمله محدود نمیماند؛ بازماندگان ممکن است ماهها و سالها با آثار جسمی، روانی، خانوادگی و اجتماعی آن زندگی کنند.
برای فردی که با آسیب نخاعی مواجه شده است، ادامه مسیر زندگی میتواند مستلزم مراقبتهای پزشکی، توانبخشی، دسترسی به خدمات حمایتی و فراهمشدن شرایط مناسب برای تحصیل و حضور اجتماعی باشد. درباره وضعیت دقیق فهیمهسادات در این زمینه، اطلاعات تفصیلی در گزارش اولیه ارایه نشده است؛ بااینحال، توجه به این ابعاد میتواند روایت زندگی او را از یک خبر مناسبتی فراتر ببرد و به موضوعی برای پیگیری مستمر تبدیل کند.
در کنار گرامیداشت یاد شهدا، حمایت از بازماندگان نیز بخشی مهم از مسیولیتی است که در قبال خانوادههای آسیبدیده وجود دارد. ادامه تحصیل، دسترسی به امکانات درمانی و توانبخشی، حفظ ارتباطات اجتماعی و برخورداری از حمایت پایدار، از جمله موضوعاتی است که در روایتهای مرتبط با جانبازان و بازماندگان حملات باید مورد توجه قرار گیرد.
از نام یک خانواده تا مسیولیت یک جامعه
داستان فهیمهسادات هاشمیتبار، تنها به لحظه شهادت پدر و مادرش یا روزهای طولانی کما محدود نمیشود. بخش مهمتر این روایت، زندگی پس از حادثه است؛ روزهایی که باید با فقدان کنار آمد، با شرایط تازه جسمی مواجه شد و در عین حال، برای ساختن آینده تلاش کرد.
او در دیدار اخیر خود از ادامه راه پدر و مادر شهیدش سخن گفته است؛ مسیری که در روایت منتشرشده با علم، تعهد و وفاداری به آرمانهای آنان پیوند خورده است. بااینحال، تحقق این مسیر تنها به اراده فردی محدود نیست و همراهی خانواده، جامعه و نهادهای مسیول نیز در فراهمکردن شرایط زندگی و پیشرفت بازماندگان نقشی اساسی دارد.
امروز نام فهیمهسادات با یکی از تلخترین حوادث زندگی خانوادهاش پیوند خورده است؛ اما نگاه به زندگی او نباید در همان شب متوقف بماند. آینده این دختر جوان، تواناییهای علمی او، روند بهبود و سازگاری با شرایط جسمی و فرصتهایی که برای ادامه تحصیل و حضور اجتماعی در اختیارش قرار میگیرد، همگی بخشهایی از داستانی هستند که همچنان ادامه دارد.
شامگاه 30 خرداد 1404 برای خانواده هاشمیتبار، شب فقدان و ویرانی بود؛ شبی که پدر و مادر دیگر به خانه بازنگشتند و دختر خانواده با جراحتی سنگین وارد مسیری دشوار شد. نزدیک به چهار ماه کما، واقعیتی تلخ را به زندگی او تحمیل کرد؛ اما روایت فهیمهسادات در همان نقطه پایان نیافت.
او اکنون از ادامه راه پدر و مادر شهیدش سخن میگوید؛ روایتی که در کنار یادآوری هزینههای انسانی جنگ، مسیولیت جامعه را نیز به یاد میآورد: حفظ حرمت شهدا، حمایت عملی از جانبازان و بازماندگان و فراهمکردن زمینهای که در آن، آسیبدیدگان جنگ بتوانند با کرامت، امنیت و امید، مسیر زندگی خود را ادامه دهند.
انتهای پیام/
0 بازدید
منبع اصلی ↗