جهان
·
7 سریال تلویزیونی از جنگ که هنوز در ذهن مردم ماندهاند
جنگ 8 ساله تمام شد، اما قصههایش روی آنتن ماند؛ از «خاک سرخ» تا «شوق پرواز»، روایتهایی که هنوز دیده میشوند.
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، جنگ هشتساله سالهاست به پایان رسیده، اما برای تلویزیون هنوز تمام نشده است؛ نه به این معنا که باید مدام همان تصاویر و موقعیتهای تکراری را بازسازی کرد، بلکه به این دلیل که دفاع مقدس همچنان مجموعهای از قصههای انسانی، شخصیتها و تجربههایی است که قابلیت روایت شدن دارند.
بین تولیدات متعدد سالهای گذشته، برخی آثار بیش از آنکه صرفاً یک «سریال جنگی» باشند، توانستند جنگ را از زاویه زندگی آدمها، خانوادهها، ترسها، امیدها و حتی طنز ببینند. همین تفاوت باعث شده بخشی از این آثار بعد از سالها همچنان در حافظه مخاطب باقی بمانند.
به مناسبت هفته دفاع مقدس، نگاهی داریم به هفت اثر تلویزیونی و مجموعهای که هرکدام با زبان و زاویهای متفاوت، بخشی از آن دوران را روایت کردند.
«خاک سرخ»؛ جنگ از دل یک خانواده
ابراهیم حاتمیکیا در «خاک سرخ» به جای آنکه جنگ را فقط از میدان نبرد روایت کند، سراغ خانوادهای رفت که زندگیشان با آغاز جنگ از هم گسسته میشود.
داستان ایرج و دخترش لیلا، قصه گمشدن، جستوجو و بازگشت به گذشته است؛ اما با شروع جنگ، این جستوجوی خانوادگی با ویرانی خرمشهر و مهاجرت گره میخورد.
پرویز پرستویی، لاله اسکندری، مهتاب کرامتی و بهناز جعفری از بازیگران این مجموعه بودند؛ سریالی که همچنان یکی از نمونههای قابل توجه روایت تلویزیونی جنگ از زاویهای خانوادگی محسوب میشود.
«گل پامچال»؛ قصه کودکی در سایه جنگ
«گل پامچال» به کارگردانی محمدعلی طالبی، جنگ را از زاویه نگاه یک کودک دنبال میکند. لیلا پس از آغاز جنگ، برای پیدا کردن برادرش راهی سفری میشود که او را از جنوب به تهران و سپس شمال کشور میرساند.
این مجموعه با فیلمنامهای از کامبوزیا پرتوی، تلاش کرد جنگ را نه فقط از سنگر و جبهه، بلکه از مسیر زندگی کودکی نشان دهد که ناگهان با واقعیتی بزرگتر از دنیای خودش روبهرو شده است.
فاطمه معتمدآریا، حمید جبلی، رضا بابک و تانیا جوهری از بازیگران این مجموعه بودند.
«خوشرکاب»؛ وقتی کامیون، راهی به جبهه میشود
«خوشرکاب» یکی از نمونههایی است که نشان داد روایت جنگ الزاماً نباید همیشه تلخ و سنگین باشد.
داستان آتقی و دلبستگی عجیب او به کامیونش، در ابتدا فضایی طنزآمیز میسازد؛ اما مسیر این شخصیت و کامیون «خوشرکاب» به تدریج او را با واقعیت جبهه و آدمهای جنگ روبهرو میکند.
محمد کاسبی، مجید صالحی و اصغر نقیزاده با ترکیب طنز و فضای جنگ، مجموعهای ساختند که نوروز 1382 به یکی از آثار بهیادماندنی تلویزیون تبدیل شد.
«در چشم باد»؛ جنگ در امتداد یک تاریخ بزرگتر
«در چشم باد» صرفاً یک مجموعه درباره دفاع مقدس نبود. مسعود جعفری جوزانی در این سریال چند دوره تاریخی را دنبال کرد و در بخش پایانی، روایت به سالهای جنگ ایران و عراق و فتح خرمشهر رسید.
همین ساختار باعث شد جنگ در این مجموعه نه به عنوان یک اتفاق جدا از تاریخ، بلکه به عنوان بخشی از سرگذشت چند نسل از یک خانواده ایرانی دیده شود.
سعید نیکپور، پارسا پیروزفر، اکبر عبدی، کامبیز دیرباز و لاله اسکندری از بازیگران این مجموعه بودند.
علی مشهدی دوباره سراغ دهه 60 رفت؛ سریال «نوروز رنگی 2» در راه است؟
«شوق پرواز»؛ زندگی یک خلبان پشت نام یک قهرمان
«شوق پرواز» به کارگردانی یدالله صمدی، سراغ زندگی شهید عباس بابایی رفت؛ اما تلاش کرد او را فقط در قاب یک شخصیت نظامی و قهرمان جنگ خلاصه نکند.
روایت زندگی شخصی، خانواده و مسیر حرفهای بابایی در کنار عملیاتهای دوران جنگ، وجه انسانیتری به این مجموعه داد.
این سریال سال 1390 از شبکه یک پخش شد و شهاب حسینی در نقش عباس بابایی و الهام حمیدی در نقش همسر او ایفای نقش کردند.
«سفر به چزابه»؛ وقتی خاطره جنگ به زمان حال برمیگردد
رسول ملاقلیپور در «سفر به چزابه» سراغ نگاه متفاوتی به جنگ رفت. داستان با گروهی از آدمهایی آغاز میشود که برای بازدید از مناطق جنگی راهی جنوب میشوند، اما خاطرات و گذشته آنها با فضای جبهه گره میخورد.
این مجموعه بر اساس دو فیلم «سفر به چزابه» و «نجاتیافتگان» شکل گرفت و در کنار روایت جنگ، نسبت نسلهای بعدی با خاطره دفاع مقدس را هم به چالش کشید. (آیفیلم)
عاطفه رضوی، فرهاد اصلانی، مسعود کرامتی، حبیب دهقاننسب و زندهیاد جمشید اسماعیلخانی از بازیگران آن بودند.
«لیلی با من است»؛ جنگ از زاویهای که کمتر دیده شد
کمال تبریزی با «لیلی با من است» یکی از متفاوتترین مسیرها را برای نزدیک شدن به جنگ انتخاب کرد: طنز.
صادق مشکینی، فیلمبرداری است که به دلیل مشکلات مالی مجبور میشود برای گرفتن وام راهی منطقه جنگی شود؛ اما ترس او از جبهه، مجموعهای از موقعیتهای طنز را شکل میدهد.
در ظاهر با یک کمدی روبهرو هستیم، اما در زیرلایه داستان، مسیر تغییر شخصیت صادق و مواجهه تدریجی او با جنگ قرار دارد. همین نگاه متفاوت، «لیلی با من است» را به یکی از نمونههای ماندگار استفاده از طنز برای روایت دفاع مقدس تبدیل کرد.
پرویز پرستویی در کنار محمود عزیزی و شهره لرستانی در این اثر بازی کردند.
مسیله امروز تلویزیون؛ چگونه دوباره درباره جنگ قصه بگوییم؟
مرور این آثار یک نکته مهم را نشان میدهد: ماندگاری یک اثر جنگی الزاماً به میزان نمایش عملیات و صحنههای نبرد وابسته نیست.
گاهی جنگ در «خاک سرخ» از دل یک خانواده دیده میشود، در «گل پامچال» از نگاه یک کودک، در «خوشرکاب» از مسیر طنز و یک کامیون، در «شوق پرواز» از زندگی یک خلبان و در «سفر به چزابه» از دریچه خاطره و مواجهه آدمهای امروز با گذشته.
شاید مسیله امروز تلویزیون دیگر فقط این نیست که «آیا هنوز باید درباره جنگ سریال بسازیم یا نه؟» پاسخ، با توجه به حجم قصهها و شخصیتهای کمتر دیدهشده جنگ، روشن است. مسیله مهمتر این است که چگونه باید درباره جنگ ساخت. جنگ هشتساله هنوز یک مخزن بزرگ از داستانهای انسانی است؛ از خانوادههایی که فرزندانشان را از دست دادند تا آدمهایی که سالها بعد با خاطرات جبهه زندگی کردند، از شهرهایی که زیر آتش قرار گرفتند تا نسلی که جنگ را ندیده اما باید آن را از خلال روایتهای درست بشناسد.
اگر قرار است این قصهها دوباره به تلویزیون بیایند، تکرار فرمهای قدیمی کافی نیست. مخاطب امروز بیش از هر چیز به شخصیت، درام، جزییات انسانی و قصهای نیاز دارد که احساس نکند قبلاً بارها آن را دیده است.
تلویزیون هنوز میتواند درباره جنگ حرف بزند؛ اما شاید بهتر باشد جای تکرار آنچه پیشتر گفته شده، سراغ قصههایی برود که هنوز گفته نشدهاند.
انتهای پیام/
2 بازدید
منبع اصلی ↗