خبری ·

تدبیر شهید حاجی‌زاده برای روزهای نبودنش

شهیدحاجی‌زاده به تربیت نیرو وشناخت استعدادها اهتمام داشت تا وقتی خودش نباشد مجموعه بتواند به راهش ادامه دهد.
فرهنگی به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، انتشارات شهید کاظمی اخیراً مجموعه چهارجلدی «آسمان‌دار» را برای شهدای هوافضای سپاه منتشر کرده است؛ این مجموعه چهارجلدی در مدت دو ماه پس از انتشار به چاپ چهارم رسیده است. «مردی که می‌خواست زنده بماند» عنوان یکی از این چهار مجلد است که روایت‌هایی از زندگی شهید امیرعلی حاجی‌زاده را در خود جای داده است؛ فرمانده هوافضای سپاه که در روز جمعه، 23 خرداد سال گذشته در حمله ددمنشانه رژیم صهیونیستی به کشورمان به شهادت رسید. شهید امیرعلی حاجی‌زاده از شاگردان شهید حسن طهرانی‌مقدم، پدر موشکی ایران بود که در تمام مراحل موشکی شدن ایران پابه‌پای شهید طهرانی‌مقدم پیش آمد. پس از شهادت وی بود که دنیا ضرب‌شست صنعت موشکی ایران و تلاش‌ها و مجاهدت‌های شهید طهرانی‌مقدم، شهید حاجی‌زاده و سیدمجید موسوی را دید. معصومه سپهری پیش‌تر در مجموعه «مرد ابدی» به گوشه‌ای از رشادت‌های شهید حاجی‌زاده اشاره کرده بود و حالا فایضه غفارحدادی در این کتاب، روایت‌هایی از خانواده و دوستان شهید را گردآوری کرده است. در بخشی از این اثر درباره اهتمام شهید حاجی‌زاده به تربیت نیرو آمده است: «حاجی کادرساز بود؛ از همان روزهایی که در انجمن اسلامی هنرستان توحید، ضرورت تربیت نیروی انسانی را درک کرده بود، هر جا که می‌رفت حواسش به نیروهایش بود. توانایی ویژه‌ای در کشف استعدادها داشت؛ مثل پدری بود که می‌دانست کدام بچه‌اش فنی است و کدام‌شان توانایی سخنوری دارد و کدام را باید در کلاس ورزشی ثبت‌نام کند. آدم‌ها برایش مهم‌تر از جایگاه‌ها بودند. آدم‌ها را برای جایگاه‌ها انتخاب نمی‌کرد، بلکه جایگاه‌ها را برای آدم‌ها در نظر می‌گرفت. یادداشت نویسی سردار سید‌مجید موسوی بر مجموعه «آسمان‌دار» مثلاً کافی بود در یکی از بازدیدهایش از پایگاهی در جنوب کشور، کسی به چشمش بیاید و استعدادی در وجودش ببیند؛ دیگر رهایش نمی‌کرد. ابتدا چند مسیولیت متناسب برایش تعریف می‌کرد و اگر همچنان آن شخص خودش را نشان می‌داد، وارد دایره محاسبات حاجی می‌شد. شاید آن شخص هرگز نمی‌فهمید که حاجی برایش برنامه بلندمدت ریخته که مثلاً چهار سال فرمانده پایگاه جنوب شود و بعد بیاید مدتی در رده‌های دیگر خدمت کند که از تخصص‌های دیگر هم سر در بیاورد و بعد جانشین رده خودش در تهران شود و در نهایت فرمانده آن رده در نیرو باشد. بارها پیش می‌آمد که یکی از فرماندهان کسی را برای جایگاهی در نظر می‌گرفت و وقتی به حاجی می‌گفت که فلانی را می‌خواهم بگذارم فلان‌جا، مخالفت می‌کرد که نه؛ به او دست نزن، او را نگه داشته‌ام که شش ماه بعد بگذارمش فلان‌جا و دو سه سال بعد هم بشود مسیول فلان بخش. به آموزش و ارتقای نیروی انسانی‌اش توجه ویژه‌ای داشت. رزمایش‌های متعدد و دوره‌های مختلف برگزار می‌کرد؛ به دستورش دوره‌ای به اسم «اکابر» طراحی شده بود که در آن فرماندهان رده‌ها باید از تخصص رده‌های دیگر پدافند، هوایی و فضایی هم سر در می‌آوردند و در جریان آموزش بودند. یعنی یک فرمانده موشکی باید در حد اکابر از پهپاد، پدافند و هوایی و فضایی هم سر در بیاورد و در جریان آموزش باشد. خودش همه‌فن‌حریف بود؛ موشکی و مهندسی و پدافند را با گوشت و خونش می‌شناخت و از بقیه حوزه‌ها هم سر در می‌آورد. دلش می‌خواست نیروهایش هم مثل خودش باشند و دیدشان فقط معطوف به مجموعه خودشان نباشد. حاجی از وقتی خودش یک تار سفید روی ریش و مویش نداشت، فرمانده بود و به فرمانده شدن جوان‌ها اعتقاد داشت. اگر در کسی استعداد فرماندهی می‌دید، خارج از سلسله‌مراتب درجه‌ای و نوبتی به او مسیولیت می‌داد؛ به جوان‌های 40-50 ساله‌ای که برای فرماندهی در آن سطح، تازه اولِ جوانی‌شان بود. این کارها را کرده بود که وقتی دو تا از جوان‌های نخبه در نوروزِ آخرین سالِ فرماندهیِ حاجی برای تبریک به اتاقش رفته بودند و یکی‌شان از حاجی پرسیده بود: «بزرگ‌ترین دستاورد شما در این 16 سال فرماندهی‌تان چیست؟» و انتظار داشت بشنود که مثلاً «وعده صادق 2»، برخلاف تصورش شنیده بود: «درست کردن ساختار مستحکمی که هرکس در جای درست قرار گیرد و کارها طبق روال انجام شود؛ و اگر روزی من نباشم مجموعه هدف خودش را دارد و سال‌ها می‌تواند بدون مشکل به راهش ادامه دهد!» چاپ چهارم مجموعه «آسمان‌دار» با یادداشت‌های جداگانه سردار سیدمجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، درباره هر یک از چهار شهید، منتشر و روانه بازار نشر شده است. انتهای پیام/