اقتصادی ·

وقتی «فعلا» به استراتژی تبدیل می‌شود

«فعلا استخدام نکنیم.»، «فعلا توسعه را عقب بیندازیم.»، «فعلا قرارداد بلندمدت نبندیم.»؛ هرکدام از این تصمیم‌ها ممکن است در شرایط خود منطقی باشند. مساله از جایی شروع می‌شود که این «فعلا»ها کنار هم می‌نشینند و شیوه اداره بنگاه را شکل می‌دهند. کسب‌وکار همچنان فعال است، خرید و فروش می‌کند، حقوق می‌پردازد و مدیرش شاید بیش از گذشته کار کند؛ اما بخش بزرگی از این فعالیت صرف عبور از امروز می‌شود. آینده، هر بار به جلسه بعد موکول می‌شود. از نظر من، یکی از مهم‌ترین هزینه‌های بی‌ثباتی همین تغییری است که به‌تدریج در افق تصمیم‌گیری فعالان اقتصادی ایجاد می‌کند.
«فعلا استخدام نکنیم.»، «فعلا توسعه را عقب بیندازیم.»، «فعلا قرارداد بلندمدت نبندیم.»؛ هرکدام از این تصمیم‌ها ممکن است در شرایط خود منطقی باشند. مساله از جایی شروع می‌شود که این «فعلا»ها کنار هم می‌نشینند و شیوه اداره بنگاه را شکل می‌دهند. کسب‌وکار همچنان فعال است، خرید و فروش می‌کند، حقوق می‌پردازد و مدیرش شاید بیش از گذشته کار کند؛ اما بخش بزرگی از این فعالیت صرف عبور از امروز می‌شود. آینده، هر بار به جلسه بعد موکول می‌شود. از نظر من، یکی از مهم‌ترین هزینه‌های بی‌ثباتی همین تغییری است که به‌تدریج در افق تصمیم‌گیری فعالان اقتصادی ایجاد می‌کند.