خبری
·
مصایب تلخ حقابه تاریخی هیرمند/افغانستان به معاهده 1351 پایبند نیست!
با وجود تصریح معاهده 1351، حقابه قانونی هیرمند بهطور کامل توسط افغانستان تامین نمیشود.
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از زاهدان، رودخانه هیرمند برای سیستان بخش بزرگی از حیات اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی منطقه است که در طول قرنها به جریان این رودخانه وابسته بوده و هر بار که آب هیرمند به سمت سیستان روان شده، تنها یک رودخانه پرآب نشده، بلکه بخشی از زندگی در این منطقه جان گرفته و هر بار که جریان آب کاهش یافته یا مسیر طبیعی آن تغییر کرده، آثار آن در زندگی مردم، کشاورزی، دامداری، محیطزیست و تالابهای هامون نمایان شده است.
بدقولی افغانستان در حقآبه هیرمند/ از معاهده تا تشنگی!
اکنون بار دیگر موضوع حقابه هیرمند در کانون توجه قرار گرفته است؛ موضوعی که اگرچه سالهاست در مذاکرات ایران و افغانستان مطرح میشود، اما هنوز به نقطهای نرسیده که بتوان از تامین کامل و پایدار حقابه ایران سخن گفت.
سخنگوی صنعت آب با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران از حقابه قانونی خود عقبنشینی نخواهد کرد، مسیله هیرمند را فراتر از یک اختلاف معمول بر سر منابع آب دانسته و بر ضرورت اجرای تعهدات طرف افغانستان بر اساس معاهده سال 1351 تاکید کرده است.
هیرمند؛ رودخانهای که مسیرش تغییر کرده است
یکی از مهمترین چالشهای موجود در مسیر تامین حقابه سیستان، تغییر مسیر جریان آب هیرمند در افغانستان است. به گفته سخنگوی صنعت آب، بند کمالخان مسیر تاریخی جریان رودخانه را تغییر داده و بخش قابل توجهی از آب را به سمت گودزره منحرف میکند؛ در شرایطی که تنها از طریق تعداد محدودی دریچه، امکان انتقال آب به سمت ایران وجود دارد.
این وضعیت اهمیت موضوع را دوچندان میکند؛ چراکه مسیله تنها میزان آبی نیست که در یک مقطع زمانی وارد خاک ایران میشود، بلکه نحوه مدیریت و هدایت جریان آب در بالادست نیز مستقیماً بر سرنوشت سیستان اثر میگذارد.
هیرمند اساساً رودخانهای سیلابی است و رفتار طبیعی آن با رودخانههای دایمی تفاوت دارد. به همین دلیل، مدیریت جریان آب آن و نحوه انتقال سیلابها میتواند تاثیر مستقیمی بر وضعیت تالابهای هامون و منابع آبی منطقه داشته باشد.
تالابهای هامون نیز در این میان صرفاً یک پهنه آبی نیستند؛ بلکه بخشی از زیستبوم سیستان محسوب میشوند و حیات آنها با ورود آب هیرمند پیوندی تاریخی دارد. کاهش یا قطع جریان آب، تبعاتی دارد که از محدوده تالاب فراتر میرود و میتواند بر کشاورزی، دامداری، معیشت مردم، گردوغبار و شرایط زیستمحیطی منطقه اثر بگذارد.
9.5 میلیارد مترمکعب؛ حجم آبی که پشت زندگی سیستان قرار داشت
اهمیت تاریخی هیرمند زمانی روشنتر میشود که به حجم جریان آب این حوضه نگاه کنیم. سخنگوی صنعت آب با اشاره به نقش تاریخی هیرمند در تامین آب منطقه گفته است که در طول تاریخ حدود 9.5 میلیارد مترمکعب آب از این حوضه جریان مییافته و زندگی مردم سیستان به این منبع وابسته بوده است.
سیستان در طول تاریخ با اتکا به همین منابع آبی توانسته جمعیت و فعالیتهای اقتصادی خود را حفظ کند. از همین رو، هرگونه تغییر پایدار در جریان هیرمند میتواند تعادل زیستی و اقتصادی منطقه را برهم بزند. بحران آب در سیستان نیز تنها زمانی آغاز نمیشود که رودخانه کاملاً خشک شود. کاهش ورودی آب، نرسیدن حقابه، تضعیف منابع زیرزمینی، خشکشدن تالابها، افزایش گردوغبار و دشوار شدن فعالیتهای کشاورزی و دامداری، حلقههایی از یک زنجیره به هم پیوستهاند که در نهایت فشار آن مستقیماً به زندگی مردم منتقل میشود.
معاهده 1351؛ مبنای حقوقی مطالبه ایران
جمهوری اسلامی ایران تاکید دارد که مطالبه حقابه هیرمند یک خواسته مقطعی یا سیاسی نیست، بلکه مبتنی بر تعهدات مشخص میان دو کشور است و معاهده سال 1351 میان ایران و افغانستان، مبنای حقوقی اصلی این مطالبه محسوب میشود و بر اساس آن، در سالهای نرمال و ترسالی، سهم مشخصی از آب هیرمند باید به سمت ایران جریان پیدا کند.
سخنگوی صنعت آب نیز با اشاره به همین موضوع تاکید کرده است که ایران در مذاکرات خود به دنبال دریافت کامل حقابه 820 میلیون مترمکعبی در سالهای نرمال و ترسالی است، بنابراین، مسیله اصلی برای ایران صرفاً دریافت بخشی از آب در مقاطع خاص نیست؛ بلکه اجرای کامل تعهدات و ایجاد سازوکاری پایدار برای تضمین جریان حقابه است.
همکاری بیشتر شده، اما حقابه هنوز کامل نیست
در عین حال، رویکرد ایران صرفاً مبتنی بر تقابل نیست. بر اساس اظهارات سخنگوی صنعت آب، در سال جاری همکاری کشور همسایه در مقایسه با چهار سال گذشته افزایش داشته است؛ موضوعی که میتواند نشانهای مثبت برای ادامه مذاکرات باشد، اما افزایش همکاری به معنای حل کامل مسیله نیست.
آنچه همچنان محل مطالبه است، دریافت کامل حقابه قانونی ایران است؛ مطالبهای که با توجه به شرایط شکننده آبی و زیستمحیطی سیستان، نمیتواند به آیندهای نامعلوم موکول شود و ادامه مذاکرات با افغانستان اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ مذاکراتی که باید از سطح گفتوگوهای مقطعی فراتر رفته و به سازوکارهای روشن، قابل سنجش و قابل پیگیری برای تامین حقابه منجر شود.
پای آینده سیستان در میان است
اگرچه در ظاهر، اختلاف بر سر حقابه هیرمند یک موضوع آبی و مرزی به نظر میرسد، اما در واقع ابعاد آن بسیار گستردهتر است. خشکشدن یا کمآبشدن تالابهای هامون، تشدید گردوغبار، آسیب به کشاورزی، کاهش فرصتهای اقتصادی، فشار بر معیشت خانوارها و افزایش دشواریهای زندگی در منطقه، همگی میتوانند به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از وضعیت منابع آبی تاثیر بپذیرند.
به همین دلیل، دفاع از حقابه هیرمند را نمیتوان صرفاً موضوع وزارت نیرو یا دستگاه دیپلماسی دانست. این مسیله با آینده سکونت، اقتصاد و محیطزیست سیستان گره خورده است لذا دیپلماسی آب باید همزمان چند هدف را دنبال کند: تثبیت حقابه قانونی ایران، تضمین اجرای تعهدات، شفاف شدن میزان آب ورودی، ایجاد سازوکار پایش جریان رودخانه و جلوگیری از اقداماتی که مسیر طبیعی آب به سمت ایران را تغییر میدهد.
هامون چشمانتظار هیرمند
در سوی دیگر این معادله، تالابهای هامون قرار دارند؛ پهنههایی که سالهاست با بحران آب دستوپنجه نرم میکنند. هامون زمانی یکی از مهمترین زیستبومهای منطقه بود، اما کاهش جریان آب و استمرار خشکسالی، بخشهایی از این پهنه را با شرایط دشوار مواجه کرده است. ادامه این وضعیت فقط به معنای از دست رفتن یک زیستبوم نیست؛ زیرا خشکشدن تالابها میتواند زمینه را برای افزایش کانونهای گردوغبار فراهم کند و زندگی مردم منطقه را بیش از پیش تحت تاثیر قرار دهد.
در واقع، حقابه هیرمند و احیای هامون دو موضوع جدا از یکدیگر نیستند. هر اندازه جریان طبیعی آب هیرمند پایدارتر باشد، امکان تقویت حیات تالابها و کاهش بخشی از فشارهای زیستمحیطی منطقه نیز بیشتر خواهد بود.
عقبنشینی در کار نیست
تهران حقابه قانونی خود را مطالبه میکند و آن را قابل چشمپوشی نمیداند. این موضع از یک واقعیت اساسی سرچشمه میگیرد: سیستان نمیتواند بدون منابع آبی پایدار، آیندهای مطمین داشته باشد.
سخنگوی صنعت آب نیز تاکید کرده است که جمهوری اسلامی ایران از حقابه قانونی خود عقبنشینی نخواهد کرد؛ موضعی که نشان میدهد موضوع هیرمند همچنان یکی از مسایل مهم در حوزه دیپلماسی آب کشور است.
از سوی دیگر، افزایش همکاری افغانستان در سال جاری میتواند فرصتی برای حرکت به سمت حل پایدار این مسیله باشد؛ فرصتی که البته زمانی ارزشمند خواهد بود که به دریافت کامل حقابه و تضمین جریان پایدار آب منجر شود.
هیرمند برای سیستان یک رودخانه معمولی نیست؛ آبی است که پای زندگی یک منطقه ایستاده است. از همین رو، هر قطره آبی که از مسیر طبیعی خود به سمت ایران حرکت میکند، تنها یک عدد در جدول منابع آب نیست؛ بخشی از آینده سرزمینی است که قرنها حیات خود را با هیرمند گره زده است.
مسیله امروز سیستان این نیست که آیا باید از حقابه هیرمند دفاع کرد یا نه؛ مسیله این است که چگونه میتوان این حق قانونی را به یک جریان پایدار، قابل اندازهگیری و قابل اتکا تبدیل کرد تا هامون و مردم سیستان بیش از این در انتظار آب نمانند.
انتهای پیام/
0 بازدید
منبع اصلی ↗