اقتصادی ·

آغازِ پایان 23 سال اشغالگری در عراق؛ استقبال با گل، بدرقه با لبخند!

از شعار آزادی و دموکراسی، تا شروع جنگ و قتل‌عام و غارت منابع نفتی و غیرنفتی در عراق، فقط یک لبخند فاصله بود!
فرهنگی خبرگزاری تسنیم؛ گروه فرهنگی؛ فاطمه مرادزاده: عراقی‌ها این‌روزها از شادی در پوست خود نمی‌گنجند. توی محله‌ها و خیابان‌ها سرازیر شده‌اند و هلهله‌کنان پرچم عراق را روی دست بالا می‌برند و این اتفاق بزرگ را با پخش شیرینی و شکلات به یکدیگر تبریک می‌گویند؛ «خروج آمریکا از عراق» را. اما برای عموم مردم، خروج نظامیان آمریکا از عراق معنای دیگری دارد؛ پایان یک اشغال خونین که رد آن تا نسل‌ها در خاطرات عراقی‌ها باقی خواهد ماند. عکس‌ها و تصاویر دروغ نمی‌گویند، برخلاف گفتار و نوشتار که گاه ممکن است با تحلیل و قضاوت نویسنده و گوینده، درهم آمیخته و به انحراف کشیده شود. حالا همان عکس‌ها و تصاویر شده‌اند بهترین و راستگوترین راویِ دوران پررنج اشغالگری در عراق و آن عده از عراقی‌ها که ردِ خون و کشتار و تحقیر و آوارگی هنوز روی ذهن و قلب‌شان مانده، شادی‌شان از پایان اشغالگریِ نظامیان بربرِ ینگه دنیا را این روزها با انتشار عکس‌ها و تصاویرِ روزهای اشغال به یاد جهانیان می‌آورند و شاید هم برای عبرت، به نسل‌های جوان‌تر و فرزندان خود نشان می‌دهند. بازنمایی روایت اشغال عراق در تصاویر در یکی از این تصاویر، یک سرباز آمریکایی روی صندلی بزرگِ تاجدارِ چوبی با غرور و سرمست از فتح و پیروزی نشسته است. روی تاج صندلی و در بالاترین نقطه؛ نقش‌برجسته‌ای از قران‌کریم قرار دارد و در وسط تاج، تصویر مسجدالاقصی که با آیه 13 سوره صَف «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ» و عبارات «القدس لنا» در دو طرف، محصور شده است. سرباز آمریکایی با نشستن روی این صندلی که به نظر می‌رسد صندلی صدام؛ شخص اول عراق، در یکی از قصرهای او باشد، نه تنها آن شخص و جایگاه را به سُخره گرفته، که کتاب مسلمانان و آرمان‌های انقلابی اسلامی آنها که آزادی قدس از اشغال صهیون‌های جلاد است را نیز تحقیر و تمسخر می‌کند. نظامی آمریکایی پس از اشغال عراق در یکی از قصرهای صدام در تصویر دیگری یک خودروی نظامیِ اشغالگر در کمترین فاصله از حرم امیرالمومنین قرار گرفته و در حال پیشروی به سمت آن است، درحالی که ساختمان‌های اطراف، ویران شده و خیابان پوشیده از خاک و آجر و سنگ‌های خردشده ساختمان‌های بمباران‌شده است. جنازه‌های غرق‌درخون و قتل‌عام‌شده توسط نظامیان اشغالگر هم بخشی از تصاویر منتشرشده توسط عراقی‌هاست. ورود اشغالگران آمریکایی به نجف‌اشرف در سال 1382 (2003) مردم عراق این تصاویر پردرد را در کنار تصاویر خروج اشغالگران می‌نشانند و از شیرینی این پایان خوش که با دو دهه مقاومت و مبارزه و جهاد حاصل شده، دلشان غنج می‌رود. مثل تصویر یک نظامی آمریکایی و یک هواپیمای نظامی که در شرح آنها نوشته شده: «آخرین نظامی و آخرین هواپیمای آمریکایی از اربیل عراق خارج شد.» خروج آخرین نظامی و هواپیمای آمریکایی طی روزهای گذشته از عراق پس از 23 سال تجاوز و اشغالگری استقبال از ورود و خروج اشغالگران با لبخند به نظرم تمام عراقی‌ها باید تصویر خروج آخرین نظامیِ ارتش اشغالگر آمریکا را قاب کنند و روی دیوار خانه‌شان بچسبانند، به عنوان یک عبرت بزرگ تاریخی! چراکه آنها به‌همان اندازه که امروز از تماشای تصویر خروج آخرین نظامی آمریکایی از عراق، ذوق‌زده شده‌اند، یک‌روز هم برای ورود اولین نظامی آمریکایی به کشورشان دست تکان دادند و لبخند زدند؛ 23 سال پیش؛ 29 اسفند1381 (20مارس 2003)! البته شاید به‌نوعی حق داشتند، چراکه آنها سال‌ها زیر سایه دیکتاتوری زندگی کرده بودند که گاه مردن را به چنان زندگی نکبت‌بار ترجیح می‌دادند. فضای اختناق و بگیر و ببند و شکنجه و کشتار و تضییع حقوق اجتماعی و سیاسی و بی‌عدالتی، به‌ویژه برای شیعیانی که بخش اعظمی از جمعیت عراق را تشکیل می‌دهند، آنچنان حاکم بود که عراقی‌ها دنبال منجی برای رهایی از آن روزگار دردآلود بودند. این نارضایتی که به‌واسطه نابودی زیرساخت‌های اقتصادی و رفاهی در جنگ با ایران و کویت، به اوج خود رسیده بود، در بهمن 1369 ( 1991م/ 1411ق) به انقلاب و قیامی علیه رژیم بعث و حکومت صدام به نام «خیزش شعبانیه» منجر شد که با وجود پیشروی و پیروزی در روزهای نخست انقلاب، متاسفانه درنهایت با شکست و سرکوب و کشتار دههاهزار نفر، اسارت هزاران‌نفر، آوارگی حدود دو میلیون عراقی و تخریب بسیاری از مساجد و حسینیه‌ها و حتی حرم شریف امام علی(ع) و امام حسین(ع) پایان یافت. قیام خیزش شعبانیه در عراق با هزاران شهید و مجروح ورود با شعارهای قشنگ و دل‌انگیز آمریکایی‌ها هم که جامعه هدف خود را دقیق تجزیه و تحلیل آماری کرده بودند، اتفاقا با شعارهای خوش‌رنگ‌ولعاب، عراقی‌ها را به میزبانی از خود ترغیب کردند؛ با شعار دل‌انگیزِ آوردن دموکراسی و نجات مردم عراق از دیکتاتوری حکومت صدام حسین. این شعار برای عوام عراقی‌ها (مثل هر ملتی) فریبنده و جذاب بود و باورپذیر، اما برای همراهیِ جامعه بین‌الملل چیزی بیش از این نیاز بود؛ دلیلی قانع‌کننده مثل عزم آمریکا برای مقابله با سلاح‌های کشتارجمعی! ادعایی واهی که حقیقت نداشت، اما می‌توانست حجتی باشد برای سازمان ملل و کشورهای زیرسلطه ابرقدرت، که چشم‌شان را روی لشکرکشی و جنگ آمریکا علیه مردم عراق ببندند و حتی مهر تایید روی آن بزنند. مثل همین حالا که آمریکا دوباره همان سناریو و نقشه را برای ایران کشیده است؛ اول نجات ایران از حکومت دیکتاتوری! که البته با حضور ملت ایران در صحنه توی دهانش خورد، سپس با تکرار و تاکید روی جمع‌آوری سلاح‌های کشتارجمعی و هسته‌ای ایران و حتی همین چندروز اخیر بهانه دست‌داشتن ایران در ماجرای «هواپیمای فلای‌دبی»! خلاصه اینکه متجاوزان آمریکایی‌ با همراهی استعمارگران بریتانیایی، 23 سال پیش جواز حمله را به‌صورت ضمنی از عراقی‌های خسته از دیکتاتوری صدام، و جامعه بین‌المللِ مطیعِ امرشان گرفتند و هوایی و زمینی به سمت عراق حمله‌ور شدند. نام تجاوزشان را هم «عملیات آزادی عراق» گذاشتند! عنوانی که جرج دابلیو. بوش؛ رییس‌جمهورِ وقت آمریکا هنگام آغاز عملیات علیه عراق آن را اعلام کرد. شادی عراقی‌ها از حضور نظامیان آمریکایی در عراق در سال 1382 20 روز دلخراش و 20 سال سیاه‌بختی عطرِ بهار همه‌جا پیچیده بود. یک روز مانده به فروردین، چلچله‌ها سرمست از رسیدن بهار، لابه‌لای شاخه‌های تازه‌جوانه‌زده‌ی درختان نغمه‌سرایی می‌کردند. سحرگاه 29 اسفند 1381 (20مارس 2003) از راه رسیده بود و می‌رفت تا بهاری پرطراوت را برای کشورهای منطقه غرب آسیا به ارمغان بیاورد. صدایی شبیه غرش رعدوبرق ناگهان در آسمان بغداد پیچید و پایتخت‌نشینان را از خواب پراند. اما رعدوبرقِ بهاری نبود، صدای غرش جنگنده‌های آمریکایی بود. غرش جنگنده‌ها خیلی‌زود با صدای آژیر درهم آمیخت و در کسری‌ازثانیه، آسمانِ بغداد زرد و سرخ شد و آتش گرفت... جنگ دومِ خلیج‌فارس آغاز شده بود... بمباران به بغداد محدود نبود و بیشتر مناطق عراق را در برمی‌گرفت و تا پایان جنگ ادامه داشت. بمباران و حملات هوایی یک روی سکه جنگ بود، روی دیگر آن هجوم زمینی بود که از روز بعد (21مارس)، و از جنوب عراق و خاک کویت صورت گرفت. 21مارس، جمعه اول فروردین 1382 بود؛ نوروز ایرانیان... روز نخستِ بهار اما برای عراق، نه با ترانه‌خوانی پرستوها و چلچله‌ها، که با غرش جنگنده‌ها و صدای هولناک چرخ‌های تانک و توپ و تیر و گلوله، و با حضور 6000 سرباز آمریکایی در خاک‌شان همراه شده بود. نیروی زمینی آمریکا و انگلیس، از سمت استان بصره (بندر ام‌قصر) در جنوب، وارد عراق شدند و از همان بدو ورود شروع به قلع‌وقمع کردند و صدها نفر از مردم و غیرنظامیان بصره را شهید و زخمی کردند. ششمین روز از فروردین (26 مارس)، کشتار مردم به بغداد رسیده بود، تا دوشنبه 11فروردین (31 مارس) که اخبار یک رویاروییِ زمینیِ بزرگ بین نظامیان آمریکایی و ارتش عراق در نزدیکی شهر نجف، در صدر اخبار رسانه‌های جهان نشست. از 12 فروردین (اول آوریل) تا 20 فروردین (9 آوریل) اخبار و گزارش‌های دریافتی از عراق، شامل درگیری‌های خشونت‌آمیز در بصره و مرگ غیرنظامیان در بابل و بغداد، آغاز حمله همه‌جانبه به بغداد، حمله نیروهای هوایی آمریکایی به کربلا، حمله قوای بریتانیایی به بصره و تصرف کامل آن (18 فروردین/ 7آوریل)، اشغال مراکز کلیدی پایتخت، و سرانجام ورود نیروهای آمریکایی به سرتاسر بغداد و سرنگونی مجسمه صدام (20فروردین/ 9آوریل) می‌شد. 20 فروردین وقتی نخستین مجسمه صدام در پایتخت عراق توسط منجیان آمریکایی! به زیر کشیده و سرنگون شد، احتمالا خیلی‌ها در عراق و کشورهای منطقه مثل کویت که مورد تجاوز بعثی‌ها قرار گرفته بودند، فریاد شادی سردادند. شاید آن روز تازه طعم بهار را حس کردند؛ نسیم بهاری زیر پوستشان خزید و لبخند روی لبانشان نشست!... استقبال توام با خوشحالی از آمریکایی‌ها در بدو ورود اشغالگران اما این فریاد شادی برای عراقی‌های خوشحال و ذوق‌زده، خیلی زود به اشک و آه و گریه‌های ممتد تبدیل شد؛ وقتی متوجه شدند که منجیان آمریکایی آمده‌اند که بمانند!... آمدند و با غرور و تبختر ماندند و روی پیشانی و قلب هر کسی که اراده می‌کردند و دلشان می‌کشید، گلوله‌ای داغ و خونین می‌کاشتند و هرجا دختری نوجوان و زنی زیبا چشم‌شان را می‌گرفت، تجاوز را حق مشروع و نانوشته خود می‌دانستند؛ حق منجیِ مالکی که آمده تا جهان سومی‌های چموش و پاپتی را سر جای خود بنشاند و سرزمین‌شان را به نام خود سند بزند؛ مثل همان‌کاری که با سرخ‌پوستان ساکن قاره آمریکا و سیاه‌پوستان آفریقا کردند؛ کرور کرور از آنها را کشتند و فرهنگ‌شان را نابود کردند و سرزمین‌شان را صاحب شدند تا مثلِ امروزی ادعای سروری در جهان را بکنند! حضور نظامیان آمریکایی‌ها در یکی از قصرهای صدام 23 سال خسارت عظیم و غیرقابل جبران آمارهای قتل و غارت و کشتارِ آن‌روزها در عراقِ اشغالی مثل تصاویرش شوکه‌کننده است. نبرد 20 روزه‌ی «عملیات آزادی عراق» که متجاوزان آمریکایی و انگلیسی آن را مرتکب شدند و از 29 اسفند81 تا 20 فروردین82 به طول انجامید، هزاران شهید و مجروح و آواره بر جای گذاشت. اما تجاوزگریِ متجاوزان پس از آن عملیات همچنان ادامه داشت و از 20 فروردین (9 آوریل 2003) یعنی روز سقوط بغداد، تا پایان دسامبر 2007 (دی ماه 86)، به‌مدت حدود 5 سال، 569 عملیات نظامی توسط آمریکا در سراسر عراق به‌ویژه بغداد، و به‌ویژه در سال 2007 صورت گرفت. تعداد قربانیان این بازه زمانی، طبق مطالعه موسسه نظرسنجی بریتانیا تقریبا به یک‌میلیون نفر (شهید و مجروح) از کل جمعیت 26 میلیونیِ عراقی رسید که حدود 350هزار نفر از آنها مربوط به یک‌سال آخر این نبرد بود. چندمیلیون آواره و خسارات مادیِ تریلیون‌دلاری (برای هر دو طرف درگیری) و لغزیدن عراق به خشونت‌های فرقه‌ای که در سال‌های (85ـ86/ 2006-2007)به اوج خود رسید را هم به خسارت جانی عراقی‌ها باید اضافه کرد. آمریکایی‌ها فقط آدم نکشتند، زیرساخت‌های نظامی و کشاورزی و اقتصادی عراق را هم نابود کردند تا موجی از فقر و بیکاری و آوارگی گریبانگیر عراقی‌ها شود و دامنه‌اش حتی تا همسایگان اطراف برسد. یک میلیون شهید و مجروح؛ نتیجه اشغالگری آمریکا در عراق غارت و دزدی میراث فرهنگی و تاریخی و علمی میراث ملی و فرهنگی و تاریخی عراق هم از تجاوزات اشغالگران بی‌نصیب نبود و از روزی که بغداد سقوط کرد و به اشغال کامل متجاوزان درآمد، غارت و دزدی در این شهر باستانی هم رواج یافت و قاچاق آثار باستانی موزه ملی عراق، کتابخانه ملی عراق و ... توسط ارتش آمریکا به خارج از عراق شدت گرفت. گفته شده تعداد آثار ارزشمند تاریخیِ به‌سرقت رفته در سراسر عراق غیرقابل تخمین است. اما طبق نظر کارشناسان عراقی، دستِ کم 15000 اثر باستانی شناخته‌شده، در آن ایام گم شد که 6000 اثر هرگز بازیابی نشد. راسل که از سال 2003 تا 2004 به عنوان مشاور فرهنگی در حکومت موقت ایتلاف (CPA) در عراق خدمت می‌کرد، بعدها گفت که ده‌ها هزار اثر باستانی عراقی آشکارا در بازار آمریکا فروخته شد، درحالی که حتی یک‌بار قانون جلوی این کار را نگرفت. تروریست واقعی کیست؛ اشغالگر یا جانفدا؟/ قصه عضویت صهیب 17ساله در حماس بیت‌الحکمه - کتابخانه و مرکز علمی مشهور که بر اساس میراث یک موسسه مشابه از خلافت عباسی تاسیس شده بود – نیز کاملا تخریب شد. جالب اینکه این کتابخانه پیشتر یک‌بار فقط در جریان حمله مغول‌ها به بغداد در سال 1258 غارت شده بود. اما غم‌انگیزترین بخش ماجرا، تخریب کتابخانه ملی عراق و بایگانی‌های آن بود. آنها نه تنها غارت شدند، بلکه با طرح و برنامه، هدف نابودی قرار گرفتند. 25٪ از مجموعه کتاب‌ها، از جمله کتاب‌های نادر، و 60٪ از منابع بایگانی، از جمله برخی اسناد مربوط به دوره‌های عثمانی و هاشمی و همچنین تمام بایگانی‌های مربوط به دوران جمهوری عراق، کاملا از بین رفت. نیروهای اشغالگر همچنین در طول اشغال، یک سکوی فرود هلیکوپتر بزرگ در شهر باستانی بابل ساختند و برای ساخت آن تعدادی از بناهای باستانی تخریب و برخی هم به خارج از کشور قاچاق شد. اشغالگران برای محافظت از پایگاه هوایی خود در برابر بمباران احتمالی نیز با تخریب بناهای تاریخی از کانتینرهای متعددی پر از خاک باستان‌شناسی استفاده کردند. با گسترش پایگاه هوایی علی «تلیل» متعلق به نیروهای ایتلاف در نزدیکی ناصریه در سال‌های(84ـ85) ، شهر باستانی آیریس-13 که قدمت آن به آغاز هزاره دوم قبل از میلاد بازمی‌گردد هم کاملا نابود شد. تخریب و غارت موزه ملی عراق و محتویات آن (میراث بین‌النهرین) در مقابل چشمان نیروهای اشغالگر بدون دخالت آنها از تصویب قانون فرقه‌گرای بریتانیا تا آماده‌سازی بستر هجوم داعش تخریب آثار باستانی و فرهنگی و نابودی اقتصاد و کشاورزی و قتل‌عام و آوارگی مردم عراق تنها بخشی از میراث تجاوز اشغالگرانِ مهربان و مردم‌دوست! بود. حضور بی‌قید و شرط آنها و اعمال سیاست‌های تجاوزکارانه و هدفمندشان، همچنین پایه‌ریز درگیری و خشونت‌های فرقه‌ای و اختلافات سیاسی بی‌پایان و آماده‌سازی بستر حضور داعش در عراق شد. بماند که این فرقه‌گرایی اصلی بود که بریتانیا پس از جدایی عراق از امپراتوری عثمانی، آن را با عنوان قانون قبیله‌ای در سال 1918 تدوین و تصویب کرد و به صورت اصلی اجباری برای تحمیل و تداوم اشغالگری و قیمومیت خودش در عراق به اجرا درآورد و حتی دولت تازه‌تاسیس عراق هم ملزم به اجرای آن (ماده 114 قانون اساسی) شد. قانونی که از شکل‌گیری یک حکومت مدرن جلوگیری می‌کرد و به عراقی‌ها اجازه می‌داد بر پایه سنت‌ها و آداب و رسوم قومی، طایفه‌ای و مذهبی خودشان زندگی کنند، تا مسیولیت‌پذیری زیر سایه یک حکومت و مدیریت واحد! چنین قانونی اگرچه بستر مناسبی در عراق فراهم کرده بود برای درگیری و خشونت طایفه‌ای و مذهبی، اما در هر روی از دوران پس از سقوط امپراتوری عثمانی و پایان حکومت ترکان بر شامات، همواره رهبران عرب (اگرچه تحت قیمومیت بریتانیا) بر مردم عراق حکومت می‌کردند؛ رهبری از جنس خودشان؛ از اولین آنها یعنی فرزندان حسین شریف (عبدالله و فیصل) گرفته تا آخرین‌شان یعنی صدام حسین بعثی. اما وقتی متجاوزان آمریکایی وارد عراق شدند و پس از نبردی 20روزه بغداد سقوط کرد و صدام فراری و سپس اعدام شد، کسی که بر عراقی‌ها حکومت می‌کرد، نه یک نفر از جنس خودشان، که دو آمریکایی بودند، ابتدا «گارنر» و پس از آن «پل برمر» که از اردیبهشت 1382 تا تیر 1383 ریاست حکومت ایتلاف موقت را در منطقه‌ سبز بغداد بر عهده داشت؛ منطقه‌ای که هنوز هم با وجود به‌اصطلاح خروج آمریکا از عراق، با هزاران نظامی و غیرنظامی در اختیار آمریکایی‌هاست. در هر روی عراقی‌ها اگرچه به ورود آمریکایی‌ها به کشورشان ابتدا روی خوش نشان دادند،‌ اما ریاست مستقیم یک اجنبیِ آمریکایی را بر خود به هیچ‌وجهی نمی‌پذیرفتند، لذا مبارزه علیه اشغالگران از همان‌زمان توسط مردم و گروه‌های مقاومت شدت گرفت؛ مبارزاتی که گاه به درگیری‌هایی چندجانبه منجر می‌شد بین گروه‌های مختلف عراقی با اشغالگران و حتی با یکدیگر! تحریک عراقی‌ها علیه یکدیگر مهم‌ترین هدف آمریکایی‌ها بود 13 سال پیش در دهمین سالگرد حمله به عراق، مرکز تحقیقات و مطالعات سیاسی عرب، یک کنفرانس دانشگاهی بین‌المللی با حضور گروهی برجسته از دانشگاهیان و محققان برگزار کرد تا پیامدهای حملات اشغالگران را 10 سال پس از آغاز تجاوز آنها تحلیل و بررسی کنند. در آن کنفرانس عبدالوهاب القصاب؛ محقق عراقی، در مقاله خود با عنوان «تهاجم و برنامه‌های نیومحافظه‌کاران برای تجزیه عراق» گفت که اسناد فاش شده ثابت می‌کند که «نگروپونته، سفیر آمریکا در عراق، نیرویی را برای کارهای کثیف تشکیل داده بود که جوامع عراقی را بی‌هدف هدف قرار می‌داد و هدف آن تحریک آنها علیه یکدیگر بود.» درک آدریانسن؛ عضو سازمان بین‌المللی انجمن مشارکت‌کننده نیز در مقاله خود تاکید کرد که هدف جنگ علیه عراق، نابودی و برچیدن دولت و از بین بردن نخبگان علمی و فرهنگی عراق بود و نیروهای آمریکایی عمداً حمله به نهادهای دولتی را تشویق کردند و اقداماتی را با هدف پاک‌کردن حافظه جمعی عراق و سلب میراث مشترک آن انجام دادند. عبدالحسین شعبان؛ پژوهشگر عراقی نیز در مقاله خود تاکید کرد که فاجعه نابودی دولت در عراق نه تنها فرقه‌گرایی را در داخل عراق دامن زد، بلکه به گسترش فرقه‌گرایی به سوریه، مصر و لبنان منجر شد و در نتیجه مداخله قدرت‌های استعماری در منطقه را تسهیل کرد. پایین کشیدن مجسمه صدام؛ فروردین 1382؛ بغداد حمید الهاشمی؛ استاد جامعه‌شناسی عراق نیز با ارایه مقاله‌ای توضیح داد که «ماهیت به اصطلاح دموکراسی جدید مبتنی بر محافظت از اقلیت‌ها در برابر سلطه اکثریت بود، اما در واقعیت، تلاشی برای تحریک یک گروه علیه گروه دیگر بود.» دکتر محمد المسفر نیز در آن کنفرانس پیامدهای نظامی، سیاسی و اقتصادی جنگ علیه عراق را مورد بحث قرار داد و نتیجه گرفت که آن جنگ از طریق حضور نظامی قدرتمند، حوزه نفوذ آمریکا در منطقه را گسترش داد و درکل اشغال عراق تحول مثبتی برای ملت عرب نبود. آنتوان شالهات؛ محقق نیز در مقاله خود با عنوان «پیامدهای حمله عراق بر آرمان فلسطین» گفت: حمله آمریکا به عراق، برای «اسراییل»، نقطه مثبت دیگری در «عصر جدید» در تاریخ این کشور بود؛ زیرا صدام با تمام ابعاد منفی که داشت، مخالف «اسراییل» بود. و درنهایت کلر شورت؛ وزیر سابق توسعه بین‌المللی بریتانیا از سال 1997 تا 2003، در سخنرانی خود تاکید کرد که یک دهه پس از حمله آمریکا و انگلیس به عراق، بیش از نیمی از مردم بریتانیا معتقد بودند که این یک اشتباه بوده و تونی بلر باید به عنوان یک جنایتکار جنگی محاکمه شود. جالب اینکه این کنفرانس در سال 2013 برگزار شد و از اواخر همان‌سال به دلیل اوج درگیری‌های فرقه‌ای و سستی و ضعف دولت و حکومت و ارتش و مردم در سرزمین اشغالی، داعش وارد عراق شد و بخش بزرگی از آن را به تصرف خود درآورد. اشغال عراق توسط آمریکا زمینه‌ساز فرقه‌گرایی و ورود داعش شد هدف اگر دموکراسی نبود پس چه بود؟ متجاوزگران بربر آمریکایی و انگلیسی با شعار «عملیات برای آزادی» و ارمغان دموکراسی و نجات عراقی‌ها از دیکتاتوری صدام و نجات جهان از سلاح‌های کشتارجمعی به عراق حمله‌ور شدند و تا همین چند روز پیش که به‌ظاهر از آن خارج شدند، هر بلایی که خواستند بر سر عراق و عراقی‌ها آوردند. اما به‌جز گسترش نفوذ خود در غرب‌آسیا و ایجاد پایگاه‌هایی برای حمایت از نطفه حرامشان؛ «اسراییل»، و مقابله با ایران اسلامی، اهداف مهم دیگری در سر داشتند؛ اهدافی که در صدر آنها، اشتیاق دولت‌های آمریکا و بریتانیا برای تصرف ثروت عظیم نفتی عراق بود. در این‌خصوص گزارش‌های متعددی از تحریک مدیران شرکت‌های بزرگ نفتی آمریکایی، از جمله هالیبرتون برای حمله، فاش شده که تا سال 2000 توسط دیک چنی؛ معاون رییس‌جمهور وقت، اداره می‌شد. علاوه بر این، اسناد فاش‌شده دولت بریتانیا، ارتباط قوی بین شرکت‌ها و موسسات نفتی و حمله به عراق را تایید کرده است. این اسناد بیان می‌کردند که برنامه‌های بهره‌برداری از ذخایر نفتی عراق یک سال پیش از حمله به بغداد بین مقامات دولتی و شرکت‌های بزرگ نفتی بین‌المللی، به‌ویژه شرکت‌های بریتانیایی (از جمله شل، بی‌پی و بی‌جی) مورد بحث قرار گرفته بود. درآمدهای نفتی عراق همچنان در جیب آمریکایی‌هاست تاسف‌انگیز و حیرت‌آور اینکه درآمدهای نفتی عراق هنوز و همچنان به جیب آمریکایی‌ها می‌رود و ایالات‌متحده‌ برای چگونگی خرج آن تصمیم می‌گیرد. به‌عبارتی دولت و حکومت عراق کنترل کامل و مستقیمی بر درآمدهای نفتی خود ندارد و میلیون‌ها دلار درآمد روزانه صادرات نفت عراق مستقیم به حساب بانک مرکزی عراق در بانک فدرال‌ رزرو نیویورک واریز می‌شود و از هزاران‌کیلومتر دورتر از بغداد برای آن تصمیم‌گیری می‌شود. این رویه عجیب و متجاوزگرانه از همان‌سال اشغال عراق (2003) بنیان گذاشته شد. آن‌زمان چنین سیستمی برای محافظت از ثروت نفتی عراق در برابر طلبکاران و تامین مالی بازسازی تاسیس شد که با گذشت زمان به یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ ایالات‌متحده بر تصمیمات مالی و سیاسی عراق و همچنین اهرم فشار آمریکا بر بغداد تبدیل شد. به‌طور مثال آمریکا از این اهرم برای فشار بر بغداد درباره چگونگی ارتباط با ایران و همچنین تشدید فشار برای خلع‌سلاح و جلوگیری از فعالیت‌ گروه‌های مقاومت عراقی استفاده می‌کند. مثل مسدودکردن محموله نقدی به ارزش 500 میلیون دلار به مقصد عراق در فروردین امسال، برای فشارآوردن به دولت عراق برای قطع ارتباط با گروه‌های مسلح مقاومت عراقی ( و به گفته آمریکا گروه‌های مسلح تحت حمایت ایران). این اقتصاد مالی فوق‌وابسته با واکنش‌های منفی بسیاری در خود عراق همراه بوده است. از جمله واکنش معین الکاظمی؛ عضو سابق کمیته مالی پارلمان که به‌تازگی از تصمیم آمریکا برای مسدودکردن درآمدهای کشورش به‌شدت انتقاد کرد و از دولت عراق خواست تا به "کنترل آمریکا" بر بودجه عراق پایان دهد. زنده‌باد دموکراسی با طعم نفت بله، آنها در دل شوق غارت منابع و ثروت‌های نفتی و خدادی سرزمین باستانی عراق را داشتند و زبانشان با دروغ، جملات پرزرق‌وبرق دیگری را به‌خورد مردمِ غرب آسیا و جهان مسخ‌شده توسط رسانه‌های امپریالیستی می‌داد. کمااینکه اوایل ژانویه 2003، یعنی دی‌ماه 1381 و فقط حدود سه‌ماه پیش از حمله متجاوزان به عراق، بوش در سخنرانی خود در «فورت هود»؛ بزرگترین و مهمترین پایگاه‌ نظامی ایالات‌متحده در تگزاس، اعلام کرد که کشورش آماده و مهیای اقدام نظامی است «اگر عراق از خلع‌سلاح سلاح‌های کشتارجمعیِ خود امتناع ورزد»! بعد تاکید کرد که کشورش «نمی‌خواهد به عراق حمله کند، بلکه می‌خواهد مردم عراق را آزاد کند»! و درنهایت از دستیابی به یک پیروزی قاطع خبر داد، زیرا به گفته او: «آمریکا بهترین ارتش جهان را دارد». غارت منابع نفتی عراق با شعار برقراری آزادی و دموکراسی و تاریخ با چه شباهت بی‌نظیری تکرار می‌شود! و چقدر سخنان 23 سال پیشِ آمریکایی‌ها، این‌روزها برای ما ایرانی‌ها تکراری و ملموس است: «بهترین ارتش دنیا»، «پیروزی قاطع آمریکا»، «آزاد‌کردن مردم ایران»، «خلعِ ایران از سلاح‌های کشتارجمعی و هسته‌ای» و ... برای مردم عراق 23 سال طول کشید تا با تماشای تصویر خروج آخرین نظامیِ اشغالگران از خاک کشورشان، دلشان پر بکشد از شادی؛ 23 سال توام با قتل‌عام و آوارگی و فقر و گرسنگی و تحقیر و درگیری‌های فرقه‌ای و داخلی و ... 23 سال روزگار سیاه، که اگر نبود مجاهدت مردم و گروه‌های مقاومت عراقی در طول این سال‌ها، همین پیروزی هم برایشان حاصل نمی‌شد. درواقع وقتی اشغالگران به عراق یورش بردند، به جز ارتش عراق که 20 روز بیشتر در برابر نظامیان اشغالگر دوام نیاورد، گروهی از جوانان عراقی به مبارزه با اشغالگران برخاستند؛ گروه‌های مردمی که به گروه‌های مقاومت معروف شدند و خار چشم متجاوزان آمریکایی بودند و تا همین امروز برای خروج اشغالگران از کشورشان مبارزه کردند. اهل مقاومتِ مومن و روشنفکری که می‌دانند همین خروجِ نه‌چندان کامل و ناقص و ظاهریِ آمریکایی‌ها، برای عراق و عراقی‌ها بی‌هزینه نیست. مثل همین دیکته‌کردن منویات و خواسته‌های آمریکا به دولت عراق برای تحریم هوایی کشور همسایه، یا در مُشت گرفتن اقتصاد عراق و بازی‌کردن با آن به‌وقت نیاز و ... سربازان اشغالگر آمریکایی در جریان حمله به محله‌ای در بغداد در زمستان 83 (دسامبر 2004) در جستجوی اعضای مقاومت عراق روزگار حالا همین سرنوشت تکراری را پیش روی ایرانیان قرار داده و این ملت صبور و مقاوم و مومن، الحق‌که تا به امروز با صبر و جانفشانی و ایثار و پایداری، توی دهان استعمارگران آمریکایی‌صهیونیستی‌اروپایی کوبیده است؛ استعمارگرانی که نان‌شان در چاپیدن ملت‌های ضعیف و ساده‌لوحی است که به وعده‌های سرخرمنِ موبوران چشم‌آبی دل خوش می‌کنند، نه به قوت بازو و اراده و ایمان خود! انتهای پیام/