خبری ·

فادی بودیه: خلع سلاح مقاومت، مقدمه قتل عام لبنان است

فادی بودیه، در گفتگو با تسنیم به تشریح آخرین روند تحولات منطقه به ویژه مقاومت حزب الله در جنوب لبنان می پردازد
بین الملل به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، «فادی بودیه»، مدیر شبکه مرایا و تحلیلگر نام آشنای لبنانی همزمان با فرارسیدن ایام دومین سالروز شهادت سید مقاومـت، شهید سید حسن نصرالله در گفتگویی اختصاصی با خبرگزاری تسنیم به تشریح آخرین وضعیت تحولات بین‌المللی و منطقه ای به ویژه ادامه نبرد میان رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان با ارتش اشغالگر صهیونیستی، آثار و پیامدهای جنگ تحمیلی آمریکا و اسراییل علیه ایران در سطح داخلی، منطقه‌ای و جهانی، و آینده محور مقاومت در جبهه‌های مختلف نبرد پرداخته است. نسخه کامل ویدیویی و مکتوب این گفتگو در ادامه تقدیم حضور مخاطبان خبرگزاری تسنیم می‌شود. . تسنیم: سلام و درود بر شما بینندگان عزیز، در مرحله‌ای که جبهه‌های نبرد منطقه در هم گره خورده‌اند، لبنان با پرسش‌های بزرگی روبه‌روست که از مرزهای جنوب فراتر می‌روند و به محاسبات درهم‌تنیده آمریکا، اسراییل و ایران پیوند می‌خورند. در جنوب لبنان، رویارویی ادامه دارد و در میز مذاکرات، فشارهای بین‌المللی با محاسبات لبنان و اسراییل تلاقی دارند، در حالی که ایران همچنان در معادله بازدارندگی و تشدید تنش حاضر است. آیا ما در برابر پایان جنگ یا در برابر مرحله‌ای جدید از نبرد قرار داریم؟ آیا رژیم صهیونیستی می‌تواند واقعیت‌های میدانی جدیدی را در جنوب لبنان تثبیت کند؟ واشنگتن چه می‌خواهد؟ ایران در کجا ایستاده است؟ و حزب‌الله چگونه معادله مقاومت و بازدارندگی را بازتعریف می‌کند؟ و مهم‌تر از همه: آیا جنگ متوقف خواهد شد؟ با چه شروطی و چه کسی از آن پیروز خارج خواهد شد، در حالی که قادر به تحمیل شروط مرحله آتی باشد؟ برای بررسی این موضوعات، آقای فادی بودیه، نویسنده و تحلیلگر سیاسی لبنانی را در کنار خود داریم. مهمان گرامی خوش آمدید... گفت‌وگو را با یکی از بحث‌برانگیزترین پرسش‌ها آغاز کنم. بعد از تمام آنچه در میدان نبرد رخ داده است، مقاومت پیروز میدان شد یا رژیم صهیونیستی؟ اهداف مقاومت پیش از جنگ چه بود و چه میزان از آنها محقق شد؟ رژیم صهیونیستی چه اهدافی داشت و تا چه میزان از آن اهداف محقق شد؟ آیا آنچه این رژیم به دست آورده، واقعاً یک پیروزی نظامی محسوب می‌شود آن هم در شرایطی که نتوانسته برتری میدانی خود را به یک پیروزی سیاسی تبدیل کند؟ و در مقابل، آیا می‌توان گفت مقاومت، درصورتی که بتواند قدرت تاب‌آوری و بازدارندگی خود را حفظ کند، پیروز این نبرد است؟ به‌طور خلاصه، تعریف پیروزی در این جنگ چیست و چه کسی قادر است اعلام پیروزی کند؟ فادی بودیه: به نام خدا، اولاً مقاومت شکست نمی‌خورد. در تاریخ، مقاومتی وجود ندارد که شکست بخورد. به‌محض اینکه مقاومت با هرگونه تجاوز به سرزمین‌هایش مواجه شود، پیروز می‌شود، چون تسلیم نشد، زیر بار سلطه نرفت و آنچه دشمن می‌خواست در اختیارش قرار نداد. در تاریخ هیچ جریان مقاومتی امکاناتی که بخواهد با ارتش اسراییل برابری کند در اختیار نداشته، به‌ویژه اگر نبرد در برابر رژیمی در ابعاد رژیم اسراییل باشد که از سوی آمریکا و اروپا حمایت می‌شود و از حمایت برخی کشورهای عربی نیز برخوردار است. بنابراین نمی‌توان قدرت تسلیحاتی مقاومت را با ارتش، ناوگان و انواع حمایت‌های نظامی و لجستیکی دشمن صهیونیستی مقایسه کرد. اما از نگاه من، هر مقاومتی که در برابر اشغالگری قد علم کند، در نهایت امر پیروز می‌شود، چون به‌سادگی تلاش می‌کند مانع شود دشمن بتواند به‌آسانی خاک میهنش را اشغال کند. چون در خلال روند اشغال، هزینه و خسارت بر دشمن تحمیل می‌کند. امروز ممکن است برخی تصور کنند که از مقاومت انتظار می‌رود اسراییل را نابود کند. البته در نهایت امر، این هدف نهایی است. اما نباید فراموش کنیم که مقاومت 30 سال با اسراییل جنگید تا سرزمین لبنان را آزاد کرد و این کار ظرف یک شب و یک روز انجام نشد. مقاومت 30 سال با این دشمن جنگید تا توانست سرزمین‌های جنوب لبنان را آزاد کند. سپس در سال 2006 وارد جنگ دیگری شد تا اسرا را آزاد کند. بنابراین مسیله، مسیله مقطعی و آنی نیست. تا زمانی که ملتی تصمیم گرفته است اجازه ندهد این دشمن بدون مواجهه و مقاومت خاک آن کشور را اشغال کند و نپذیرفته است که بدون مواجهه و نبرد تسلیم شود، پس پیروز است.چون معنای پیروزی در اینجا، معنایی انسانی و ارزشی است. من تسلیم نشدم، من می‌جنگم. حتی اگر کشته شوم، با عزت و شرافت کشته می‌شوم، نه در حالی که تسلیم و سرسپرده دشمن شده باشم. فرزندم پس از من می‌آید تا مسیرم را ادامه دهد و پس از او نوه‌ام می‌آید تا همین مسیر را ادامه دهد. مقاومت این چنین است. به همین دلیل است که می‌توانید شاهد سه نسل پیاپی شهدا در مسیر مقاومت باشید. معنای پیروزی این است. پدربزرگ، پدر و نوه همه رزمنده مقاومت هستند؛ پیروزی به معنای ادامه راه و مسیر مقاومت است. اگر پیروزی را به معنای این بدانید که چه کسی اشغال می‌کند و چه کسی سرزمین بیشتری می‌گیرد، این پیروزی نیست. اسراییل در سال 1982 تا بیروت پیشروی کرد، اما همین اسراییل در سال 2000 به کجا رسید؟ عقب‌نشینی کرد. پیروزی، یک روند تدریجی است. اگر مقاومت وجود نداشت، اسراییل عقب‌نشینی نمی‌کرد. بنابراین، صرف کنش مقاومت، خودش یک پیروزی است. این تعریف منطقی از روند مقاومت است. اجازه بدهید مثال دیگری بزنم. وقتی ویتنام با ارتش آمریکا که آنجا را اشغال کرده بود جنگید، آیا ویتنامی‌ها امکاناتی در حد امکانات آمریکا داشتند؟ قطعاً نه؛ اما تصمیم گرفتند مقاومت کنند. پس از سال‌ها، ویتنام با وجود اینکه در برابر آمریکا امکانات قابل‌توجهی نداشت توانست آمریکا را از خاک این کشور اخراج کند؛ چون ارتش آمریکا را فرسوده کرده بود. بنابراین، جنگیدن و مقاومت کردن یعنی اینکه نپذیری لقمه‌ای حاضر و آماده در دست دشمن باشی. معنای مقاومت این است که برای حق خودت استقامت و پایداری نشان دهی. امروز وقتی مورد تجاوز قرار می‌گیری و می‌گویی «نه» و مقاومت می‌کنی، در حقیقت تو برای حق خود پیروز می‌شوی. جدا از این پیروزی، اینکه چقدر وقت لازم است تا این پیروزی آشکار و روشن شود، مسیله دیگری است. اما ما ملت‌هایی هستیم که تسلیم شدن و سر فرود آوردن را بر نمی‌تابیم. ما از آن ملت‌هایی نیستیم که وقتی ارتش اشغالگر می‌آید، سر فرود بیاوریم، تسلیم شویم و همه چیز را با این عنوان که «به خاطر این‌که می‌خواهیم زندگی کنیم» به دشمن واگذار کنیم. تو با این کار زندگی نمی‌کنی؛ تو می‌میری. به همین دلیل همیشه مقاومت را به «فرهنگ مرگ» متهم می‌کردند، ما می‌پرسیدیم: فرهنگ زندگی چیست؟ اگر نتوانی در برابر دشمنی که به ناموست، سرزمینت، خانه‌ات و تاریخ و ریشه‌هایت تجاوز می‌کند، بایستی، اگر برای کرامت انسانی خود به پا نمی‌خیزی، پس فرهنگ زندگی چیست؟ فرهنگ زندگی اصلا چیست؟ آیا فرهنگ زندگی یعنی تعداد سال‌هایی که زندگی می‌کنی، یا سال‌هایی که با کرامت انسانی زندگی می‌کنی؟ تاریخ انقلابیون را جاودانه می‌کند، اما افراد تسلیم‌شده و سازشکار، ارزشی در تاریخ ندارند و از صفحات تاریخ محو می‌شوند. حتی اگر ده‌ها یا صدها سال زندگی کنند، تاریخ آنها را به یاد نخواهد آورد. تسنیم: شما الان درباره پیروزی و مقاومت صحبت کردید. درباره اهداف جنگ برای رژیم صهیونیستی، مقاومت و همچنین لبنان نظرتان چیست؟ فادی بودیه: اولاً اینجا یک مفهوم اشتباه هم وجود دارد؛ ما همیشه می‌شنویم که دولت باید صلاحیت اعلام جنگ و صلح را در لبنان داشته باشد. آیا دولت لبنان اکنون صلاحیت اعلام جنگ را در اختیار دارد؟ خیر؛ صلاحیت و قدرت اعلام جنگ را ندارد. امروز قدرت اعلام جنگ در دست اسراییل است، نه ما؛ ما هیچ‌گاه جنگی را آغاز نکرده‌ایم. حتی اگر به ما بگویند شما جنگ‌طلب هستید، ما تنها قدرت تصمیم گیری برای مقاومت داریم. ما قدرت اعلام جنگ نداریم؛ این اسراییل است که جنگ را آغاز می‌کند. اما اگر از من بپرسید اهداف جنگ برای مقاومت چیست؟ باید بگویم مقاومت اهداف جنگی ندارد. هدف مقاومت هدفی ساده و مشخص است: از سرزمین و موجودیت خود در کشور و میهنش دفاع و محافظت کند و از ریشه‌ها و ناموس خود و از هر آنچه در این میهن دارد محافظت کند. چون وطن برای مقاومت یک شرکت سرمایه‌گذاری نیست که اگر ورشکست شد یا متحمل ضرباتی شد، آن را رها کند و به جای دیگری برود. اما اهداف اسراییل متفاوت است. اهداف و طمع‌ورزی او در قبال لبنان و به طور کل جهان عرب، گسترش شهرک‌ها و تحقق «اسراییل بزرگ»، از نیل تا فرات است. این یک پروژه واقعی است و آن‌طور که برخی رسانه‌های عربی، تبلیغ می‌کنند، یک دروغ یا خیال‌پردازی نیست. متاسفانه شاهدیم که اسراییلی‌ها خودشان درباره پروژه اسراییل بزرگ صحبت می‌کنند، در حالی که برخی شبکه‌های عربی تلاش می‌کنند اهمیت این طرح را کم‌رنگ کنند. بنابراین اگر از من بپرسید اهداف اسراییل چیست، هدف او اشغال لبنان، سوریه، اردن و کل فلسطین، همچنین اشغال بخش‌هایی از عربستان سعودی، بخش‌هایی از امارات، بخش‌هایی از کویت، و تمام مناطقی است که در پروژه اسراییل بزرگ جای می‌گیرند. اسراییل حتی نسبت به مکه هم طمع دارد، چه کسی می‌تواند مانع آن می‌شود؟ آنها کتابی با عنوان «بازگشت به مکه» نوشته‌اند... کتابی به قلم آوی لیپکین. چه کسی مانع آنها می‌شود؟ این ها مطامع اسراییل هستند؛ چگونه با این طمع‌ورزی‌های اسراییل مقابله می‌کنید؟ می‌گویند اسراییل هیچ طمعی ندارد؛ بله، اگر عینک آمریکایی بر چشمت گذاشته باشی، نمی‌توانی طمع‌ورزی‌های اسراییل را ببینی، چون تنها آمریکا طمع‌ورزی‌های اسراییل را نمی‌بیند. تسنیم: به وضعیت موجود در لبنان بر‌گردیم. رژیم صهیونیستی از دستاوردهای نظامی خود سخن می‌گوید و مقاومت نیز از عملیات‌های کیفی خود خبر می‌دهد. امروز چه کسی ابتکار عمل را در میدان در دست دارد؟ آیا مقاومت همچنان قادر است معادلات جدیدی را تحمیل کند یا اینکه اکنون در جایگاهی قرار گرفته که صرفاً از دستاوردهای پیشین خود دفاع کند؟ فادی بودیه: اولا باید گفت مقاومت در لبنان توانسته است توانمندی‌های خود را به‌صورت متراکم بنا کند. این روش متراکمی است که از آغاز مسیر مقاومت شروع شد؛ زمانی که زنان اهل جنوب با اسراییل می‌جنگیدند و روی نظامیان اسراییلی روغن داغ می‌ریختند تا به امروز که مجهز به پهپاد با خلبان ویدیویی، موشک‌های دوربرد، موشک‌های پیشرفته و پهپادها و هر آنچه مقاومت در اختیار داشته، نایل شدند. هیچ‌کدام از این توانمندی‌ها یک ‌شبه حاصل نشده است. این نتیجه یک روند انباشتی و متراکم است. برنامه‌ریزی نظامی مقاومت، در گذشته چگونه بود و امروز به چه جایگاهی رسیده است؟ توانمندی‌های رسانه‌ای مقاومت نیز همین مسیر را طی کرده است. همه این‌ها حاصل یک روند انباشتی است. امروز مقاومت ضربات سختی دریافت کرده است؛ ما این واقعیت را انکار نمی‌کنیم و چشممان را بر روی این واقعیت نمی‌بندیم. از حادثه پیجرها گرفته تا شهادت فرماندهان نظامی و شهادت سید حسن، شخصیتی که وزنه‌ای به عظمت یک کوه بزرگ بود. او به شهادت رسید، اما مقاومت، اقدام شهادت‌طلبانه را به توانایی و انگیزه‌ای بزرگ برای انتقام مبدل می‌کند و مقاومت با قدرتی بیشتر و نبضی نیرومندتر به کار خود ادامه داد. در حالی که اسراییل بر این باور است که با اقدام به ترور می‌تواند کار را تمام کند. برای مثال وقتی شیخ راغب حرب را ترور کردند، گمان کردند مقاومت را از بین برده‌اند؛ اما مقاومت قدرتمندتر و گسترده‌تر شد. وقتی امام موسی صدر ربوده شد، گمان کردند مقاومت را از بین برده‌اند؛ اما مقاومت بزرگ‌تر شد. وقتی سید عباس موسوی را ترور کردند، در روزنامه‌های اسراییلی نوشتند: «عباس موسوی را کشتیم. حزب‌الله را از بین بردیم» اما روز بعد، سید حسن به میدان آمد. وارد مرحله جدیدی شده بودیم. می‌خواهم این نکته را به مردم متذکر شوم، به‌ویژه امروز که ناامیدی به قلب برخی افراد نفوذ کرده و تصور می‌کنند مقاومت به پایان رسیده است و اینکه ما در مرحله شکست مقاومت قرار داریم، خطاب به آنها می‌گویم این مقاومت شکست‌ناپذیر است، چون مقاومت اراده‌ای مبتنی بر تقابل است. مقاومت جغرافیا نیست که بگویی اینجا شکست خوردیم و آنجا پیروز شدیم. مقاومت، اراده برای بقا و ایستادگی در برابر اشغالگری است. این مقاومت از سرمایه‌ شهدا و خون‌های آنان و مجروحانش جان می‌گیرد. سرمایه‌ای که می‌تواند این اشغالگری را، هرچند پس از مدتی، به عقب براند. هر صخره‌ای در جنوب، به خون یک شهید و مجروح آغشته است. هر درختی در جنوب، به خون یک شهید و مجروح آغشته است. این قافله شهدایی که در مسیر مقاومت به مقام شهادت نایل شدند، برای شکست خوردن شهید نشدند؛ شهید شدند تا ما پیروز شویم. ما با پایداری خود، با سلاحی که در دست داریم، با بازگشت خود به میدان پیروز خواهیم شد. با نبرد با اسراییل پیروز خواهیم شد، حتی اگر این تقابل سال‌های طولانی به درازا بینجامد، اشکالی ندارد؛ مهم این است که تسلیم نشویم. اسراییل تا زمانی که در سینه هر کودک اهل جنوب لبنان، حرارت مقاومت برای انتقام وجود دارد و تا زمانی که دست یک مبارز مقاومت بر ماشه، در برابر اسراییل قرار دارد، نمی تواند در جنوب لبنان باقی بماند. آنها از ما می‌ترسند، چون ما بر حق هستیم. چون صاحبان این سرزمین هستیم. هیچ اشغالگری نمی‌تواند برای همیشه در یک سرزمین باقی بماند. هیتلر و آلمان نازی را ببینید؛ تا مسکو پیش رفت و بخش بزرگی از جهان را اشغال کرد، اما در نهایت شکست خورد. تسنیم: درست است؛ کمی بعد درباره حالت یاس و ناامیدی که در میان بخشی از جامعه عارض شده، صحبت خواهیم کرد. اما اگر بخواهیم مرحله کنونی را تعریف کنیم، آیا سناریوی پایان جنگ را پیش روی خود داریم یا بازطراحی و بازآرایی آن را شاهدیم؟ آیا آتش‌بس و مذاکرات واقعاً مسیر سیاسی جدیدی را شکل می‌دهند یا ما با جنگی روبه‌رو هستیم که این بار با ابزارهای سیاسی دنبال می‌شود؟ به‌گونه‌ای که طرف‌ها تلاش می‌کنند از طریق مذاکره، چیزی را تثبیت کنند که نتوانسته‌اند آن را از طریق نظامی تحمیل کنند؟ فادی بودیه: نخست اینکه ما اصلاً آتش‌بس و مذاکره‌ای نداریم. این یک دروغ بزرگ است که حاکمیت برای مذاکره از آن استفاده می‌کنند و اسراییل نیز از این وضعیت برای اشغال بیشتر در داخل لبنان، تحت پوشش مشروعیت‌بخشی به حاکمیت لبنان، استفاده می‌کند تا بگوید به کمربند امنیتی، مناطق آزمایشی و موارد دیگر نیاز دارد. اصلا قبلا هم آتش‌بسی وجود نداشته که الان بخواهد وجود داشته باشد. از جنگ گذشته و توافق 27 اکتبر گذشته تاکنون نیز آتش‌بس واقعی وجود نداشته است. برای نزدیک به 15 ماه آتش‌بس متوقف نشد؛ جنگ دوباره آغاز شد و آتش‌بس برقرار نشد. جنگ با اعلام ترامپ و ایرانی‌ها در مذاکرات، پایان یافت. توافق امضا شده و از اسراییل خواسته شد تا از خاک لبنان عقب‌نشینی کند؛ اما اسراییل عقب‌نشینی نکرد و گفت به آتش‌بس پایبند است اما به آتش‌بس پایبند نماند؛ بنابراین آتش‌بس تنها یک دروغ است. خبرنگار تسنیم: و مذاکرات؟ فادی بودیه: مذاکرات دروغی بزرگ‌تر است. چون از مذاکرات به‌عنوان پوششی برای بازسازی مسیر جنگ استفاده می‌شود. آمریکا می‌گوید به مذاکرات برگردیم، و هم‌زمان ایران را بمباران می‌کند. ایران می‌گوید باید به تفاهم‌نامه‌ای که امضا کرده‌ایم برگردیم و به آن پایبند باشیم و هم‌زمان به حملات آمریکا پاسخ می‌دهد. پس آتش‌بس کجاست؟ مذاکرات کجاست؟ از سدتور کار کنار گذاشته شده است! اسراییلی‌ها می‌گویند: «باید به آنچه در واشنگتن بر سر آن توافق شد و با دولت لبنان به امضا رسید، پایبند باشیم» عالی! فوق‌العاده! آیا از جنوب لبنان عقب‌نشینی کرده‌ای؟ نه. آیا نفوذت را در لبنان کاهش داده‌ای؟ نه. آیا سطح اشغال سرزمین در لبنان را کاهش داده‌ای؟ نه. آیا حملات به لبنان را متوقف کرده‌ای؟ نه. آیا اهالی جنوب برگشته‌اند؟ نه. آیا خانه‌ها را ساخته‌ایم؟ نه. هیچ چیز! خواسته چیست؟ خلع سلاح حزب‌الله. تسنیم: در واقع نوعی بهانه‌جویی... فادی بودیه: البته که بهانه‌جویی است! برای همین دروغ است. این مذاکرات دروغ است، وقتی می‌گوییم ساده‌لوحانه است که باور کنیم مذاکره‌ای وجود دارد، اغراق نمی‌کنم. این ادعا که اسراییل می‌تواند به مذاکرات اکتفا کند، یا آمریکا می‌تواند به مذاکرات اکتفا کند، مذاکره‌کنندگان ایرانی کاملاً این را می‌دانند، همه آنها حرفه‌ای، باتجربه و کارکشته‌اند و کاملاً ابعاد این موضوع را می‌دانند. سوال من این است: آیا آمریکا در طول 300 سال تاریخ خود با کسی مذاکره کرده است؟ آمریکا با هیچ‌کس مذاکره نمی‌کند. آمریکا شروط تسلیم را به جهان تحمیل می‌کند. کشور یا طرفی که آمریکا با آن درگیر شده، ایران است؛ همان کشوری که واشنگتن نه از طریق نظامی و نه از طریق مذاکره نتوانست آن را شکست دهد. بنابراین نامش را مذاکره می‌گذارد و هم‌زمان ایران را بمباران می‌کند، می‌خواهد به هر شکلی ایران را تضعیف کند. و اگر آمریکا می‌توانست تنگه هرمز را اشغال کند، ایران را نابود می‌کرد. تسنیم: ترامپ می‌خواهد اسمش را بگذارد تنگه ترامپ. فادی بودیه: حتی برایش نام گذاری‌کرده است. این تفرعنی را که ترامپ با آن رفتار می‌کند را ببینید؛ بلندی‌های جولان را به اسراییل می‌دهد، تنگه هرمز را سرزمین آمریکا می‌داند. درباره گرینلند می‌گوید: «این را می‌خواهم». به نظر من هیچ‌کس جز ایران، نتوانست جلوی تکبر ترامپ را بگیرد و آن را در هم بشکند، همان‌طور که هیچ‌کس جز مقاومت، نتوانست ارتش اسراییل را شکست دهد. می‌خواهم کمی سوال شما را جلوتر ببرم، اما الان مهم است، وقتی کسی در قاب تلویزیون صحبت می‌کند و نظریه‌پردازی می‌کند و می‌گوید: «این مقاومت ضعیف شده، این مقاومت شکست خورده و حالا وقت آن است که سلاحمان را تحویل بدهیم و واقعیت موجود را بپذیریم، تا آنچه از لبنان باقی مانده است را از شر اشغال و اشغالگری نجات دهیم» باید از او این سوال را بپرسیم که اگر این سلاح را تحویل بدهیم، اسراییل را در تمام نهادهای دولتی‌ خواهیم دید که ادعا می‌کنی قرار است آن را بسازی. اگر سلاح این مقاومت نبود، اصلاً دولتی وجود نداشت و افسران اسراییلی بر لبنان حکومت می‌کردند. افسران اسراییلی بر همه ما حکومت می‌کردند! اسراییل نه کلیسا و نه مسجدی باقی نمی‌گذاشت! بنابراین، ترویج این دیدگاه که تحویل سلاح مقدمه سازش است، دروغی است که فقط می‌توانی به خودت بگویی. حقیقت این است که تحویل سلاح مقدمه قتل‌عام، تحقیر و تبدیل ما به برده است. تو راضی هستی برده باشی؟ به خودت مربوط است! ما راضی نیستیم برده باشیم. بله، ما تا آخرین نفس می‌جنگیم، شهید می‌شویم اما برده نمی‌شویم. در جواب کسانی که تبلیغ می کنند که جریان مقاومت تمام شده، می‌گویم نباید جریان مقاومت را بر اساس یک دور نبرد قضاوت کنیم. نمی‌توان این مقاومت را بر اساس یک دور نبردی که رخ افتاده قضاوت کرد؛ چون تاریخ مقاومت شریف‌تر از تاریخ تمام ارتش‌های عربی است. تاریخ این مقاومت شریف‌تر از تاریخ تمام ارتش‌های عربی در کنار هم است. دلیلش هم این است: ارتش‌های عربی که در جنگ شش‌روزه با اسراییل جنگیدند، تعداد سربازانشان 549 هزار سرباز عرب در مقابل 200 هزار نظامی اسراییلی بود. اسراییل طی شش روز 69 هزار کیلومتر مربع را اشغال کرد. یعنی سه برابر سرزمینی که در سال 1948 از فلسطین اشغال کرده بود. آن هم تنها ظرف شش روز، و همزمان ارتش‌های عربی را نابود کرد. در لبنان، در جنگ 33 روزه 75 هزار نظامی اسراییلی در مرز لبنان و در جنگ اخیر 120 هزار نظامی اسراییلی در مرزهای لبنان مستقر بودند، تا اینکه به امضای توافق منجر شد. می‌خواهم بگویم تا زمانی که آتش‌بس برقرار شد؛ در 66 روز و شاید بیشتر از 66 روز این جنگ، اسراییل نتوانست وارد جنوب لبنان شود و در هیچ نقطه‌ای که وارد شده بود مستقر شود، حتی در یک نقطه هم که وارد شده بود احساس امنیت نکرد. با وجود اینکه این رزمندگانی که در جنوب لبنان می‌جنگند شاید حداقل امکانات لازم برای بقا را هم ندارند. آنها زیر پوشش کامل حملات هوایی، پهپادها، موشک‌ها، ماهواره‌ها و در برابر تانک‌ها هستند، نمی‌توانند حرکت کنند. جابجایی نیرو دشوار است، دسترسی به آب و غذا دشوار است، همه چیز دشوار است. با این حال میدان را ترک نکردند، از سلاح دست نکشیدند و در برابر اسراییلی‌ها تسلیم نشدند. دوربین‌های اسراییلی حتی تصویر یک رزمنده را هم ثبت نکردند که روی زانو نشسته و تسلیم شده باشد. این مردان شکست‌ناپذیرند. بله، ما به دلیل شرایط موجود، مراحل دشواری را پشت سر می‌گذاریم. قطعاً به دلیل خنجرهایی که از پشت به ما زده می‌شود، و این طبیعی است. اما ما هرگز تمام نمی‌شویم و هرگز شکست نمی‌خوریم. تسنیم: حتی اگر شهید بدهیم؟ فادی بودیه: شهدا جوهره این مقاومت هستند. تسنیم: حتی با وجود خیل عظیم شهدا.... فادی بودیه: حتی با وجود خیل عظیم شهدا که خودش نوعی فداکاری‌ است؛ راه دیگری پیش روی ما نیست. ما شهدایمان را چشم بسته و بی‌هدف قربانی نمی‌کنیم. یک ماشین کشتار و ویرانگر بزرگ اسراییلی و آمریکایی وجود دارد که در کشتن ما با یکدیگر مشارکت دارند. چه کنیم؟ فقط با دو گزینه مواجه هستی! تاریخ همواره تکرار می‌شود، شما عنوان کربلای جنوب را بر روی دیوارنگاره این برنامه گذاشته‌ای. ما دقیقاً مانند آنچه در کربلا اتفاق افتاد، با دو گزینه مواجه هستیم. در کربلا یزید از امام حسین(ع) چه می‌خواست؟ بیعت. ترامپ از ما چه می‌خواهد؟ بیعت! نتانیاهو از ما چه می‌خواهد؟ بیعت! و ما همان چیزی را می‌گوییم که امام حسین(ع) فرمود: «میان ذلت و مرگ قرار گرفته‌ایم، و هیهات من الذله» تسنیم: آیا دولت لبنان با رژیم اسراییل به عادی‌سازی روابط تن خواهد داد؟ فادی بودیه: هرگز! حاکمیت می‌داند که نمی‌تواند اسراییل را تحت فشار قرار دهد. حاکمیت لبنان چه ابزارهایی در اختیار دارد که اسراییل را به عادی‌سازی روابط ملزم کند؟ تسنیم: این سوال را به این دلیل مطرح کردم چون سوال عموم این است که آیا دولت می‌تواند توافقی را اجرا کند و فراموش کردیم که اساساً دولت نباید در مسیر عادی‌سازی روابط با اسراییل حرکت کند؟ فادی بودیه: حتی اگر چنین باشد! تو از اصل موضوع تخطی می‌کنی، اصل این است که حاکمیت حق ندارد برود و دستش را در دست اسراییل بگذارد. بعداً درباره توافق با من صحبت کن! اساساً این توافق مشروعیت ندارد، این توافق از مشروعیت مردمی لبنان برخوردار نیست. چون می‌خواهند صحبت درباره عادی‌سازی روابط با اسراییل را به یک موضوع عادی تبدیل کنند، همان‌طور که می‌خواهند با اسراییل طوری رفتار کنند که انگار دشمن نیست، انگار همسایه است. و این، همان خطر است. تسنیم: این صحبت مطرح بود که باید به وضعیت خصومت با همسایگان پایان دهیم، این چیزی بود که در اظهارات مطرح می‌شد. فادی بودیه: فکر می‌کنم کسی که می‌خواهد وضعیت خصومت با اسراییل را پایان دهد، اساساً خودش در وضعیت خصومت با اسراییل نبوده است. تسنیم: اگر اسراییل بتواند حضور خود را در برخی نقاط تثبیت کند، آیا ما با یک کمربند امنیتی جدید در جنوب لبنان یا یک منطقه حایل روبه‌رو خواهیم بود؟ فادی بودیه: همه اینها اسامی فریبنده و دروغین است؛ منطقه امن، منطقه سبز، خاکستری، زرد و غیره؛ همه‌ دروغ است. مثلا منطقه اقتصادی ترامپ. همه‌ دروغ است؛ همه این نام‌ها و عنوان‌ها، اسمامی تلطیف‌شده برای استمرار اشغالگری هستند. ببینید، شما در برابر یک اشغالگری هستی... این اشغالگری را با واژه‌های ملایم‌تر جلوه می‌دهند؛ برای آن دم و دستگاه یا حتی رنگ درست می‌کنند.... سبز، زرد، آبی، قرمز، خاکستری؛ منطقه آزمایشی، منطقه حایل، کمربند امنیتی، منطقه اقتصادی؛ همه اینها فقط اسامی هستند؛ مضمونشان چیست؟ مضمونشان اشغال است. مضمون اصلی همه آنها، ادامه اشغال است. به همین دلیل معتقدم که مقاومت هیچ‌کدام از این رنگ‌ها و این نام‌گذاری‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد. برای مقاومت و مردم این سرزمین فقط یک نام وجود دارد و آن هم جنوب است. هر نام دیگری غیر از این اسم، ارزشی ندارد. هنگامی که مقاومت به میدان نبرد بازگردد، با تمام این رنگ‌ها، دسته‌بندی‌ها، اسامی و نام‌ها به‌عنوان سرزمین‌های اشغالی برخورد خواهد کرد که باید آزاد شوند. ما کاری به بقیه این نام‌ها و اسامی نداریم. اگر کسی سوال کند نظرت راجع به کمربند امنیتی چیست؟ می‌گویم اشغالگری است. نظرت راجع به خط خاکستری چیست؟ می‌گویم اشغالگری است. نظرت راجع به خط قرمز چیست؟ می‌گویم اشغالگری است. نظرت راجع به خط زرد چیست؟ می‌گویم اشغالگری است. همه اینها اشغالگری است ولی به ما دروغ می‌گویند. رفته‌رفته این دروغ را به ما تحمیل می‌کنند. اگر از شما درباره منطقه اقتصادی ترامپ بپرسم، ایا خود حضرتعالی موافق هستید خانه شما جزیی از این منطقه اقتصادی باشد؟ موافق هستید خانه شما را بگیرند و آن را تحت عنوان اینکه شما به ثبات کمک می‌کنید به منطقه اقتصادی تبدیل کنند؟ تسنیم: ما نمی پذیریم، چه خانه ما در جنوب باشد، چه در دیگر مناطق لبنان باشد، هرگز نمی پذیریم. فادی بودیه: جواب روشن است، چون شما اهل جنوب هستید و شما هم مثل همه اهالی جنوب دلتنگ خانه و سرزمین خودتان می‌شوید. حتی من به عنوان شهروند اهل بقاع دلم برای جنوب تنگ می‌شود. این یک اصل است که هر شهروند لبنانی، میهن‌پرستی و شهروندی را اینگونه درک می‌کند. هر شهروند لبنانی باید سرزمین جنوب را سرزمین خود بداند و هر خانه‌ای در جنوب، خانه‌ اوست. اینگونه ما در وطن شریک می‌شویم. اما انگار این روزها حال و روز دیگری داریم. داریم مناطق، آب‌ها و فضاها را تقسیم‌بندی می‌کنیم فقط به دلیل کینه‌ای که از مقاومت در دل داریم... تسنیم: و کینه ای که از اهل جنوب در دل دارند. سوالی بعدی من این است که اساسا رژیم صهیونیستی واقعاً از جنوب لبنان چه می‌خواهد؟ فادی بودیه: منابع آبی لبنان، خاک لبنان و گسترش شهرک‌سازی اسراییل. حتی برخی گروه‌های اسراییلی در درون رژیم اسراییل شروع به عرضه و فروش املاک جنوب لبنان کرده‌اند... تسنیم: بله، نمونه آن را در الوزانی شاهد بودیم.... فادی بودیه: بله، بله، حتی شروع به قطعه‌بندی اراضی در پنج تپه‌ای که اشغال کرده بودند، کرده‌اند تا برخی خانه‌ها و شهرک‌ها را برای تعدادی از شهرک‌نشینان بسازند. تسنیم: یعنی ممکن است رژیم اسراییل در جنوب لبنان بماند؟ فادی بودیه: نه، قطعاً نه، نمی‌تواند بماند....اما من دارم به شما می‌گویم اسراییل چه می‌خواهد، شما از من می‌پرسید اسراییل چه می‌خواهد. اسراییل می‌خواهد منابع آب جنوب لبنان را غارت کند. اسراییل می‌خواهد ثروت‌ و دارایی جنوب لبنان را غارت کند. اسراییل می‌خواهد شهرک‌سازی خود را در جنوب لبنان گسترش دهد. این چیزی است که اسراییل می‌خواهد و اگر می‌توانست تمام لبنان را اشغال کند، تمام خاک لبنان را اشغال می‌کرد. تسنیم: آیا خود رژیم اسراییل امروز اسیر این معادله‌ نشده که نه می‌تواند به مصاف جنگی فراگیر برود و نه می‌تواند به وضعیت پیش از جنگ بازگردد؟ فادی بودیه: معتقدم اسراییل امروز کاملاً می‌داند که حزب‌الله دیر یا زود به میدان نبرد بازخواهد گشت. اسراییل عجله دارد برخی نقاط را تصرف کند و در برخی نقاط مستقر شود، چون می‌داند دوباره با حزب‌الله وارد جنگ خواهد شد و حزب‌الله نه می‌تواند سکوت پیشه کند و نه می‌تواند عقب‌نشینی کند. و وقتی مقاومت لبنان بار دیگر به میدان نبرد بازگردد، با غافلگیری‌های متفاوتی بازخواهد گشت. اسراییل کاملاً می‌داند که می‌خواهد نقاط حساس و دقیق مناطق جنوب را در اختیار بگیرد، چون خود را برای نبرد با حزب‌الله آماده می‌کند، این را می‌داند و کسانی هم که به مقاومت اعتماد دارند نیز این مسیله را می‌دانند، اما تلاش می‌کنند بار دیگر در داخل پایگاه اجتماعی مقاومت و جامعه لبنان، تبلیغات راه بیندازند تا اگر حزب‌الله یک پهپاد یا یک گلوله شلیک کرد، تمام رسانه‌های همسو با اسراییل در لبنان یکباره به پا خیزند و دوباره این صدا را بشنوی که: دارند لبنان را دوباره به عرصه جنگ می‌کشانند، می‌خواهند ما را نابود کنند. ما جنگ‌های حزب‌الله را نمی‌خواهیم، ما جنگ‌های ایران را نمی‌خواهیم. ما این صدا را مدام می‌شنویم، اما فراموش می‌کنند و در مواجهه با تمام کارهایی که اسراییل انجام داده، کور و کر و لال می‌شوند. وقتی به او می‌گویی: «دیدی اسراییل چه کار می‌کرد؟»، چه می‌گوید؟ «خب، این به خاطر حزب‌الله بود» تسنیم: استاد بودیه، شما در مورد هر موضوعی که صحبت کنید،‌‌ آنها در عوض درباره موشک‌هایی که حزب‌الله شلیک کرد حرف می‌زنند... فادی بودیه: اینکه تو موشک‌های حزب‌الله را به جنگ ربط بدهی، ساده لوحی است. وقتی اسراییل لبنان را اشغال کرد، موشک وجود داشت؟ وقتی اسراییل داشت برای عملیات پیجر و منفجر کردن پیجر برنامه‌ریزی می‌کرد، از موشک‌ها خبر داشت؟ سال‌هاست که برای عملیات پیجر آماده می‌شد. همین‌طور بدون دلیل پیجرها را آماده کرده بود؟ بدون وجود موشک آنها را آماده کرده بود. این عملیات را برای چه کسی آماده می‌کرد؟ فرض کنیم موشک وجود نداشت، آیا عملیات پیجر را اجرا نمی‌کرد؟ بدون شک اجرا می‌کرد. این نشان می‌دهد که او منتظر زمان مناسب برای این عملیات بوده تا هرچه بیشتر بتواند کشتار علیه ما انجام دهد. این نشان می‌دهد که از قبل از جنگ هم قصد داشته دیر یا زود جنگی علیه لبنان به راه بیندازد. موشک‌ها چه ربطی به این مسیله دارند، این اظهارات مسخره است! تسنیم: سیاست زمین سوخته، ویرانی در جنوب لبنان، روستاهایی که تقریباً خالی شده‌اند، در این رابطه چه نظری دارید؟ فادی بودیه: بدون شک صحنه‌ای غم‌انگیز است، صحنه‌ای است که می‌تواند به جهان نشان دهد چه دشمنی در کنار ما ساکن شده و خاک فلسطین را اشغال کرده است. صحنه‌ای که نشان می‌دهد اسراییل هیچ‌گاه به دنبال صلح نیست و هیچ‌گاه نمی‌تواند با صلح کنار بیاید. صحنه آوارگی، زمین سوخته و منفجر کردن خانه‌ها باید برای حکومتی که سفیر اسراییل را در آغوش گرفته است، یک درس عبرت باشد. باید برای جهانی که از صلح و ضرورت برقراری صلح سخن می‌گوید، یک درس عبرت باشد. اینها گروه‌هایی هستند که صلح را نمی‌شناسند و اصلاً صلح به قلب‌هایشان راه پیدا نکرده است. اما در مقابل، مردم جنوب را جغرافیا و سرنوشت در مرزهای لبنان قرار داده‌ تا بخشی از هویت همیشگی لبنان باشند. نمی‌توان بدون جنوب از لبنان سخن گفت و نمی‌توان بدون جنوب برای لبنان هویتی ترسیم کرد. این جنوب که ویران شد و دوباره ساخته شد، ویران شد و دوباره ساخته شد، ده‌ها بار ویران شد و دوباره ساخته شد. شاید خانه‌ای در جنوب پیدا نکنید که چندین بار بازسازی نشده باشد که این مسیله به عنوان نشانه‌ای از تمسک و پایبندی مردم به سرزمینشان است. این سرزمین و این مردم را نمی‌توان درهم شکست و نمی‌توان به پایان رساند. جنوب لبنان استواری درخت سرو لبنان را به نمایش می‌گذارد. جنوب لبنان استواری موضع لبنان و تاریخ لبنان را به نمایش می‌گذارد. بازداشتگاه خیام می‌تواند شاهد و درسی واقعی باشد که نشان می‌دهد نمی‌توان جنوب را از بین برد و نمی‌توان آن را اشغال کرد. این جنوب، جنوب لبنان است. نمی‌توان هویت آن را با عنوان مناطق آبی و زرد و قرمز و مناطق آزمایشی و مناطق اقتصادی تغییر داد. نام این جنوب، جنوب لبنان است؛ همان جایی که بهترین جوانان لبنان از آن برخاستند و جنگیدند و شریف‌ترین رهبران لبنان و مردترین مردان لبنان، از امام موسی صدر تا آخرین شهید این سرزمین به خاطرش جان دادند. تسنیم: می‌رسیم به واشنگتن، آیا ترامپ واقعاً می‌خواهد که... فادی بودیه: (با خنده) من ممنوع‌السفر به آمریکا هستم، شما به واشنگتن رسیدی و من ممنوع‌السفرم. تسنیم: (باخنده) به واشنگتن می‌رسیم، آیا ترامپ واقعاً می‌خواهد جنگ را متوقف کند؟ یا فقط می‌خواهد ایالات متحده و رژیم اسراییل بیشترین دستاوردهای ممکن را به دست آورند؟ فادی بودیه: هر چند وقت یک‌بار با اظهارات و نام‌های متفاوت ظاهر می‌شود. ترامپ تصویر علنی ایالات متحده آمریکاست. تصویر دولت عمیقی است که آنچه را در ذهن دارد، علناً در برابر جهان بیان می‌کند. وقتی ترامپ می‌گوید: «می‌خواهم نابود کنم»، به این معناست که این دولت عمیق آمریکاست که می‌خواهد نابود کند، اما فقط ترامپ این حقیقت را اعلام می‌کند. ترامپ وقتی می‌گوید: «می‌خواهم ملت‌های عرب را غارت کنم» منظورش محدود کردن غارت نیست، بلکه می‌خواهد «ملت‌ها و ثروت‌های عربی را بدوشد». دولت عمیق آمریکا این‌گونه فکر می‌کند و رییس جمهور آمریکا فقط آن را بیان می‌کند. ترامپ وقتی می‌گوید: «آنها باید هزینه حفاظت از خودشان را بپردازند» به این خاطر است که دولت عمیق این‌گونه فکر می‌کند و او آن را تکرار می‌کند. وقتی به امیر عربستان و امیر کویت توهین کرد، دولت عمیق به آنها توهین می‌کرد. اما آن زمان رییس‌جمهوری بود که این توهین‌ها را پنهان می‌کرد و امروز رییس‌جمهوری دارند که به‌صراحت صحبت می‌کند. چیزی که می‌خواهم بگویم این است که ترامپ می‌خواهد بر ایران مسلط شود. هدف واقعی ترامپ سرنگونی ایران، سرنگونی نظام در ایران است. دولت عمیق آمریکا نتوانسته پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 را فراموش کند و نمی‌تواند فراموش کند که ایران، سفارت اسراییل را به سفارت فلسطین تبدیل کرد. نتوانست فراموش کند که ایران، که به مدت 40 سال تحت محاصره بود، توانست به کشوری دارای برنامه هسته‌ای تبدیل شود. نتوانست فراموش کند که ایران به یک قدرت نظامی بزرگ تبدیل شده است. نتوانست فراموش کند که ایران، که 40 سال تحت محاصره بود، به یک قدرت اقتصادی و فرهنگی تبدیل شده است. به همین دلیل به اهریمن سازی از ایران در رسانه‌ها روی آوردند؛ انتشار تشیع و صفویه و هلال شیعی و سایر موارد. آنها اتفاقاً ساختار جامعه ایران را نمی‌شناسند. یعنی اگر از آنها بپرسی: «آیا در ایران سنی وجود دارد؟» نمی‌دانند! نمی‌دانند که ایران مثلاً حدود 9 میلیون اهل سنت دارد. اگر هدف ایران این است که در منطقه دیگری سنی‌ها را شیعه کند، ابتدا سنی‌های خودش را شیعه کند!. در ایران کلیساهایی وجود دارد که از قدیمی‌ترین کلیساهای جهان هستند. این همان تحریف رسانه‌ای است. در ایران مسیحیان زندگی و مناسک عبادی خود را به طور کاملا عادی انجام می‌دهند و اگر باور نمی‌کنید، به ایران بیایید و ببینید! در ایران اقوام مختلف اعم از زرتشتیان یهودیان و سایرین وجود دارند. در ایران حتی یک سیلی هم به یکی از اقلیت‌ها زده نشده است چون نظام در ایران با دقت طراحی شده است. هیچ‌کس نمی‌تواند با ایجاد فتنه طایفه‌ای یا مذهبی و ایجاد اختلاف میان مردم ایران از خطوط قرمز تخطی کند. ترامپ روی ترور امام شهید خامنه‌ای (ره) حساب کرده بود و و معتقد بود در پی این اقدام تروریستی دولت ایران از هم خواهد پاشید و ساختار نظامی دچار اضمحلال خواهد شد.ترامپ روی این گزینه حساب باز کرده بود که مردم ایران علیه رهبری ایران قیام می‌کنند تا شاید از این طریق بتواند ایران را ساقط کند. اما مردم علیه نظام قیام نکردند، بلکه برعکس، انسجام مردم بیشتر شد و استوارتر شدند. حتی کسانی که در ایران مخالف نظام بودند، موضعی سرسختانه‌تر اتخاذ کردند. در عین حال رهبری نظامی و سیاسی از هم نپاشید، بلکه در برابر ایالات متحده آمریکا همچنان قدرتمند و استوار باقی ماند. تسنیم: رابطه میان ترامپ و نتانیاهو را چگونه تفسیر می‌کنید؟ کدام یک دیگری را هدایت می‌کند؟ آیا نتانیاهو هنوز می‌تواند واشنگتن را به سمت گزینه‌هایی بکشاند که آمریکا نمی‌خواهد یا اینکه دامنه تحرک اسراییل به جلب نظر آمریکا بستگی دارد؟ فادی بودیه: همان‌طور که به شما گفتم، ترامپ صدای علنی دولت عمیق در ایالات متحده آمریکاست و نتانیاهو تصویر جنایتکارانه‌ترین دولت عمیق جنبش صهیونیستی است. بنابراین می‌توانیم رابطه میان ترامپ و نتانیاهو را به‌عنوان رابطه‌ای متقابل درک کنیم که ایالات متحده آمریکا را به رژیم اسراییل پیوند می‌دهد. آمریکا از اسراییل دست نمی‌کشد و اسراییل نیز از حمایت ایالات متحده آمریکا دست نمی‌کشد. به همین دلیل همیشه این سوال مطرح بوده است: کدام یک دیگری را اداره می‌کند؟ آیا آمریکا اسراییل را اداره می‌کند یا اسراییل کنترل آمریکا را در دست دارد؟ آمریکا ساختار تصمیم سازی اسراییل را کنترل می‌کند یا برعکس؟ از نظر من پاسخ به چنین سوالی دشوار است، چون تجربه‌های مختلفی وجود دارد که کفه ترازو را به سمت هر دو پاسخ سنگین می‌کند. اما معتقدم این همگرایی و یکپارچگی میان ایالات متحده آمریکا و رژیم اسراییل است که وضعیت جدید جهان و سلطه بر جهان را ایجاد می‌کند. قدرت آمریکا و قدرت مالی یهودیان در جهان و صهیونیسم در جهان اگر با یکدیگر متحد شوند، می‌توانند اشغال بزرگی در جهان ایجاد کنند. تسنیم: بله، درباره همگرایی میان تهران و حزب‌الله چه نظری دارید؟ فادی بودیه: نه، موضوع ایران و حزب‌الله کاملاً متفاوت است، همگرایی میان تهران و حزب‌الله، همگرایی‌ای است که اهداف آن حمایت از یک جنبش مقاومت است که می‌خواست از سرزمین خود دفاع و آن را آزاد کند. این تهران نبود که به لبنان بیاید و بگوید بیایید مقاومتی به نام حزب‌الله تشکیل دهیم تا جنوب را آزاد کنیم، نه، این‌طور نیست... بلکه در ابتدا یک جنبش مقاومت در جنوب لبنان شکل گرفت و تصمیم گرفت با اسراییل بجنگد. این مقاومت عملیات‌های خود را آغاز کرد و سپس برای درخواست حمایت به تهران رفت. تهران از این مقاومت حمایت کرد تا به جایگاهی که امروز دارد، نایل شد. بنابراین ماهیت رابطه میان تهران و حزب‌الله، قطعاً با ماهیت رابطه میان آمریکا و اسراییل متفاوت است، چون ایران، آمریکا نیست... ایران با متحدان خود از موضع اعتقادی، انسانی و اخلاقی برخورد می‌کند. تسنیم: آیا حزب‌الله امروز می‌تواند به ایفای نقش منطقه‌ای خود ادامه دهد و هم‌زمان جایگاه خود را در معادله داخلی لبنان حفظ کند؟ یا اینکه مرحله آینده او را مجبور خواهد کرد نقش خود و رابطه‌اش با دولت را بازتعریف کند؟ فادی بودیه: بخشی از تلاش برای اهریمن سازی علیه حزب‌الله با این عنوان بود که این حزب مانع تشکیل دولت است. حزب‌الله چه زمانی در برابر دولت ایستاد؟ ایران چه زمانی از دولت لبنان عبور کرد؟ حزب‌الله یک ساختار مقاومت است که به دلیل ناتوانی دولت، جای دولت را گرفت. اگر دولت قادر بود از مردم جنوب و سرزمین جنوب حفاظت کند و لبنان را در برابر تجاوزات اسراییل حفظ کند، چه نیازی به مقاومت بود؟ این جوان‌ها در خانه‌هایشان می‌ماندند یا به ارتش لبنان می‌پیوستند و با اسراییل مقاومت می‌کردند. اما چون دولت وجود نداشت، مقاومت حضور داشت. بنابراین حزب‌الله خلا دولت را در دفاع از میهن و ملت پر کرد. حزب‌الله در کنار دولت بود، زمانی که وارد انتخابات پارلمانی شد، در شکل دهی به دولت‌ها مشارکت کرد، نقش مهمی در دولت‌ها داشت و طرح‌ها و ایده‌های بسیاری ارایه کرد. امروز آمریکا برای هر طرحی که حزب‌الله ارایه کند، حق وتو دارد. این دیگر مسیولیت نخست‌وزیر و رییس‌جمهور است، این موضوع دیگری است. آیا حزب‌الله مخالف دولت است؟ قطعاً نه، حزب‌الله با دولت است، اما چه دولتی؟ دولت قدرتمند و توانمندی که بتواند از مردم و سرزمین خود حفاظت کند. دولت قدرتمندی که بتواند به آمریکا بگوید: «هرگز». دولت قدرتمندی که بتواند به آمریکا و طرح‌های اسراییلی بگوید «این سرزمین لبنان است و هیچ‌چیزی را نمی‌توان بر ما به‌عنوان لبنانی تحمیل کرد». این‌طور نیست که یک کارمند سفارت آمریکا تماس بگیرد و بگوید: برای خلع سلاح مقاومت بیانیه بدهید، و همه شروع کنند به صدور بیانیه. برای مثال دولتی که در دوره امیل لحود روی کار بود، آیا حزب‌الله مخالف امیل لحود بود؟ تسنیم: خیر، اتفاقا همکاری عمیقی بین طرفین وجود داشت. با توجه به این موضوع، چند پرسش سریع را مطرح می‌کنم: رابطه میان حزب‌الله و ارتش لبنان چگونه است؟ فادی بودیه: رابطه‌ای مبتنی بر همگرایی است و در چارچوب معادله طلایی قرار دارد که از دهه‌های گذشته تعیین شده است: ارتش، مردم و مقاومت. خبرنگار تسنیم: آیا پایگاه مردمی مقاومت تضعیف شده است، آیا مقاومت همچنان توان مجاهدت و مقابله با دشمن را دارد یا همان‌طور که گفته می‌شود خسته شده است؟ فادی بودیه: این پایگاه اجتماعی بیش از هر طرف دیگری به مقاومت پایبند است و شاید با سینه‌های خود از مقاومت محافظت کند. پایگاه مردمی مقاومت شاید از بسیاری از رهبران داخل مقاومت نیز برای حفاظت از این مقاومت و بازگشت به میدان جنگ، انگیزه بیشتری داشته باشد. به شما می‌گویم: بسیاری از اقشار پایگاه اجتماعی مقاومت از مقاومت می‌خواهند به میدان جنگ با صهیونیست‌ها بازگردد، چون جنگ شرافتمندانه‌تر از این است که به این شکل بمانیم. تسنیم: اگر نگاهی کلی به نقشه منطقه داشته باشیم شاهد تحولات در لبنان، ایران، رژیم صهیونیستی، غزه و سوریه هستیم. آیا ما عملا با پایان یک مرحله و آغاز یک نظام منطقه‌ای جدید روبه‌رو هستیم یا اینکه جنگ کنونی هنوز به لحظه سرنوشت‌ساز خود نرسیده است؟ فادی بودیه: معتقدم ما در برابر خاورمیانه‌ای جدید قرار داریم. مناقشه بر سر همین خاورمیانه جدید است که با امضای پیروزی چه کسی همراه خواهد شد.. آیا با امضای پیروزی ایران همراه خواهد شد یا آمریکا؟ خبرنگار تسنیم: با آخرین سوال صحبت را با شما تمام کنیم که شاید خلاصه همه این نبرد باشد. چه کسی واقعاً توانایی تحمیل شروط پایان جنگ را دارد؟ واشنگتن، رژیم صهیونیستی، تهران، مقاومت یا اینکه مرحله آینده ثابت خواهد کرد که هیچ‌یک از این قدرت‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند پایان جنگ را رقم بزند؟ فادی بودیه: پایان جنگ را هیچ‌کس نمی‌تواند رقم بزند مگر کسی که کارت‌های قدرت را در اختیار داشته باشد. در ایران، این قدرت متعلق به ایران است و در لبنان در اختیار مقاومت است. آمریکا می‌تواند جنگ را آغاز کند، اما نمی‌تواند جنگ را تمام کند. اسراییل جنگ را آغاز می‌کند، اما نمی‌تواند جنگ را تمام کند. چون پایان هر جنگی باید بر اساس قواعد کشور تحت تجاوز باشد، نه بر اساس قواعد کشور متجاوز. آمریکا نمی‌تواند به ایران حمله کند و مناطقی از ایران را اشغال کند و بعد بگوید: بیایید مذاکره کنیم! اینکه نمی‌شود. باید از آنجا خارج شود تا مذاکره کنیم. اسراییل هم نمی‌تواند هر چیزی را که اشغال کرده در اختیار داشته باشد و بگوید: خب، من به آتش‌بس پایبند هستم، بیایید مذاکره کنیم. درباره چه چیزی مذاکره کنیم؟ 80 روستا را در جنوب اشغال کرده‌ای. ویرانی، کشتار، آوارگی و اینها را چه کنیم؟ درباره آنها مذاکره کنیم؟ نه. کارشناس لبنانی:اسراییل از گازهای سمی برای اشغال علی‌الطاهر استفاده کرد خبرنگار تسنیم: مردم جنوب به عیترون، بنت جبیل بازخواهند گشت؟ فادی بودیه: با اطمینان کامل. خبرنگار تسنیم: خیام، عیتا. فادی بودیه: با اطمینان کامل! هیچ راهی جز بازگشت مردم جنوب به خانه و کاشانه‌شان وجود ندارد، راهی جز این نیست که آب‌ها، خانه‌ها و زیتون جنوب برای جنوب باقی بماند. اسراییل هر کاری هم انجام دهد، دیر یا زود از اراضی اشغالی در جنوب لبنان خارج خواهد شد و خروج آن عاملی برای پیروزی مقاومت و مردم جنوب خواهد بود. خبرنگار تسنیم: ان‌شاءالله، جناب آقای فادی بودیه از شما بابت حضور در این گفتگو تشکر می‌کنم و از شما بینندگان نیز باب همراهی ما در این برنامه سپاسگزارم، خدانگهدار. انتهای پیام/