اقتصادی ·

طلا در نزدیکی کف 7 هفته‌ای؛ خریداران برمی‌گردند؟

طلا پس از سقوط سنگین، نزدیک کف هفت‌هفته‌ای ماند و چشم بازار به داده‌های آمریکا دوخته شد.
اقتصادی به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، بازار جهانی طلا در معاملات امروز، سه‌شنبه 29 سپتامبر، پس از ریزش سنگین جلسه گذشته اندکی به تعادل رسید، اما همچنان در نزدیکی پایین‌ترین سطوح چند هفته اخیر معامله می‌شود. سرمایه‌گذاران در شرایطی که بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا به سطوح کم‌سابقه‌ای رسیده و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره فدرال رزرو تقویت شده است، فعلاً تمایل چندانی برای بازگشت پرقدرت به بازار فلز زرد ندارند. قیمت طلای نقدی امروز حدود 0.4 درصد افزایش یافت و به 4 هزار و 130 دلار و 58 سنت در هر اونس رسید. طلای آتی آمریکا نیز با افتی حدود 0.2 درصدی در محدوده 4 هزار و 162 دلار قرار گرفت. با وجود این ثبات نسبی، طلا همچنان نزدیک به پایین‌ترین قیمت خود از اوایل اوت قرار دارد. حرکت امروز را باید بیشتر یک توقف پس از فروش گسترده روز دوشنبه دانست تا نشانه‌ای قطعی از تغییر روند. در معاملات دیروز، طلا حدود 4 درصد از ارزش خود را از دست داد و یکی از سنگین‌ترین افت‌های روزانه ماه‌های اخیر را تجربه کرد. این ریزش قیمت را تا محدوده 4 هزار و 110 دلار پایین آورد؛ سطحی که اکنون به یکی از نقاط مهم مورد توجه معامله‌گران تبدیل شده است. چرا فشار بر طلا افزایش یافته است؟ مهم‌ترین تغییر در فضای بازار طی روزهای اخیر، افزایش شدید بازده اوراق بدهی آمریکا بوده است. بازده اوراق 10 ساله خزانه‌داری در معاملات اخیر از 5.2 درصد عبور کرد و به محدوده 5.27 درصد رسید؛ سطحی که در حدود دو دهه اخیر کم‌سابقه بوده است. همزمان بازده اوراق دوساله نیز به نزدیکی 5 درصد رسیده است. افزایش بازده اوراق برای طلا اهمیت زیادی دارد، زیرا این فلز برخلاف اوراق دولتی سود دوره‌ای ایجاد نمی‌کند. بنابراین هرچه نرخ‌های بهره و بازده اوراق بالاتر برود، بخشی از سرمایه‌گذاران برای نگهداری دارایی‌های دارای بازده انگیزه بیشتری پیدا می‌کنند. از سوی دیگر، تقویت دلار نیز فشار مضاعفی بر قیمت طلا وارد کرده است. شاخص دلار آمریکا در معاملات اخیر در نزدیکی 101.2 قرار گرفته و به محدوده بالاترین سطح دو ماه گذشته نزدیک شده است. دلار قوی‌تر معمولاً خرید طلا را برای دارندگان سایر ارزها پرهزینه‌تر می‌کند و در نتیجه می‌تواند از تقاضای جهانی این فلز بکاهد. نفت گران‌تر؛ خبر بدی برای طلا؟ در نگاه نخست، افزایش تنش‌های ژیوپلیتیکی باید به نفع طلا باشد؛ چراکه این فلز در دوره‌های نااطمینانی معمولاً به‌عنوان دارایی امن مورد توجه قرار می‌گیرد. اما در شرایط فعلی، یک عامل مهم این رابطه سنتی را پیچیده کرده است: نفت. ادامه تنش‌ها میان ایران و آمریکا و نگرانی درباره اختلال در مسیر انتقال انرژی از منطقه خلیج فارس، قیمت نفت را بالا نگه داشته است. بهای نفت برنت امروز تا حدود 106.77 دلار در هر بشکه افزایش یافت و نفت آمریکا نیز به حدود 93.94 دلار رسید. مشکل برای طلا از آنجا آغاز می‌شود که نفت گران‌تر می‌تواند فشار تورمی را افزایش دهد. اگر بازار به این نتیجه برسد که افزایش قیمت انرژی باعث ماندگاری تورم می‌شود، انتظار برای کاهش نرخ بهره ضعیف‌تر شده و حتی احتمال افزایش نرخ بهره بالا می‌رود. همین اتفاق در روزهای اخیر رخ داده و انتظارات برای افزایش مجدد نرخ بهره آمریکا در ماه اکتبر تقویت شده است. در واقع، بازار اکنون با یک معادله متفاوت روبه‌رو است: تنش ژیوپلیتیکی از یک سو تقاضای پناهگاه امن را تقویت می‌کند، اما افزایش قیمت نفت، بازده اوراق و نرخ بهره از سوی دیگر جذابیت طلا را کاهش می‌دهد. فدرال رزرو به کدام سمت می‌رود؟ مسیر سیاست پولی آمریکا اکنون به مهم‌ترین متغیر کوتاه‌مدت بازار طلا تبدیل شده است. طبق داده‌های بازار، معامله‌گران در حال حاضر احتمال افزایش 25 واحد پایه‌ای نرخ بهره در نشست اکتبر فدرال رزرو را بیش از 70 درصد در نظر می‌گیرند؛ احتمالی که تنها یک هفته قبل به شکل محسوسی پایین‌تر بود. این تغییر انتظارات در شرایطی اتفاق افتاده که سرمایه‌گذاران منتظر مجموعه‌ای از داده‌های اقتصادی آمریکا هستند. شاخص هزینه‌های مصرف شخصی، داده‌های مربوط به فرصت‌های شغلی و گزارش اشتغال بخش غیرکشاورزی از جمله اطلاعاتی هستند که می‌توانند برداشت بازار از مسیر آینده نرخ بهره را تغییر دهند. به همین دلیل، بازار طلا در روزهای پیش رو بیش از آنکه صرفاً به نمودار قیمت نفت یا تحولات خاورمیانه واکنش نشان دهد، به این پرسش پاسخ خواهد داد که آیا اقتصاد آمریکا همچنان آن‌قدر مقاوم است که فدرال رزرو بتواند نرخ‌های بهره بالا را برای مدت طولانی‌تری حفظ کند یا خیر. سپتامبر؛ ماه دشوار برای طلا عملکرد طلا در ماه سپتامبر نیز نشان می‌دهد که بازار پس از ثبت رکوردهای تاریخی، وارد مرحله‌ای متفاوت شده است. فلز زرد که در ابتدای ماه تا محدوده 4 هزار و 510 دلار پیش رفته بود، اکنون حدود 7 درصد پایین‌تر از آن سطح قرار دارد. افت اخیر را نمی‌توان صرفاً یک اصلاح تکنیکی دانست. همزمانی رشد بازده اوراق، افزایش ارزش دلار، بالا رفتن قیمت انرژی و تغییر انتظارات درباره سیاست پولی آمریکا، مجموعه‌ای از فشارها را بر بازار ایجاد کرده است. گزارش‌های بازار نیز نشان می‌دهد افت روز دوشنبه عمدتاً در واکنش به همین ترکیب رخ داده است. با این حال، سقوط قیمت طلا به معنای از بین رفتن عوامل بنیادی حامی این فلز نیست. ادامه تنش‌های ژیوپلیتیکی، خرید طلا از سوی برخی بانک‌های مرکزی و نگرانی‌های بلندمدت درباره وضعیت بدهی دولت‌ها همچنان از عواملی هستند که می‌توانند در صورت تغییر شرایط بازار، دوباره تقاضا برای طلا را افزایش دهند. چشم بازار به داده‌های آمریکا اکنون معامله‌گران در نقطه‌ای قرار گرفته‌اند که داده‌های اقتصادی آمریکا می‌تواند جهت حرکت بعدی طلا را تعیین کند. اگر آمارهای تورمی و اشتغال نشانه‌ای از تداوم فشارهای قیمتی و استحکام اقتصاد آمریکا ارایه دهند، احتمال تداوم نرخ‌های بهره بالا می‌تواند افزایش یابد و این موضوع برای طلا چالش‌برانگیز خواهد بود. در مقابل، نشانه‌هایی از کاهش فشار تورمی یا تضعیف بازار کار می‌تواند بخشی از انتظارات مربوط به افزایش نرخ بهره را تعدیل کند و به بازگشت تقاضا برای طلا کمک کند. در چنین شرایطی، سطح 4 هزار و 100 دلار به محدوده‌ای مهم در کوتاه‌مدت تبدیل شده است. بازار پس از شکسته‌شدن حمایت‌های قبلی اکنون در حال سنجش این موضوع است که آیا قیمت می‌تواند در حوالی این محدوده تثبیت شود یا فشار فروش ادامه خواهد یافت. بنابراین، وضعیت امروز بازار را می‌توان مرحله‌ای از بازتعادل پس از یک شوک فروش سنگین توصیف کرد؛ بازاری که در آن هنوز کفه عوامل فشاردهنده بر طلا سنگین است، اما مسیر بعدی قیمت بیش از هر چیز به داده‌های تورمی و اشتغال آمریکا، بازده اوراق خزانه‌داری و تحولات بازار انرژی وابسته خواهد بود. انتهای پیام/