خبری
·
سه مولفه فرصتساز برای معرفی و تحقق مکتب امامین انقلاب در جهان
ارزشهای فکری، امت مبعوث و مزیت جغرافیایی، سه مولفه فرصتساز برای معرفی عملی و تحقق مکتب امامین انقلاب هستند.
حوزه امام و رهبری
به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، رهبر معظم انقلاب در پیامی که به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) صادر فرمودند، وضعیت کنونی را فرصتی تازه برای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب در سراسر جهان دانستند. بیان داشتهاند: « اکنون فرصت تازهای برای معرفی عملی و تحقق بخشیدن به مکتب خمینی کبیر و خامنهای عزیز شهید بهعنوان رهبران مظلوم امّا مقتدر و البته پیروز انقلاب اسلامی در سراسر جهان فراهم شده است. این نقش مهم بر عهدهی آحاد ملّت خصوصاً جوانان، نخبگان و اهالی فکر و اندیشه و هنر است تا بر اساس همین مکتب با اعتماد به وعدههای خداوند، در سایهی توجهات سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشریف و در مسیر اسلام ناب یعنی خط نورانی ترسیم شده در دوران دویستوپنجاه سالهی حضور صاحبان عصمت و ولایت کُبری صلواتاللهوسلامهعلیهماجمعین، آیندهی درخشان ایران عزیز را بسازند.» ایشان موقعیت کنونی را فرصتی تازه برای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب در سطح جهان دانستند این فرصت تازه چیست و از چه راههایی میتوان مکتب امامین انقلاب را در سطح جهان معرفی کرد.
راهکارهای عملی معرفی مکتب امامین انقلاب در سطح جهان
پیرو این پیام، در نشستی با حضور دکتر محمدعلی ربانی، مدیرکل توسعه همکاریهای علمی دانشگاهی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در محل مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم راهکارهای عملی معرفی مکتب امامین انقلاب در جهان را مورد بحث و بررسی قرار دادهایم که در ادامه مشروح مباحث مطرح شده در این نشست را از نظر میگذرانید:
تسنیم: فرصت تازهای که رهبر معظم انقلاب در پیام به مناسبت سالگرد ارتحال بنیانگذار انقلاب اسلامی برای معرفی عملی مکتب امام راحل و امام شهید به آن اشاره کردهاند چیست، به چه دلیلی ایجاد شده است و چگونه میتوان از آن برای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب در سراسر جهان استفاده کرد؟
ناکامی نظم فعلی و تناقض های گفتمان غرب
دکتر ربانی: به نظر میرسد برای درک دقیقتر فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی و تبیین چرایی فراهم شدن این فرصت تاریخی مناسب بهویژه پس از تحولات ناشی از جنگهای اخیر، درک و تحلیل صحیح از شرایط حاکم بر فضای بینالمللی و نظام جهانی ضرورت دارد. همانطور که مستحضرید، ما در دنیایی زندگی میکنیم که بر مبنای نظم قدرت شکل گرفته است؛ بدین معنا که قاعدهای مشابه قانون جنگل بر آن حاکم است که هر طرف از زور و قدرت بیشتری برخوردار باشد، توان حکمرانی فزونتری نیز خواهد داشت. ما در دورانی به سر میبریم که بر اساس مقتضیات خاص پس از تحولات جنگ جهانی دوم و روی کار آمدن قدرتهای جدید اروپایی، بر پایه قواعد بینالمللی با نگاه فلسفی غربی بنا شده است. طبیعتاً مجموعهی تحولاتی که امروزه در دنیا در حال وقوع است، نشان میدهد این نظم که بر اساس آن قواعد و مقتضیات مقطعی شکل گرفته بود، امروزه کارایی خود را از دست داده است و ما با مجموعهای از تناقضها و دوگانگیها مواجه هستیم.
بهعنوان نمونه، در شرایطی که پس از تحولات غزه رخ داد، شاهد هستید که ما در عصری زندگی میکنیم که باوجود حاکم بودن گفتمان حقوق بشر، بهویژه در غرب بیش از 70 هزار انسان که عمدتاً زن و کودک هستند در غزه به شهادت میرسند و شهری بهکلی نابود میشود، در حالی که این نظم حاکم بینالمللی هیچگونه کارایی در جهت تغییر شرایط به نفع جامعه انسانی ندارد. ما در روزگاری زیست میکنیم که مدعیان حقوق زن و آزادی، فجایع وحشتناکی را رقم میزنند؛ چنانکه در پرونده اپستین شاهد یکی از وحشیانهترین وقایع تاریخی بودیم. از کسانی که مدعی دفاع از حقوق زنان و کودکان هستند، فجایعی سر میزند که شاید از انسانهای وحشی غیرمتمدن نیز سر نزده باشد. همچنین، ما در عصری هستیم که دارندگان و بهکاربرندگان سلاحهای هستهای، کشوری را که بیشترین پادمانهای آژانس بینالمللی را رعایت کرده و نهادهای بینالمللی را به رسمیت شناخته و منع استفاده از سلاح هستهای را بهعنوان یک مرزبندی شرعی و الگویی مطرح کرده است، همواره تحت فشار و تهاجمات گسترده قرار میدهند. در جهان امروز، کشوری به خود حق میدهد که بهراحتی به کشور دیگری حمله کند، رییسجمهور آن را دستگیر و با صراحت اعلام کند که بر منابع نفتی آن کشور اختیار کامل دارد؛ یا با هدف نابودی یک تمدن به کشور دیگری هجمه ببرد و هیچ ابایی از به نمایش گذاشتن چهره خشن خود نداشته باشد.
فرصتهای جدید در کلام رهبر انقلاب
در مجموع این شرایط تاریخی و بر اساس پیامهای رهبر معظم انقلاب، میتوان بر سه حوزه اصلی در تبیین چگونگی شکلگیری این فرصت تاکید ورزید:
1. فرصت ناشی از یک مکتب و اندیشه نو: تفکری که بر مبنای «قیام لله»، آزادیخواهی و استقلالطلبی استوار است. این مکتب مدعی است که نظم حاکم کنونی ناکارآمد بوده و جامعه بشری نیازمند نظمی جدید بر پایه ارزشها و باورهای دینی مشترک انسانی و الهی است. این همان تفکری است که رهبر معظم انقلاب تحت عنوان مکتب امامین انقلاب مطرح فرمودهاند؛ گفتمانی که طی چهل سال گذشته بهعنوان نماد انقلاب اسلامی شناخته شده است.
2. امت مبعوث: فرصت دیگری که ایشان در پیام خود بهوضوح به آن اشاره کردهاند، رسیدن ملت ایران به یک «خودآگاهی تاریخی» است. ایشان ملت ایران را واجد ویژگیهای منحصربهفردی در زمینه هوش، درایت، استعداد و همبستگی میدانند و بر این باورند که این ملت، در طول تاریخ اسلام، حتی در صدر اسلام و دوران پیامبر اکرم (ص)، کمنظیر است؛ چرا که با درک و خودآگاهی تاریخی توانست شرایط خود را بشناسد، نسبت به ارزشهایش پایبند بماند، مقاومت کند و الگوی جدیدی را به جهانیان ارایه دهد.
3. مزیتهای جغرافیایی ایران اسلامی: نکته سومی که رهبر انقلاب بر آن تاکید دارند، موقعیت استراتژیک جغرافیایی سیاسی ایران است. مزیتهای ژیوپلیتیک نظیر موقعیت تنگه هرمز و ظرفیتهای سرزمینی، همواره در طول تاریخ، ایران را در برابر تهاجمات خارجی مقاوم ساخته است. این مزیتهای خدادادی یکی از ظرفیتهای اصلی است که ملت ایران را برای ایستادگی و پایداری در برابر بیگانگان بهرهمند ساخته است.
بنابراین، این سه مولفه اساسی یعنی ارزشهای فکری، امت مبعوث و خودآگاه و مزیتهای جغرافیایی، فرصتهایی را پدید آوردهاند که ایران را به جمهوری اسلامی تبدیل کرده و آن را بهعنوان یک کشور الگو به جهان معرفی کرده است؛ الگویی که امروزه بسیاری از ملتها در برابر آن سر تعظیم فرود آورده و دریافتهاند که با اتکا به اندیشه و آگاهی، میتوان در مقابل نظم ظالمانه حاکم ایستادگی کرد و به پیروزی رسید.
شکستن توهم قدرت و ابهت پوشالی آمریکا
قدرتهای بزرگ بهویژه آمریکا، بخش بزرگی از ساختار قدرت خود را بر مبنای توهم قدرت بنا نهادهاند. آنها با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای، ترسی موهوم در جان ملتها نشاندهاند تا این باور القاء شود که آمریکا قدرتی است که باید از آن ترسید و از نظم دیکته شدهاش پیروی کرد، وگرنه نابودی در پی خواهد بود. ملت ایران نشان داد که بخش عمدهای از این قدرت، موهوم است و میان ادعاها و واقعیتهای موجود تفاوت بسیاری وجود دارد. پایداری ملت ایران باوجود چهل سال تحریم و فشار، ثابت کرد که یک ملت میتواند با تکیه بر خودباوری، استقلال و آزادی، مسیر جدیدی را ترسیم کند.
به نظر میرسد این یک اتفاق بسیار بزرگ و یک فرصت تاریخی بینظیر است. در شرایط عادی، دستگاههای فرهنگی و تبلیغی ما میبایست هزینههای گزافی صرف میکردند تا افکار عمومی جهان را متوجه این حقایق کنند؛ اما تحولات اخیر، هرچند با تلخیها و خساراتی همراه بود، دستاوردهای بزرگ و فرصتهای جدیدی پدید آورد. یکی از این فرصتها، جلب توجه افکار عمومی به عظمت ملت ایران و اثبات این حقیقت است که هر ملتی که دارای پشتوانههای فکری، فرهنگی و تمدنی باشد، میتواند در شرایط بحرانی قامت راست کند، در برابر سختیها بایستد و بهعنوان یک ملت مبعوث، مسیر تازهای را به جهانیان نشان دهد.
تسنیم: تاکید رهبر معظم انقلاب بر بعد عملی معرفی مکتب امامین انقلاب حایز اهمیت است لطفا بفرمایید برداشت شما از این تاکید رهبر معظم انقلاب اسلامی چیست؟ و چه راهکارهایی برای آن پبیشنهاد میدهید؟
دکتر ربانی: همانطور که پیشتر عرض کردم، ارزشها و باورهایی که موجب برانگیختگی و خودآگاهی ملت ایران شد، بایستی امروزه با زبان روز تبیین و منتشر گردند تا جوامع دیگر نیز دریابند که در عصر کنونی هم میتوان به این ارزشها اتکا کرد.
از همبستگی ملی تا هویت تمدنی
نکته اساسی دیگری که از منظر عینی و عملی باید مورد توجه قرار گیرد، موضوع همبستگی و اتحاد در سطح ملی و بینالمللی است. آنچه قدرت ملی ما را در برابر تهاجمات و تعارضهای پیشرو به نمایش گذاشتهاست، پیوند و همبستگی ملی ایرانیان با هویت ملی و دینیشان است. به بیان دیگر، ملت ایران بر پایه تجربه و خودآگاهی تاریخی خود، به این درجه از بینش رسیده است که نخستین عامل پیروزی در برابر هرگونه تهاجم خارجی، حفظ همبستگی و بهرهگیری از ظرفیتهای «هویت ملی» است.
زمانی که از هویت ملی سخن میگوییم، هویت ایرانی را نباید منفک از ارزشهای اسلامی دانست؛ چرا که معتقدیم هویت ایرانی یکی از زیرساختهای بنیادین در شکلگیری تمدن اسلامی بوده است. اندیشه ایرانی، رکنی اصیل، استوار و پایدار در سنتهای فلسفی، عقلانی و حکمی اسلام محسوب میشود؛ زیرا بخش عمدهای از اندیشمندان در حوزههای مکاتب فقهی، سنن فلسفی و خرد دینی اسلامی، در طول تاریخ از ایرانیان بودهاند و سهمی اساسی در این زمینه داشتهاند. بر این اساس، ایران اسلامی با بهرهگیری از پایههای تمدنی خود، مجموعهای متشکل از اقوام و فرهنگهای گوناگون است که هویتی واحد را تحت لوای ایران و اسلام شکل دادهاند. لذا تاکید رهبر معظم انقلاب نیز بر حفظ این هویت ایرانی، آگاهی و خردمندی استوار بوده است.
نکته اساسی دیگر در بعد عملی، حفظ وحدت اسلامی در حوزههای دینی و وحدت انسانی در سطحی فراتر است. آنچه امروزه موجب اتصال ما میشود، درک این حقیقت است که در عرصههای تمدنسازی، مساعی مشترک ملل دیگر نیز دخیل بوده است؛ بدین معنا که تمدن ایرانی-اسلامی بدون مشارکت عناصر هندی، عربی و ترکی شکل نمیگرفت. در این مسیر، اگر به دنبال تحقق ایده تمدن نوین اسلامی هستیم، باید آن را بر پایه مشارکت جمعی و همگرایی تمامی اقوام، فرهنگها و مذاهب گوناگون، با وجود تفاوت در رویکردهای فقهی و دیدگاههای نظری، دنبال کنیم.
پایه اصلی تمدنسازی نوین: وحدت اسلامی و انسانی
از این منظر، حفظ وحدت اسلامی و در سطحی وسیعتر، حفظ وحدت انسانی، از راهکارهای اساسی برای بهرهبرداری عملی از فرصتهای ایجاد شده پس از تحولات اخیر است. تاکید ویژه حضرت آقا بر تعبیر امت مبعوث نیز از همینجا نشات میگیرد؛ امتی که یکی از ارکان برانگیختگی آن، حفظ وحدت ملی است. در عرصههای بینالمللی نیز برای مواجهه صحیح با تهاجم نظام سلطه، بایستی در فضایی گفتگو کنیم که موجبات همبستگی اسلامی را فراهم آورد؛ همچنین باید بر ارزشهایی تاکید ورزیم که حس همسویی و وحدت انسانی را در مردم آمریکای لاتین، اروپا و آفریقا ، که به ارزشهای والای انسانی پایبندند، برانگیزد.
تکیه بر ظرفیتهای علمی و نقش راهبردی نسل جوان
نکته دوم و حایز اهمیت، توجه به ظرفیتهای نوآورانه جدید است. در عرصههای اخیر ثابت شد که ما باوجود تمامی تحریمها و محدودیتهای اعمالشده از سوی نظام سلطه، به دستاوردهای بزرگی در قدرت علمی و فناوری دست یافتهایم. این موفقیت مرهون اتکا به ظرفیتهای بومی بود و در منازعات اخیر نیز نشان داده شد که دستیابی به این سطح از دانش و فناوری بومی، تا چه اندازه میتواند موثر و سرنوشتساز باشد. لذا تاکید بر این مزیتها و دستاوردهای برخاسته از ظرفیتهای ملی، امروزه ضرورتی اجتنابناپذیر است. در کنار پایداری و مقاومت ملت ایران، وجود نیروی جوان باانگیزه و متدین یکی دیگر از ظرفیتهای عظیم ماست که میتواند افقهای امیدبخشی را ترسیم کند. چنانکه حضرت امام شهید و همچنین حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای همواره برآن تاکید داشته و دارند. ما باید به این ظرفیت فرصت شکوفایی و بالندگی دهیم تا بتوانیم در نظام حکمرانی آینده جهان، نقشی موثر و کلیدی بر عهده بگیریم.
تسنیم: مکتب امامین انقلاب واجد چه آموزهها و شاخصهها است که آن را هم برای مسلمانان و هم برای غیرمسلمانان در سراسر جهان جذاب و متمایز کرده است؟
قیام لله، ریشه الهی و جهان شمول مکتب امامین انقلاب
دکتر ربانی: نکتهی بنیادینی که هم حضرت امام خمینی (ره) و هم امام شهید همواره به آن عنایت داشتند، مسالهی قیام لله بود. بدین معنا که ملت ایران به این آگاهی دست یافت که فارغ از تمامی قدرتها، سلطهها و واقعیتهای مادی، تنها حقیقتی که باید به آن پایبند بود، بر آن تکیه کرد و به آن امید داشت، خداوند متعال است. در واقع، این دیدگاه قایل به یک نظم کیهانی است. این یکی از تفاوتهای اصلی در نگاه و رویکرد تمدنی انسان ایرانی با سایر جوامع محسوب میشود؛ چنانکه حتی در ایران پیش از اسلام نیز ایرانیان به یک نظم کیهانی باور داشتند و معتقد بودند که ساختار حیات و موجودات دارای یک نظم پیوسته است. در این نگاه، تمامی انسانها از هر قوم، نژاد، رنگ و ملیتی به یکدیگر پیوستهاند و این پیوستگی نهتنها میان انسانها، بلکه در کل نظام هستی و کهکشانها برقرار است که تحت حکمرانی خداوند متعال، نظمی مهندسیشده دارد.
این نگاه در پرتو اندیشهی اسلامی تقویت شده و با حکمت و خرد ایرانی بالندگی یافته است. امروزه ما بر این باوریم که ابرقدرت واقعی، قدرتهای مادی غربی نیستند، بلکه خداوند متعال است. از این رو، انسان انقلابی ایرانی با چشماندازی امیدبخش حرکت میکند؛ چرا که بر اساس وعدهی الهی، پیروزی نهایی متعلق به مستضعفان است.
جهان در آستانه یک پیچ تاریخی و افول نظام سلطه
ما به آیندهای باور داریم که بر پایهی ایدههای مهدویت شکل میگیرد؛ آیندهای که در آن سلطهطلبان و زورگویان جایگاهی نخواهند داشت و زمین ارث مستضعفان خواهد بود. گفتمان انقلابی که حضرت امام (ره) ترویج میکردند، در پی تشویق مستضعفان بود تا بر اساس این آرمان جهانشمول و فرجامشناسانه، متحد شده و برای خدا قیام کنند. انقلاب اسلامی بر اساس همین ارزشها بنا شده و تجربه تاریخی انسان ایرانی نیز این باور را تقویت کرده است که نظامهای ظالم به زودی رو به زوال خواهند رفت. امروزه حتی نخبگان و محافل روشنفکری جهان نیز از افول نظام سلطه سخن میگویند و معتقدند جهان در حال گذار از یک نظم صرفاً مادی به سمت یک نظم فرهنگپایه و تمدنی است که بر ارزشهای مشترک شرقی و قدرتهای نوظهور استوار است.
این سخنی نو بود که انقلاب اسلامی، حضرت امام (ره) و امام شهید بر آن تاکید داشتند. حضرت امام (ره) نسل جوان را به این افقهای روشن فرامیخواندند تا با هوشمندی، قلبی مملو از امید و ترسیمی دقیق از آینده، تاریخ را از آن خود بدانند. جهان امروز در حال گذر از این پیچ تاریخی است و اگرچه این مسیر دارای فراز و نشیبهای بسیار است، اما طبق باورهای اسلامی و شیعی و تاکیدات رهبر معظم انقلاب، افقهای پیشرو کاملاً روشن و قطعی است.
تسنیم: در بخشی از متن پیام رهبر معظم انقلاب، نقش و ماموریت ویژهای برای آحاد ملت، بهویژه جوانان، نخبگان و اهل فکر و اندیشه وهنر تعریف شده است. این ماموریت مستلزم چه اقداماتی است و شامل چه مواردی میشود؟
زبان فارسی ظرفیتی تمدن ساز برای حل بحران های انسان معاصر
دکتر ربانی: پیش از این پیامی از ایشان دربارهی زبان فارسی منتشر شده بود که بسیار حایز اهمیت است. ایشان هم در پیام غدیر و هم در پیام مربوط به روز شعر و ادب فارسی، بر اصلی تحت عنوان تداوم و پیوستگی هویتی و فرهنگی، تاکید فرمودند. ایشان معتقدند آن اندیشهی خردمندانهای که در شاهنامهی فردوسی از انسان ایرانی ترسیم شده، صرفاً منحصر به اسطورههای تاریخی نیست. به عبارت دیگر، «رستم» تنها یک نماد اسطورهای متعلق به گذشته نیست؛ بلکه جامعهی امروز ایران نیز ظرفیت پرورش و ارایهی چهرههای برجستهای همچون رستم را دارد. تاکید ایشان بر این است که نخبگان و هنرمندان باید با بهرهگیری از ظرفیتهای تاریخی، میان اسطورههای ملی و وقایع جامعهی معاصر پیوند برقرار کنند.
شاهنامهی فردوسی در واقع «خردنامهی ایرانیان» است که عقلانیت و حکمت انسان ایرانی را به زیبایی به تصویر کشیده است. در آنجا تبیین شده که انسان خردمند ایرانی در قامت شخصیتی چون رستم، چگونه حتی با دشمن خود خردمندانه مواجه میشود و در برخورد با چالشها چگونه عمل میکند. ایرانیان در طول تاریخ، بهویژه در دورانی که با تهاجم بیگانگان رو به رو بودند، توانستند بین هویت باستانی و هویت اسلامی خود تلفیقی همافزا ایجاد کنند.
امروزه نخبگان ما وظیفه دارند میان تجربهها، مزیتها و اسطورههای گذشته با مسایل امروز پیوند برقرار کرده و از انقطاع هویت ایرانی_اسلامی جلوگیری کنند. هویت انقلابی امروز ما در واقع بخشی از هویت اصیل ایرانی و تداوم همان پیوستهای تاریخی است و حلقهی وصل تمامی این ادوار، موضوع مقاومت است.
امام شهید همواره تاکید داشتند که نسل جوان باید با سرمایههای هویتی خود بهدرستی آشنا شود. تاکید ایشان بر زبان فارسی بهعنوان یک ظرفیت هویتی و تمدنی از این منظر است که زبان فارسی تنها یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه بخش تفکیکناپذیر از تاریخ، هویت و حتی مذهب ما است. در دنیای امروز که اخلاق و معنویت حلقههای مفقودهاند، زبان و ادبیات فارسی از مهمترین مزیتها برای پاسخگویی به چالشهای انسان معاصر محسوب میشوند. برای بحرانهای اخلاقی بشر امروز، نسخهای شفابخشتر از آموزههای سعدی، حافظ، خیام، نظامی گنجوی و فردوسی نمیتوان یافت. گلستان سعدی سرشار از راهکارهایی برای انسان بحرانزدهی امروز است. در فضایی که جهان بینالملل آکنده از منازعه و درگیری است، فردوسی به ما آموخته است که چگونه انسانها میتوانند در کنار هم قرار گرفته و از مزیتهای یکدیگر بهرهمند شوند. حافظ با زبان عشق، فردوسی با زبان حکمت و سعدی در گلستان با زبان تربیت و اخلاق به ما آموختند که پیروان آیینها و ملیتهای گوناگون میتوانند در کنار هم زیست مسالمتآمیز داشته باشند و تمدنسازی کنند.
این ارزشها مزیتهایی بینظیر هستند. به نظر میرسد تاکید حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای بر صدور پیام در خصوص زبان فارسی در این شرایط بحرانی، به این سبب است که ما در دوران پرچالش، بیش از هر زمان دیگری به بهرهگیری از ظرفیتهای فرهنگی، هویتی و تمدنی نیازمندیم. همانگونه که فردوسی توانست با این ظرفیت، جامعهی ایرانی تحت تهاجم را نجات داده و آن را به سمتی هدایت کند که در تمدن اسلامی نقشآفرین باشد و میان ارزشهای دینی و فرهنگ ایرانی پیوندی تمدنساز برقرار کند.
امروزه نیز مزیتهای فرهنگی ما نظیر زبان فارسی، تجربهی تمدنی، گفتمان انقلاب اسلامی، ارزشهای مکتب اهلبیت (ع) و مکتب مقاومت، فرصتهای بزرگی هستند که نسل جوان باید ابتدا آنها را بهدرستی درک کرده و سپس به نحو احسن از آنها بهرهبرداری کند. اکنون بیش از هر زمان دیگری شرایط مهیاست تا این گنجینهها را هم به جامعهی خودمان و هم به مخاطبان بینالمللی معرفی نماییم.
تسنیم: تاثیر حمایت عملی ما از غزه، فلسطین و عملیات طوفانالاقصی، در تغییر نگرش جهانیان نسبت به جمهوری اسلامی که شکل تبلور یافته مکتب امامین انقلاب در قالب یک نظام سیاسی است را در ایجاد فرصت برای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب اسلامی چگونه ارزیابی می کنید؟
الهیات مقاومت عامل پیوند ما با جهان اسلام و حتی جامعهی انسانی
دکتر ربانی: یکی از حوزههایی که بیش از هر عرصهی دیگری موجب پیوند ما با جهان اسلام و حتی جامعهی انسانی شده است، الهیات مقاومت است. همانطور که مستحضرید، حوزههای فقهی گاهی عرصهی تفاوتهای ساختاری و دیوارهای بلند تمایز هستند و ملیت نیز بهنوبهی خود مرزبندیهایی را ایجاد میکند؛ اما آن حوزهای که طی چهار دههی گذشته همبستگی اصیل اسلامی و انسانی ایجاد کرده و تجربهای موفق در دفاع از انقلاب اسلامی و ایران اسلامی رقم زده، جریانسازی در حوزهی مقاومت است. بدین معنا که گفتمانی شکل گرفته که بر پایهی آن، ملتها احساس همبستگی کرده و به این باور رسیدهاند که از یکدیگر جدا نیستند. برای نمونه، یک انسان سنی در فلسطین یا سوریه به این باور رسیده است که انسان ایرانی شیعهی انقلابی نیز با او همسرنوشت است. تقویت این همانندپنداری، یکی از راهبردهای اساسی ما است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
امروزه اگر در استراتژی دفاعی ما، دفاع از لبنان یک اصل تلقی میشود، دقیقاً بر اساس همین منطق است؛ بدین معنا که آنچه در لبنان میگذرد، از ما جدا نیست. این نگاه هم ریشه در منطق دفاعی و هم در جوهر انقلاب اسلامی و بهویژه مکتب مقاومت دارد. ایجاد این همزادپنداری میان انسان ایرانی، لبنانی و فلسطینی، اصلی است که بر مبنای مکتب انقلاب و ارزشهای اسلامی و انسانی، باید بدان پایبند باشیم. طبیعتاً هرچه این پیوند متزلزلتر شود، خسارتهای آن در محدودهی جغرافیایی خودمان بیشتر نمود مییابد. تجربه ثابت کرده است و دشمن نیز بهخوبی دریافته که اگر بخواهد ایران را تضعیف کند، باید ابتدا حوزهی مقاومت را مورد تهاجم قرار دهد؛ به همین دلیل سراغ غزه و فلسطین میرود و در سوریه که یکی از حوزههای ژیوپلیتیک ماست، نفوذ میکند تا بتواند مقر و خاستگاه اصلی مقاومت یعنی ایران اسلامی را تهدید کند.
منطق راهبردی حمایت از غزه: دفاع از حوزههای پیرامونی، دفاع از خود است
بنابراین، اگر به دنبال دفاع صحیح از ایران اسلامی، انقلاب و ارزشهای فکری و فرهنگی خود هستیم، باید به این گفتمان و منطق پایبند باشیم که حمایت از سنگرهای پیرامونی مقاومت در فلسطین و لبنان، در حقیقت دفاع از خود است. امروز فلسطین و لبنان از ما جدا نیستند. متاسفانه دشمنان تلاش میکنند تا بین ایران و این مناطق تمایز قایل شوند، در حالی که واقعیت چنین نیست. حتی در جبههی مقابل نیز چنین منطقی حاکم است؛ برای مثال یک آمریکایی حضور در خاورمیانه را ضامن تداوم منافع خود میبیند، یا اروپاییها در قرون گذشته حضور در آسیا و آفریقا را برای استقلال و منافع خود ضروری میدانستند. امروزه در قالب انقلاب اسلامی، این منطق مقاومت، بر مبنای ارزشهای دینی، انسانی و انقلابی شکل گرفته است؛ لذا ما باید خود را به حمایت و رعایت تعهداتمان در قبال جبههی مقاومت ملتزم بدانیم و قلباً به آن باور داشته باشیم.
فراتر از میدان، ابعاد فکری و جهانی الهیات مقاومت
بنده معتقدم بحث مقاومت صرفاً به ابعاد میدانی محدود نمیشود، بلکه عرصهی اندیشه را نیز در بر میگیرد. ما امروزه بیش از هر زمان دیگری به درک الهیات مقاومت نیاز داریم. پایههای اصلی این الهیات بر استقلال، آزادی، خودباوری، خودآگاهی تاریخی و پایبندی به ارزشهای انسانی و اسلامی استوار است. این الهیات مقاومت دیگر منحصر به مرزهای جغرافیایی ما نیست؛ بلکه امروزه در قلب اروپا و آمریکا نیز شکل گرفته و بسیاری از مردم بر اساس باورهای انسانی خود به این نتیجه رسیدهاند که میتوان مستقل بود و نظم جدیدی را پیریزی کرد. نظمی که در آن به جای جنگ و منازعه، همزیستی انسانی بر پایهی ارزشهای مشترک حاکم باشد تا جامعهی بشری در مسیر تمدنسازی از مزیتهای یکدیگر بهرهمند شود. این منطق متعالی، همان الهیات مقاومت است که خاستگاه آن انقلاب اسلامی و تفکر امامین انقلاب، یعنی حضرت امام خمینی (ره) و حضرت امام خامنهای بوده است.
تسنیم: نظر جنابعالی از چه راهکارهایی میتوان برای ایجاد تحول در دیپلماسی فرهنگی کشور و تحقق ماموریتی که رهبر معظم انقلاب بر عهدهی مردم،جوانان، نخبگان و اهالی فرهنگ و اندیشه و هنر در راستای معرفیِ عملی مکتب امامین انقلاب گذاشتهاند، بهره جست؟
ماموریت جدید دیپلماسی فرهنگی: صیانت از تصویر قدرتمند جدید ایران در سطح جهان
دکتر ربانی: پس از نبردهای اخیر، تصویر و روایتی از جامعهی ایرانی در افکار عمومی جهان شکل گرفته است که قد و قامت ایران را بسیار بلند و استوار جلوه میدهد. جهانیان ایران را کشوری با قابلیت تاثیرگذاری جدی در نظم بینالمللی و دارای پشتوانهی غنی فرهنگی و تمدنی میبینند. ماموریت اصلی نهادهای فرهنگی و همهی ما، نهتنها حفظ، بلکه تقویت این روایت است. مخاطب خارجی، انسان ایرانی را مقاوم، خودآگاه، مستقل و تمدنساز میشناسد که در مقابل نظام سلطه حرفی برای گفتن دارد. ما باید ثابت کنیم که چنین هستیم و این روایت را با تمام توان صیانت کنیم. نباید در نظام حکمرانی یا در میان جامعهی نخبگانی، اقدامی صورت گیرد که به این روایت قدرتمند خدشه وارد کرده و بذر تردید بکارد، چرا که این یک سرمایهی بسیار بزرگ است.
این اقتدار، حاصل مجاهدتهای رهبران بزرگوار، حضرت امام (ره)، امام شهید و شهدای والامقامی است که هویت ما را به جهان ثابت کردند. لذا باید سازوکارهای متنوعی پیشبینی شود تا این روایت دچار تردید نگردد. شایان ذکر است که طرف مقابل نیز بهشدت در تلاش است تا با ایجاد شبهه، ثابت کند واقعیت ایران غیر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
مقابله با جنگ ترکیبی شناختی و جعل واقعیت توسط نظام سلطه
جنگهای امروزی، جنگهای ترکیبی و شناختی هستند. اولین اقدام نظام سلطه، رژیم صهیونیستی و آمریکا، ساختن شناخت و روایتهای جعلی از ایران اسلامی است. همانطور که میبینید، رسانههای آنان و شخصیتهایی مانند ترامپ مدام با واژگانی چون تروریسم و نقض حقوق بشر، تلاش میکنند تا تهاجم به ایران را مشروع جلوه دهند. اما امروزه بخش بزرگی از جامعهی بشری دریافتهاند که این ادعاها واهی است؛ زیرا در عمل دیدهاند که جنایاتی نظیر غزه از کجا نشات میگیرد یا فجایعی مثل پروندهی جزیرهی اپستین متعلق به جوامع آنها است، نه ایران. دروغهای آنها برای افکار عمومی فاش شده و بسیاری از مردم دنیا اکنون فهمیدهاند که واقعیت چیز دیگری است. لذا دستگاههای فرهنگی، هنری و رسانهای وظیفهای سنگین بر عهده دارند تا روایتهای درست را تبیین کرده و اجازه ندهند امپراتوری رسانهای استکبار، افکار عمومی ایران و جهان را تحت تاثیر قرار دهد.
ضرورت گذار به دیپلماسی فرهنگ بنیان و استفاده بهینه از مزیت های فرهنگی و تمدنی خود
نکتهی دوم، استفادهی بهینه از مزیتهای تمدنی ما است. تجربهی غنی تاریخی و تمدنی ما و ظرفیتهای بینظیر ادبیات فارسی باید بهخوبی معرفی شوند. باید تعاملات فرهنگی و بهویژه همکاریهای علمی تسهیل گردد تا نخبگان و فرهیختگان بینالمللی بهراحتی بتوانند با جامعهی نخبگانی ما وارد گفتگو و هماندیشی شوند. باید بپذیریم که در دوران پساجنگ، در شرایط متفاوتی به سر میبریم؛ اگرچه عزم دشمن برای تهاجم جدیتر شده است، اما از سوی دیگر، فرصتهای بینظیری نیز پیش روی ما قرار گرفته که نقش ایران را در عرصههای بینالمللی غیرقابلانکار ساخته است. دیگران اکنون متقاعد شدهاند که ایران را نمیتوان نادیده گرفت و این دستاوردی بزرگ است. در بعد عملی، راهکار اساسی این است که بر اساس فضای پدید آمده، تعاملات تسهیل شود. بنده معتقدم ما امروزه بیش از هر زمان دیگری، چه در داخل و چه در عرصهی بینالملل، نیازمند فضاهای گفتگو هستیم. این گفتگوها باید بر پایهی فرهنگ و تمدن اسلامی باشد؛ چرا که بزرگترین مزیت ما در جهان، ظرفیتهای فرهنگی و تمدنی ما است که بهترین فضا را برای تعاملات بینالمللی فراهم میسازد.
انتهای پیام/
0 بازدید
منبع اصلی ↗