خبری
·
آقایمان دارد میرود امت؛ آقایمان، با جانمان
لحظههای آخر است؛ لحظههای آخر این دیدار محشرگونه در مصلی امام.
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، لحظههای آخر است؛ لحظههای آخر این دیدار محشرگونه در مصلی امام.
همه دستپاچهاند. مردم هول شدهاند، مداحان هم، حتی خادمهای توی مصلی که پشت پیشخوان ایستادهاند و داد میزنند آبسرد، بفرمایید آب سرد.
همه دستپاچهاند، هول شدهاند، نمیدانند باید چه خاکی روی سرشان بریزند و چه کنند و چه رفتاری از خودشان نشان بدهند.
فقط و فقط میدانند آخرین ثانیههاست و باید کاری بکنند.
یکی تند تند دعا میکند و خواستههایش را به آقا میگوید. یکی تند تند حلالیت میطلبد. یکی ریز ریز ولی تند تند گریه میکند. یکی بلند و پشتسر هم رجز میخواند و برای آمریکا و رژیم صهیونیستی شاخ و شانه میکشد.
یراقبافان بیقرارتر فریاد میزند، مداح هم ریتم خواندنش را برده روی تند.
لحظهها مثل باد میگذرد و آقا دارد مثل باد از دست امتش سُر میخورد.
باید کاری کرد. مردم سراسیمهاند...
آقامیری: در کل دوران عصر غیبت کبری، فقیهی به ابعاد رهبر شهید نداریم
آقا همه چیز را یادشان داده بود، اما نگفته بود چطور میشود با خودش وداع کرد!... اصلا نگفته بود وداعی هم هست. هرچند این آخریها با ایما و اشاره، با رمز و راز چیزهایی گفته بود، مثل آن جمله که اگر اتفاقی بیفتد، مردم خودشان مبعوث شده و کار را تمام میکنند...
اما مگر با ما بود؟!
ما هیچکدامش را به خود نگرفته بودیم.
ما مطمین بودیم که میماند، که میمانیم تا ظهور...
حالا خودت بگو آقا....
مای خاک بر سر شده باید چه کنیم؟!..
ای وااای ... مداح رفته روی موج ایرانخوانی.. وطنم ای شکوه پابرجا... کشور روزهای دشوار و زخمی سربلند دورانها... رفته سراغ هر چیزی که ما را به تو پیوند میزند...
که ما را دیوانه کند...
که ما را بیچاره کند...
حالا تو بگو ما چطور باید با تو وداع کنیم آقای ما...
دختر جوانی همین الان تاب نیاورد و از حال رفت. با برانکارد خارجش کردند. حقش بود که همهمان مثل او از تو جدا بشویم.
اینجا، این لحظه، شامگاه یکشنبه 14 تیرماه، ساعت 21: 30 دقیقه در مصلی امام، در برابر پیکرهای نازنین آقای شهید و خانوادهش، زمین کونفیکون شده و گریه و ناله و روضه و شیون امت خامنهای شهید با صدای بال فرشتگان درهم آمیخته است...
مردم بیچارهی از نفسافتاده دارند آخرین ثانیههای با تو بودنشان را نفس میکشند.
داریم آخرین ثانیههای تماشای قشنگت را جرعه جرعه مینوشیم و ای کاش بعد از آن ما هم به کاروانت برسیم. مایی که 37 سال در کنارت بودیم، روا مدار که بروی و بمانیم و بیچاره شویم.
روا مدار بر ما بدون خودت زندگی کردن را و نفس کشیدن را و خندیدن را، که حسین فاطمه(س) نیز هنگام سفر از مدینه به سمت کوفه، یکی یکی بر صاحبان منازل بین راه پیغام میفرستاد که همراهیش کنند، که دستشان را به دستش بدهند تا خود بهشت. آنها همراهیاش نکردند که تنها رفت. اما ما که همیشه کنارت بودیم، همیشه لبیکگو همراهیات کردیم. روا مدار که بی ما بروی. روا مدار بیتو بمانیم و زندگی کنیم، که ما بدون تو زندگی کردن را نیاموختهایم و بلد نیستیم و نخواهیم آموخت. هرگز ...
انتهای پیام/
0 بازدید
منبع اصلی ↗