سیاسی
·
گادی آیزنکوت؛ معمار «دکترین ضاحیه» و «جنگ در سایه» با ایران و حزب الله
گادی آیزنکوت مهم ترین رقیب انتخاباتی نتانیاهو به دشمنی با محور مقاومت و حمایت از تروریستهای سوری شهرت دارد.
بین الملل
به گزارش گروه بینالملل تسنیم؛ کمتر از یکماه تا برگزاری بیست و ششمین انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی باقی مانده است. در این دور از رقابتها، نظرسنجیها نشان میدهد رقیب اصلی نتانیاهو و حزب لیکود، شخص گادی آیزنکوت رییس حزب یاشار است. این حزب توانسته با کسب بین 22 تا 25 کرسی در آخرین افکارسنجیها در جایگاه نخست قرار بگیرد و پس از آن لیکود با چهار تا پنج کرسی کمتر، در رتبه دوم است.
همچنین در مقایسه بین آیزنکوت و نتانیاهو برای پست نخست وزیری، رییس حزب یاشار در تمام نظرسنجیها دستکم 10 درصد حمایت بیشتر را در میان شهرک نشینان صهیونیست به خود اختصاصی داده است. براین اساس برای درک بهتر آخرین وضعیت رقابتهای انتخاباتی سیاسی در سرزمینهای اشغالی و سناریوهای احتمالی، شناخت آیزنکوت و حزبش اهمیت دارد.
نگاهی به زندگینامه گادی آیزنکوت
گادی آیزنکوت در سال 1960در شهر طبریه در شمال اراضی اشغالی متولد شد. او دومین فرزند از چهار فرزند والدینی بود که در دهه1950 از مراکش به فلسطین اشغالی مهاجرت کرده بودند. آیزنکوت به دلیل شغل پدرش که در صنعت کشتیرانی فعالیت داشت، دوران کودکی و نوجوانی خود را در ایلات گذراند. او در دبیرستان در رشته علوم دریایی تحصیل کرد. سپس از دانشگاه تلآویو مدرک لیسانس در رشته تاریخ عمومی و از دانشگاه حیفا مدرک کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی گرفت. او همچنین دوره مطالعات نظامی و امنیتی را در کالج جنگ ارتش آمریکا در پنسیلوانیا پشت سر گذاشت.
گادی آیزنکوت اکنون با خانوادهاش در هرتزلیا، در شمال تلآویو، زندگی میکند. او دو پسر و سه دختر داشت که یکی از پسرانش در جریان جنگ غزه در 8 دسامبر 2023 در جبالیا در شمال باریکه غزه کشته شد.
همچنین دو تن از برادرزادههای او نیز در همان جنگ جان باختند. این رخدادها، گادی آیزنکوت را در افکار عمومی صهیونیستها به نمادی از خانواده های قربانی عملیات طوفان الاقصی رزمندگان مقاومت فلسطین و جنگ اخیر تبدیل کرد، آن هم درحالیکه پسران نتانیاهو حتی از حضور در ارتش اسراییل برای شرکت در جنگ فرار کردند. این تفاوت، اکنون به سرمایه سیاسی در جریان انتخابات کنست برای آیزنکوت مبدل شده است.
ورود آیزنکوت به ارتش رژیم صهیونیستی
آیزنکوت پس از آنکه مدت کوتاهی در دوره خلبانی نیروی هوایی ارتش اسراییل شرکت کرد، در نوامبر 1978 به تیپ پیادهنظام گولانی پیوست و در گردان 51 مستقر شد. در جنگ 1982 لبنان، آیزنکوت فرمانده گروهان اول گردان51 بود؛ او جایگزین فرمانده گروهانی شد که درنبرد اشغال قلعه شقیف در جنوب لبنان مجروح شده بود. وی در سالهای 1984- 1985 فرماندهی گروهان ضدتانک تیپ گولانی را بر عهده داشت. با پایان اشغال جنوب لبنان بدست ارتش رژیم صهیونیستی در سایه پیروزی های تاریخی مقاومت اسلامی لبنان به رهبری شهید سید حسن نصرالله، آیزنکوت به ناچار به کالج فرماندهی و ستاد مشترک ارتش اسراییل فرستاده شد و در سالهای بعد فرماندهی لشکر366، فرماندهی لشکر کرانه باختری، معاونت عملیات ستادکل و فرماندهی ارتش شمال را بر عهده گرفت. وی پس از جنگ 33 روزه لبنان در سال 2006 به عنوان فرمانده لشکر شمالی ارتش اسراییل برگزیده شد.
آیزنکوت در دوران تصدی معاونت عملیات و فرماندهی شمال، با «دکترین ضاحیه» شناخته شد. این دکترین بر استفاده از قدرت آتش ویرانگر و نامتناسب علیه زیرساختهای غیرنظامی که گروههای شبهنظامی از آنها استفاده میکنند، بهعنوان ابزاری برای بازدارندگی تاکید دارد. از نظر او «در لبنان شهرهای غیرنظامی وجود ندارند، همه آنها پایگاههای نظامی هستند.»
آیزنکوت در سال 2015 بهعنوان بیستویکمین رییس ستادکل ارتش اسراییل منصوب و جانشین بنی گانتز شد. دوره ریاست وی بر ارتش اسراییل تا 15 ژانویه 2019 ادامه یافت و پس از آن بصورت رسمی بازنشسته شد.
آیزنکوت در دوران ریاست ستادکل، استراتژی موسوم به «چمنزنی» را علیه گروههای مقاومت و فرماندهان ارشد مقاومت فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه دنبال میکرد. رویکردی که ارتش با عملیاتهای کوتاه گسترده و مستمر تواناییهای دشمن را موقتاً نابود میکرد تا دورههای طولانی آرامش ایجاد کند.
ورود آیزنکوت به عرصه سیاست در فلسطین اشغالی
آیزنکوت پس از بازنشستگی از ارتش در سال 2019، در انتخابات پارلمانی کنست 2022 بهعنوان یکی از اعضای ارشد ایتلاف «وحدت داخلی» به رهبری بنی گانتز به کنست راه یافت که البته مدت این نمایندگی فقط یک سال بود. پس از 7 اکتبر 2023، آیزنکوت به همراه چهار عضو دیگر ایتلاف «وحدت داخلی» به کابینه اضطراری که پس از آغاز جنگ غزه تشکیل شد، پیوست. او بهعنوان وزیر بدون وزارتخانه در ترکیب کابینه اضطراری فعالیت میکرد و کارش ارایه مشاوره بود.
آیزنکوت در «کابینه جنگ» با گسترش پیشدستانه نبرد در حوزه لبنان در زمانی که جنگ غزه ادامه داشت، مخالفت کرد. وی در نهایت در سال 2024 از کابینه خارج شد و نتانیاهو را متهم کرد که استراتژی روشنی برای ادامه جنگ در غزه ندارد. آیزنکوت در «کابینه جنگ» تاثیرگذارترین عضو در تصمیمگیریهای کلیدی بود. مهمترین این تصمیمات، موافقت با آتشبس چهارروزه با حماس در ازای آزادی50گروگان بود.
آیزنکوت وزیری بود که بیشترین تمایل را به انجام هرکاری برای نجات اسرای صهیونیست دربند مقاومت را داشت. او با اصرار خود، سرانجام سایر ژنرالها و وزیر جنگ را متقاعد کرد تا ضمن موافقت با آتش بس و مقابله با تکرویهای نتانیاهو در مجموع 110 اسیر صهیونیست را از غزه در ازای آزادی اسرای فلسطینی از بازداشتگاههای این رژیم آزاد کند. با چنین پشتوانه سیاسی و نظامی، آیزنکوت در آستانه انتخابات 2026 حزب مستقل خود به نام «یاشار» را تاسیس کرد. این حزب اکنون خود را جریانی میانهرو برای جایگزین شدن به جای کابینه نتانیاهو معرفی میکند.
مواضع حزب یاشار در قبال مسایل داخلی و خارجی
این حزب در بلوک مخالف نتانیاهو یا همان بلوک «تغییر» قرار دارد، طیفی که درصدد است به حاکمیت دیرپای راستگرایان صهیونیست به رهبری نتانیاهو پایان دهد. در همین راستا روز شنبه (4 مهر) رهبران بلوک تغییر یعنی یاییر لاپید، گادی آیزنکوت، نفتالی بنت، آویگدور لیبرمن و یاییر گولان سند همکاری امضا کرد که براساس آن تصمیم گرفتند: «تا تشکیل کابینه آتی اسراییل بعد از انتخابات کنست، هیچکدام به هیچ حزب شریک در این بلوک یا رهبر آن حمله نکند». همچنین در این سند آمده است، هدف آنها ایجاد یک کابینه صهیونیستی است.[1]
در ادامه این رویکرد، حزب یاشار با حزب دموکراتها به رهبری یاییر گولان «توافق تجمیع آرای مازاد» را به امضا رساند. هدف از این توافق جلوگیری از هدر رفتن آرا و حداکثر سازی کرسیهای اپوزیسیون است، درسی که در حقیقت از شکستهای انتخاباتهای قبلی گرفتهشده است. حزب یاشار در بیانیهای اعلام کرد: «ما مصمم هستیم به هر طریق ممکن برای دستیابی به پیروزی، تحقق خواست عموم و تشکیل یک کابینه صهیونیستی که جایگزین کابینه شکست خورده نتانیاهو شود، این مسیر را ادامه دهیم.»[2]
همانطور که اشاره شد، یاشار اکنون قدرتمندترین حزب محسوب میشود. فاصله کرسیهای آن با حزب دوم یعنی لیکود بین 4 تا 5 کرسی (بسته به نظرسنجیهای مختلف) است. اما آنچه باعث اقبال عمومی به این حزب تاسیس شده، رویکردهای آن در مسایل مختلف است:
مسیله فلسطین: آیزنکوت در تابستان به طور رسمی اعلام کرد با تشکیل «کشور مستقل فلسطین» مخالف است. او فلسطینیها را دشمنان سرسخت صهیونیستها در طول چندین دهه توصیف کرد. وی در ادامه در مصاحبهای تاکید کرد: «من هرگز نگفتهام «دو دولت برای دو ملت»؛ هرکسی که درباره دو دولت صحبت میکند، ماهیت این منازعه را درک نمیکند. من کاملاً به شهرکسازی در کرانه باختری اعتقاد دارم.»
اعتقاد به رویکردهای سخت و خشونتآمیز امنیتی در برابر تهدیدات: آیزنکوت بهعنوان یک «شاهین امنیتی» شناخته میشود که به استفاده از زور اعتقاد دارد، اما با «ماجراجوییهای بیمحابا» مخالف است. او در کابینه جنگ با گسترش پیشدستانه جنگ به لبنان در زمانی که جنگ غزه ادامه داشت، مخالف بود اما اخیراً توافق آتشبس نتانیاهو با لبنان به درخواست ترامپ را «تسلیم غیرمنطقی» توصیف کرد.
لبنان و حزبالله: آیزنکوت اگرچه همسو با نتانیاهو بر این باور است که آمریکاییها باید از طریق افسران رابط نظامی، نقش اصلی را در اداره ارتش لبنان ایفا کنند. اما برخلاف نتانیاهو معتقد است فرانسویها نیز باید دوباره سهم قابلتوجهی در این ترتیبات به دست آورند. در مورد منطقه حایل امنیتی در جنوب لبنان، نظر آیزنکوت از نتانیاهو چندان دور نیست. نتانیاهو نشان داده که میخواهد کل منطقه حایل فعلی را حفظ کند، که در برخی نقاط بیش از 10کیلومتر است. اما آیزنکوت، به دلیل تخصص نظامی و سابقه جنگ در لبنان در سالهای اشغال جنوب این کشور در دهه 1980 و 1990، نسبت به عملکرد ارتش لبنان بدبین است، اما با این وجود در شرایطی خاص، مایل است به منطقه امنیتی 8کیلومتری عقبنشینی کند. زیرا از دید او اشغال منطقه بزرگتر مزیت نظامی مشخصی ندارد. وی همچنین عمیقاً نگران حضور حزبالله در جنوب لبنان است. آیزنکوت امیدوار دارد حمایت سیاسی و نظامی آمریکا و فرانسه بتواند ارتش لبنان را به رویارویی جدیتر با حزبالله وادار کند.
روابط با آمریکا و غرب: آیزنکوت یکی از اهداف اصلی خود را احیای روابط اسراییل و آمریکا و متقاعد کردن آمریکاییها چه دموکرات و چه جمهوریخواه به اینکه اسراییل یک دارایی برای آمریکاست، عنوان کرده است. وی معتقد است با کنار رفتن نتانیاهو و روی کار آمدن مقامات جدیدی که به دنبال احیای مذاکرات و تفاهم با غرب هستند، اسراییل میتواند دوباره جایگاه تخریب شده خود پس از جنایات در غزه، کرانه باختری، لبنان، سوریه و ایران را بازیابد. او معتقد است رفتار داخلی و جهانی نتانیاهو و شرکای ایتلافش، مانند بنگویر و اسموتریچ، بهشدت به وجهه اسراییل بهعنوان یک نظام سیاسی باارزشهای مشترک با غرب آسیبزده است، اما هنوز برای ترمیم این آسیب فرصت باقی است.
چالشهای داخلی: آیزنکوت از خدمت نظامی در ارتش بدون اعطای هرگونه معافیت ویژه برای حریدیها حمایت میکند. وی همچنین بر آموزش عمومی برای همه، کاهش هزینههای زندگی، بازسازی مناطق جنگزده شمال و جنوب و بازگشت نسل جوان به این مناطق اصرار دارد. آیزنکوت خود را فردی «سنتگرا» تعریف میکند، اصطلاحی که در اسراییل عمدتاً به یهودیان میزراحی اطلاق میشود که برخی از اعمال ارتدکس را رعایت میکنند اما زندگی سکولار را در پیش میگیرند. این هویت، میتواند برای بخش بزرگی از رایدهندگان جذاب باشد که البته نتیجهاش را هم در کرسیهای این حزب میتوان مشاهده کرد.
با توجه به پیشنیه سیاسی بسیار ضعیف آیزنکوت، این پرسش مطرح است که چه عواملی باعث شده تا افکار عمومی اسراییل او را به نتانیاهو ترجیح دهند. در این راستا چند عامل به طور کلی در فضای رسانه ای سرزمین های اشغالی مطرح است: میل عمومی به گزینه جدید و خستگی از چهرههای تکراری و دوران طولانی چنبره نتانیاهو در راس قدرت؛ اهمیت متغیر امنیت برای جامعه در کنار پیشنیه نظامی آیزنکوت و کشته شدن پسرش در جنگ غزه و در مقابل شکست نتانیاهو در مقابله و پیشگیری از وقوع فاجعهای همچون عملیات طوفان الاقصی.
براین اساس آیزنکوت در واقع یک «نه بزرگ» به نتانیاهو است. او یک رهبر راست میانه محسوب میشود که روی تشکیل «کابینهای صهیونیستی» تاکید دارد اما رفتارهای رادیکالی از خود نشان نمیدهد. اما به رغم این گرایش عمومی به حزب یاشار، آیزنکوت هنوز نتوانسته چشمانداز سیاسی دقیقی برای دوره نخستوزیری خود ترسیم کند. ترکیب متناقض فهرست یاشار در انتخابات که شامل چهرههای امنیتی بلندپایه و راستگرایان مذهبی میشود، ممکن است در مسایل کلیدی مانند سیاست شهرکسازی، خدمت نظامی اجباری حریدیان و مسیله فلسطین دچار شکاف شود. نکته دیگر همان تجربه اندک سیاسی آیزنکوت است. او تنها یک دوره کوتاه بهعنوان نماینده کنست خدمت کرده و تجربه اجرایی محدودی دارد.
از سویی نتایج نظرسنجیها نشان میدهد هیچ از دو بلوک قادر نیستند به تنهایی کابینه آتی را در سرزمینهای اشغالی تشکیل دهد. با ادامه شرایط کنونی حزب یاشار به عنوان بزرگترین حزب کنست نیز باید بین جلب همراهی حزب عربی رعم و یا احزاب راستگرا غیر از لیکود دست به انتخاب بزند. در نهایت آنکه اگر آیزنکوت موفق به تشکیل کابینه جدید در فلسطین اشغالی شود، او نخستین نخستوزیر اسراییل با تبار میزراحی خواهد بود، رویدادی که تحلیلگران آن را «انقلابی در نظام سیاسی تحت تسلط نخبگان اشکنازی» توصیف کردهاند.
اما آیا اساسا کابینهای که آیزنکوت تشکیل دهد با کابینه حال حاضر نتانیاهو متفاوت است و قادر خواهد تا با عدول از ارزشهای اشغالگرانه جامعه صهیونیستی مسیری متفاوت را در پیش گیرد؟ بررسی مواضع سیاسی و رویکردهای نظامی آیزنکوت نشان میدهد او در برخی موارد اختلافاتی با نتانیاهو و حزب لیکود دارد اما این تفاوتها به حدی نیستند که انتظار داشته باشیم در صورت پیروزی وی و تشکیل کابینه جدید مسیری متفاوت از کابینه نتانیاهو در حوزه مواجهه با گروههای مقاومت و جمهوری اسلامی ایران در فلسطین اشغالی شکل بگیرد؛ به ویژه آنکه حزب یاشار در مبانی اصلی سیاسی خود بر روندهایی همچون ادامه شهرکسازی، برخورد سخت با فلسطینیها در نوار غزه و کرانه باختری تاکید دارد.
وی همچنین در سالهای بحران داخلی سوریه از جمله حامیان کمک ارتش اسراییل به تروریستهای جبهه النصره به سرکردگی ابومحمد الجولانی یا همان احمد الشرع بود، یعنی همان فردی که اکنون پس از سرنگونی نظام بشار اسد، در راس ساختار نظام در دمشق قرار گرفته است.
پیشتازی آیزنکوت از نتانیاهو در نظرسنجیهای انتخاباتی
گادی آیزنکوت؛ از رفاقت با الجولانی تا رقابت با نتانیاهو
اما در موضوع جنگ با ایران نیز باید به این نکته اشاره کرد که آیزنکوت از جمله مهم ترین حامیان استمرار تقابل نظامی با ایران به شمار میرود و بسیاری از راهبردهای نظامی ارتش اسراییل در قبال ایران در زمان حضور وی در مقام ریاست ستاد کل ارتش اسراییل تهیه و تدوین شد که در جریان جنگ 12 روزه در خرداد 1404 و جنگ 40 روزه (جنگ رمضان) در اسفند 1404 به مرحله اجرا درآمد.
پانوشت:
[1]. https://www.mako.co.il/news-israel-elections/2026/Article-2234d5d24aed0a1027.htm#main_article=1
[2]. https://www.ynet.co.il/news/elections2026/article/sku7exmfzx
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗