جهان
·
نشست علمی | احتضار روشنفکری و نواندیشی دینی در جنگ میهنی
گفتمان جریان نواندیشی و روشنفکری دینی در جنگ حاضر با حضور دو تن از اساتید مورد بررسی و تامل نظری قرار گرفت.
سیاسی
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، مرکز مطالعات راهبردی تسنیم نشست تخصصی «نسبت روشنفکری دینی و نواندیشی دینی با امر ملی در جنگ میهنی» با هدف واکاوی کارآمدی، تبار تاریخی و دلایل انفعال و گسست این جریانها در بحرانهای اخیر ملی، به همت مرکز مطالعات راهبردی تسنیم برگزار شد. در این نشست که با حضور حجتالاسلام دکتر احمد رهدار عضو هییتعلمی دانشگاه باقرالعلوم، دکتر محمدرضا مرندی عضو هییتعلمی دانشگاه شهید بهشتی و با اجرای محمدحسین نظری دانشآموخته جامعهشناسی دین برگزار گردید، کارشناسان به کالبدشکافی مرگ تاریخی این جریان و چرایی تقابل آن با هویت اصیل ایرانی پرداختند.
در ابتدای این نشست محمدحسین نظری با اشاره به ورود کشور به یک آزمون سخت در مواجهه با آمریکا و رژیم صهیونیستی، طرح این پرسش را ضروری دانست که چرا جریانی که مدعی تطبیق سنت و مدرنیته بوده، در بزنگاه دفاع از مرزها و تمامیت ارضی با سکوت، انفعال و حتی تعارض با منافع ملی مواجه شده است.
روشنفکری دینی حاصل اضطرار تاریخی بود، اما نواندیشی دینی حاصل وضعیت احتضار تاریخی
دکتر احمد رهدار در این نشست به ریشهیابی تاریخی جریان روشنفکری پرداخت و نقطه عزیمت روشنفکری در ایران را شکست در جنگهای ایران و روس و نامه عباسمیرزا دانست. وی تصریح کرد: «ویژگی مشترک تمامی نحلههای روشنفکری، فقدان نسبت وجودیـمعرفتی با تاریخ، بوم و ارزشهای دینی ایران است. به دلیل پیوند ناگسستنی دین با روح جامعه، روشنفکری که ذاتاً غربی و ضددین بود، از سر اضطراری تاریخی به سمت دین آمد، از این رو برای آنان دین نه یک امر احاطهکننده، بلکه ابژهای بیرونی برای مطالعه است.»
دکتر رهدار در تبیین تفاوت روشنفکری دینی و نواندیشی دینی خاطرنشان کرد: «روشنفکری دینی حاصل اضطرار تاریخی بود، اما نواندیشی دینی در وضعیت احتضار آن متولد شد تا با مصادره شخصیتهای اجتهادی، به کالبد بیجان این جریان اعتباری صوری ببخشد. روشنفکری دینی میخواست مدرنیته را دینی جلوه دهد، در حالی که نواندیشی دینی کوشید مولفههای اصیل دین را ذیل قرایت غربی بازتعریف کند.»
.
التقاط معرفتی و لجاجت سیاسی در ترازوی دفاع ملی
سپس دکتر محمدرضا مرندی با اشاره به ریشههای روشنفکری در رنسانس غرب و بنیانگذاری دانشگاههای نوین در عصر پهلوی با رویکرد تقابل با حوزههای سنتی، اظهار داشت: «روشنفکری دینی از دهه 1330 با چهرههایی چون بازرگان و شریعتی تشخص یافت، اما این مسیر به دلیل التقاط اسلام با مارکسیسم یا لیبرالیسم آسیب دید. آنها علم غربی را مبنا قرار داده و دین را با آن تطبیق میدادند که نتیجه قهری آن، گرایش تدریجی به سکولاریسم بود.»
دکتر مرندی با نقد مواضع چهرههای این جریان در قبال تحولات اخیر کشور و منطقه گفت: «روشنفکری دینی در مواجهه با بحرانها به سمت روشنفکری سکولار سقوط میکند. سکوت چهرههایی چون کدیور، سروش دباغ و نراقی در برابر فجایع انسانی غزه و تعرض به تمامیت ارضی ایران، ناشی از فقدان درک اخلاقی نیست، بلکه برآمده از لجاجت و غرضورزی سیاسی است، رویکردی که چون نقد دشمن را به نفع جمهوری اسلامی میبیند، به نفع دشمن مهر سکوت بر لب میزند.»
.
ملیگرایی ابزار سیاسی جریان روشنفکری و پیوند تاریخی پرچم و امر قدسی در جمهوری اسلامی
در بخش دیگری از این میزگرد، دکتر رهدار مدعای ملیگرایی روشنفکران را توهمی تاریخی و ابزاری سیاسی برای دینزدایی توصیف کرد و گفت: «غیبت این مدعیان در دفاع مقدس هشتساله و فداکاری تاریخی جریان مذهبی از دوره سید مجاهد تا کنون، نشان میدهد شعار «جانم فدای ایران» برای آنان صرفاً یک سنگر سیاسی بوده است. ملیت ایرانی همواره با دیانت آمیخته بوده و امروز با شهادت امام شهید و بعثت تاریخی مردم، شکاف کاذب میان دیانت و ملیت رنگ باخته و پرچم میهن با امر قدسی یکی شده است.»
دکتر رهدار با تاکید بر بنبست جریانهایی که فقه مصلحت را دستمایه توجیه تسلیم در برابر آمریکا میکنند، افزود: «وقایع پس از طوفانالاقصی بیاعتباری کامل حقوق بینالملل را اثبات کرد. عبور از فقه و پناه بردن به ساختارهای حقوقی ورشکسته غرب، نشانه استیصال نظری است و اینان اکنون از ساحت اندیشه به لجاجت محض سیاسی هبوط کردهاند.»
.
مرگ تاریخی و فرجام کارکرد روشنفکری
در جمعبندی نشست، دکتر مرندی با بیان این که نوگرایی اصیل دروندینی در حال شکوفایی است و انفعال تحلیلگران وابسته به غرب ناشی از ناتوانی در دیدن افول تکقطبی و قدرتیابی منطقهای ایران است، پایان کار روشنفکری التقاطی را قطعی دانست.
دکتر رهدار نیز با اعلام «مرگ تاریخی روشنفکری» تصریح کرد: «مرگ یک جریان لزوماً به معنای خودکشی فیزیکی نیست، بلکه به معنای پایان کارآمدی و ناتوانی در گشودن گرههای زمانه است. پرسشهای ایران انقلابی امروز، فراتر از توان روشنفکری و حتی فراتر از ساختارهای سنتی دانشگاه و حوزه است. روشنفکری جریانی است که دورهاش تمام شده و ما سالهاست بر سر مزار خالی پدیدهای ایستادهایم که در جهان واقعی دیگر وجود خارجی ندارد.»
متن کامل مکتوب این نشست تحت عنوان «مرگ تدریجی یک گفتمان» را از اینجا بخوانید.
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗