خبری ·

مسعود کیمیایی: شهرم را مُثله کردند

«هنوز می‌روم سه‌راه مهندسی، زورخانه می‌بینم. هنوز از جلوی سینما «رامسر» رد می‌شوم. این سینما معلم من بوده. هنوز می‌روم سرچشمه یا ادیب‌الممالک را می‌بینم و به گذشته‌های خودم سر می‌زنم. محله آدم، شهر آدم و جایی که در آن بزرگ شده مثل خانواده او است. وقتی خانواده آدم انکار می‌شود، همه هستی او انکار شده...»
«هنوز می‌روم سه‌راه مهندسی، زورخانه می‌بینم. هنوز از جلوی سینما «رامسر» رد می‌شوم. این سینما معلم من بوده. هنوز می‌روم سرچشمه یا ادیب‌الممالک را می‌بینم و به گذشته‌های خودم سر می‌زنم. محله آدم، شهر آدم و جایی که در آن بزرگ شده مثل خانواده او است. وقتی خانواده آدم انکار می‌شود، همه هستی او انکار شده...»