سیاسی ·

روایت سروش دباغ از سکوت سهراب سپهری در تحولات انقلاب ایران/ از «مخاطب تنهای بادها» تا «قطار خالی سیاست»؛ واکاوی سلوک اگزیستانسیال سهراب سپهری

سهراب سپهری، «سالک مدرنی» که واژگان را به رنگ‌های اشراق پیوند زد، مسیری را از «مرگ رنگ» تا «ما هیچ، ما نگاه» پیمود تا به مواجهه‌ای بی‌واسطه با هستی برسد. در این گفت‌وگو با سروش دباغ، از پیوند میان جسمانیت واژگان و بوم نقاشی سهراب می‌گوییم، ردپای سفرهای شرق دور را در ایماژهای بکر او می‌جوییم و در نهایت به یکی از بحث‌برانگیزترین نقاط نقد ادبی می‌پردازیم: آیا سهراب در سلوک اگزیستانسیال خود، از درد انسان انضمامی و دغدغه‌های اجتماعی غافل بود؟
سهراب سپهری، «سالک مدرنی» که واژگان را به رنگ‌های اشراق پیوند زد، مسیری را از «مرگ رنگ» تا «ما هیچ، ما نگاه» پیمود تا به مواجهه‌ای بی‌واسطه با هستی برسد. در این گفت‌وگو با سروش دباغ، از پیوند میان جسمانیت واژگان و بوم نقاشی سهراب می‌گوییم، ردپای سفرهای شرق دور را در ایماژهای بکر او می‌جوییم و در نهایت به یکی از بحث‌برانگیزترین نقاط نقد ادبی می‌پردازیم: آیا سهراب در سلوک اگزیستانسیال خود، از درد انسان انضمامی و دغدغه‌های اجتماعی غافل بود؟