خبری ·

دانشنامه استنفورد و نظریه انقلاب فلسفی عرفانی ملاصدرا/ بازخوانی بنیادهای هستی‌شناسی و خداشناسی صدرایی

برای ملاصدرا، گزاره‌های وجودی تحلیلی نیستند. او استدلال می‌کند که وجود، جزء تحلیلیِ ماهیت نیست. اگر در گزارهٔ «انسان موجود است»، «انسان» و «موجود» را مترادف بگیریم، معادل این خواهد بود که بگوییم «انسان، انسان است»؛ همان‌گوییِ بی‌فایده‌ای که سودی به ما نمی‌رساند. در گزارهٔ «انسان موجود است»، «انسان» به کلیِ «انسانیت» اشاره دارد. اما «موجود» بر خلاف نظر کسانی که منکر ارجاع وجود به خارج هستند و آن را مفهومی صرفاً ذهنی می‌دانند، دارای مصداق خارجی است.
برای ملاصدرا، گزاره‌های وجودی تحلیلی نیستند. او استدلال می‌کند که وجود، جزء تحلیلیِ ماهیت نیست. اگر در گزارهٔ «انسان موجود است»، «انسان» و «موجود» را مترادف بگیریم، معادل این خواهد بود که بگوییم «انسان، انسان است»؛ همان‌گوییِ بی‌فایده‌ای که سودی به ما نمی‌رساند. در گزارهٔ «انسان موجود است»، «انسان» به کلیِ «انسانیت» اشاره دارد. اما «موجود» بر خلاف نظر کسانی که منکر ارجاع وجود به خارج هستند و آن را مفهومی صرفاً ذهنی می‌دانند، دارای مصداق خارجی است.