خبری
·
مشهدالرضا در انتظار تشییع میلیونی/ چهارشنبه ای به یاد رهبر شهید
نزدیک شدن به حرم، قرار گرفتن در صفوف دلهای مشتاق و فقط یک مراسم تشییع نیست؛ بلکه ادامه یک عهد است.
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد،امروز چهارشنبه است؛ چهارشنبهای که مشهد را از همیشه متفاوتتر کرده است.گرمای هوا هرچند تنِ شهر را بیقرار میکند، اما در مقابلِ شور حضور مردم کم میآورد؛ گویی گرما تبدیل شده به بستری برای تجمع، همدلی و ارادت. از همان ساعات ابتدایی روز، خبرها زودتر از رسیدن آدمها پخش میشود و نگاهها در مسیرهای منتهی به حرم، مدام به سمت آستانه میچرخد.
چهرهها آشنا به نظر میرسند؛ چهرههایی از شهرها و استانهای مختلف که با یک هدف مشخص آمدهاند؛نزدیک شدن به حرم، قرار گرفتن در صفوف دلهای مشتاق و همراهی در روزهای پرهیجانِ پیشِ رو؛ روزهایی که برای بسیاری، فقط یک مراسم نیست؛ بلکه ادامه یک عهد است.
در فضای بیرونی حرم، صفهای رفتوآمد شکل میگیرد؛ زایران فوجفوج از راه میرسند؛ برخی با اتوبوس و خودروی گروهی، برخی با سفرهای خانوادگی و کاروانهای کوچک. در بین راه، چشم که میچرخد صدای گفتگوها و ذکرها با هم گره خورده: از تعارفات آرام و مهربانانه تا برنامهریزیهای سریع برای رسیدن به نزدیکترین مسیر به حرم. بعضیها سایهبان یا چترهای کوچک همراه دارند، برخی بطریهای آب و دستمال، و بسیاری هم صرفاً با یک نگاه مشتاقانه قدم برمیدارند؛ نگاهی که انگار از پیش میداند لحظات نزدیک شدن به ضریح، چقدر میتواند سنگین و بیبدیل باشد.
با ورود جمعیت به محدوده حرم، حالوهوا تغییر میکند. صحنهای حرم، دیگر فقط «فضای معماری» نیستند؛ تبدیل میشوند به صحنهی حضور دلها. صحنها هر کدام حال و رنگ خاص خودشان را دارند؛ در بخشهایی، صدای قدمها آهستهتر میشود و زمزمهها بیشتر به گوش میرسد؛ در بخشهایی دیگر، جمعیت منظمتر و صفبندیشدهتر است. آجرهای روشن و مسیرهای سنگفرش، در آفتاب روز به شکل خاصی میدرخشند، اما این درخشش زیر سایهی ایوانها و سایهبانها، آرام میگیرد. در میان شلوغی، نظم دیده میشود؛ نظم نه از جنس سختگیری، بلکه از جنس خدمت و مدیریت یک فضای بزرگ معنوی.
هر چه به مرکز حرم نزدیکتر میشوی، رواقها جلوهای متفاوت پیدا میکنند، رواقها مثل راهروهای زماناند؛ آدم حس میکند قدم میگذارد داخل فضایی که سالهاست با حضور زایران گره خورده است. سکوتِ نسبی همراه با صدای گامها، با تلاوت قرآن و زمزمه دعا و نوحههای بسیار ملایم، فضا را یکدست میکند. نور از روزنهها و پنجرهها، روی کف و ستونها میافتد و جلوهای ایجاد میکند که در گرما هم حالت معنوی فضا را حفظ میکند. زایران در حال حرکتاند، اما حرکتی که شتاب ندارد؛ انگار همه میدانند باید آرامتر قدم برداشت تا دل هم همزمان به حرم نزدیک شود.
در گوشهوکنار، حال و هوای انتظار برای تشییع رهبر شهید کاملاً احساس میشود. خیلیها پلاکاردها و نوشتههای مرتبط را همراه دارند یا عکسها و نشانههای عزاداری را در دست میگیرند. برخی با حالت اندوه، سر به پایین میدوزند و برخی در حالی که چشمانشان خیس است، با دستان بازتر به اطراف نگاه میکنند؛ نگاههایی پر از سوال در ذهن، اما سرشار از ایمان در قلب.در مسیرهای عبوری، صدای مرثیه و نوحه گاهی بلند و گاهی در حد نجوا به گوش میرسد و جمعیت به شکل خودکار همراه میشود؛ خیلیها مکث میکنند، بعضیها زیر لب ذکر میگویند، بعضیها هم به صورت گروهی دستها را به نشانه همدردی بالا میبرند.
یکی از بخشهای پررنگ این روز، حضور خادمان است.خادمان با لباسهای خدمت و نوارهای مشخص، در نقاط مختلف دیده میشوند؛ از ورودیها گرفته تا مسیرهای منتهی به صحنها و حتی رواقها. آنها با چهرههای آرام و مهربان، هم در کارهای اجرایی نقش دارند و هم در ایجاد حس امنیت و راهنمایی. هر جا جمعیت کمی متراکم میشود، خادمان سریعتر میآیند و با راهنماییهای کوتاه و دقیق، مسیر را برای رفتوآمد روان میکنند.
گاهی هم با یک رفتار ساده مثل تعارف آب به زایری که خسته شده حال و روز مردم عوض میشود. حضورشان برای زایرها مثل نشانهای از این است که حرم فقط «محل زیارت» نیست؛ خانهای است که در آن خدمت به شکل عاطفه جریان دارد.
در صحنهای داخلی، برخی خانوادهها زمان بیشتری میگذرانند. صحنها شاهد مکثهای طولانی است؛ بعضیها کنار هم میایستند، یکی از آنها سورهای میخواند، دیگری دعا میکند و بقیه با سکوت همراه میشوند.گروههایی هم برای رسیدن به رواقهای نزدیکتر جابهجا میشوند و این جابهجاییها اغلب با احترام و نظم انجام میگیرد.کودکانی هم هستند که با راهنمایی والدین، آرام جلو میآیند؛ کودکانی که شاید مفهوم کامل روز را درک نکنند، اما حس همدلی را زودتر از بزرگترها میفهمند.
انتهای پیام/282
0 بازدید
منبع اصلی ↗