خبری
·
روایت آیتالله خامنهای از اولین باری که ساواک را دیدند
از کثرت خوشحالی نمیتوانستم خودم را ضبط کنم و هی حرف میزدم و هی میخندیدم. تا اینکه تمام کرد، تعجب میکردند اینها که من چطور آخوندی هستم که ریشم را دارند کوتاه میکنند و من اینقدر خوشحالم و نمیدانستند که علت خوشحالی من چیست؟
از کثرت خوشحالی نمیتوانستم خودم را ضبط کنم و هی حرف میزدم و هی میخندیدم. تا اینکه تمام کرد، تعجب میکردند اینها که من چطور آخوندی هستم که ریشم را دارند کوتاه میکنند و من اینقدر خوشحالم و نمیدانستند که علت خوشحالی من چیست؟
0 بازدید
منبع اصلی ↗