خبری ·

ببینید| تراژدی غرق‌شدگی در دریای خزر/ مرگ در پشت موج‌های آرام!

آمارهای تکان‌دهنده دریای خزر نشان می‌دهد‌ شنا در مناطق ناایمن تفریح یک خانواده را به تراژدی مرگ تبدیل می‌کند.
استانها به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، دریا برای بسیاری از مسافران، تصویر آرامش است؛ آبی بی‌انتها که در روزهای گرم تابستان می‌تواند خستگی یک سفر را بشوید و خانواده‌ها را برای ساعاتی از هیاهوی زندگی روزمره دور کند، اما همین دریای آرام در چند قدمی ساحل، گاهی چهره دیگری از خود نشان می‌دهد؛ چهره‌ای که در آن یک لحظه غفلت، ناآشنایی با بستر دریا یا بی‌توجهی به هشدار ناجیان غریق می‌تواند فاصله میان «تفریح» و «فاجعه» را به چند ثانیه کاهش دهد. . حالا آمارهای امدادی تازه، بار دیگر همین واقعیت تلخ را به رخ می‌کشند؛ در قالب طرح پیشگیری و کاهش غریق در سواحل مازندران، 277 نفر از خطر غرق‌شدگی نجات یافته‌اند؛ 277 انسانی که اگر واکنش امدادگران، ناجیان غریق و نیروهای عملیاتی چند دقیقه یا حتی چند لحظه دیرتر اتفاق می‌افتاد، ممکن بود سرنوشت دیگری برای آنان و خانواده‌هایشان رقم بخورد. پشت این عدد، 277 موقعیت بحرانی، 277 حادثه احتمالی و 277 خانواده‌ای قرار دارند که می‌توانستند با خبر تلخ غرق‌شدن عزیزشان مواجه شوند. در کنار این افراد، 558 نفر نیز خدمات درمانی و امدادی دریافت کرده‌اند و 21 مصدوم برای دریافت خدمات تخصصی‌تر به مراکز درمانی منتقل شده‌اند. این آمار نشان می‌دهد مسیله حوادث ساحلی در مازندران صرفاً به موارد منتهی به غرق‌شدگی محدود نیست؛ مجموعه‌ای از آسیب‌ها، مصدومیت‌ها و شرایط اضطراری در نوار ساحلی استان رخ می‌دهد که نیازمند حضور مستمر نیروهای امدادی است. 470 کیلومتر ساحل؛ پهنه‌ای که نمی‌توان لحظه‌ای از آن غافل شد مازندران 470 کیلومتر نوار ساحلی دارد؛ پهنه‌ای گسترده که در روزهای تعطیل و فصل تابستان، به یکی از پرترددترین مقاصد گردشگری کشور تبدیل می‌شود که همین گستردگی، کار امدادگران را دشوار می‌کند و قرار نیست حادثه فقط در یک ساحل شناخته‌شده و پرتردد اتفاق بیفتد. گاهی چند صد متر دورتر از محدوده‌های رسمی شنا، جایی که خبری از ناجی غریق یا پایگاه امدادی نیست، یک گردشگر تصمیم می‌گیرد وارد آب شود و همین تصمیم ساده می‌تواند آغاز یک عملیات پیچیده امدادی باشد. برای پوشش این پهنه گسترده، چهار پایگاه دریایی، 13 پست موقت ساحلی و 32 پست گشت سیار موتوری فعال شده‌اند و 76 نجاتگر و نیروی هلال‌احمر در کنار 976 ناجی غریق در حال ارایه خدمات هستند؛ 14 دستگاه آمبولانس، 10 خودروی پشتیبانی و 32 موتورسیکلت نیز در این عملیات به کار گرفته شده‌اند؛ این حجم از نیروی انسانی و تجهیزات، به خوبی نشان می‌دهد که مسیله سواحل مازندران تا چه اندازه نیازمند آمادگی دایمی است. اما یک سوال اساسی همچنان باقی است که آیا می‌توان تمام بار پیشگیری از غرق‌شدگی را بر دوش نیروهای امدادی گذاشت؟ باز هم پاسخ روشن است؛ خیر. امدادگر زمانی وارد میدان می‌شود که حادثه رخ داده است. در حالی که هدف اصلی باید جلوگیری از وقوع حادثه باشد. پیشگیری، ارزان‌تر از نجات است وقتی یک نفر در آب گرفتار جریان شکافنده می‌شود، امدادگر باید جان خود را به خطر بیندازد تا جان او را نجات دهد. زمانی که فردی به دلیل آشنا نبودن با وضعیت بستر دریا در نقطه‌ای خطرناک وارد آب می‌شود، عملیات امداد ممکن است چندین نیروی تخصصی و تجهیزات مختلف را درگیر کند، اما بسیاری از این حوادث اساساً قابل پیشگیری هستند. آشنایی با قواعد شنا، توجه به هشدارهای ناجیان غریق، انتخاب محدوده مجاز برای شنا و پرهیز از ورود به دریا در شرایط نامناسب جوی، اقداماتی ساده اما حیاتی هستند و به بیان ساده‌تر، بهترین عملیات نجات، عملیاتی است که هرگز مجبور به انجام آن نشویم؛ این همان نقطه‌ای است که فرهنگ‌سازی باید وارد میدان شود. جریان‌های شکافنده؛ خطری که دیده نمی‌شود یکی از خطرناک‌ترین پدیده‌هایی که شناگران ناآشنا با دریا ممکن است با آن مواجه شوند، جریان‌های شکافنده است؛ جریانی که می‌تواند فرد را از ساحل دور کند و در شرایطی قرار دهد که خروج از آن برای شناگر ناآشنا بسیار دشوار شود و دقیقا مشکل اینجاست که بسیاری از گردشگران، دریا را بر‌اساس ظاهر سطح آب قضاوت می‌کنند. آب آرام الزاماً به معنای آب امن نیست و ممکن است سطح دریا آرام به نظر برسد اما شرایط زیرسطحی، جریان‌های دریایی یا ساختار بستر ساحل، شرایط کاملاً متفاوتی ایجاد کرده باشد؛ این همان جایی است که تجربه ناجی غریق اهمیت پیدا می‌کند، ناجی‌ای که ساحل را می‌شناسد، نقاط خطرناک را می‌داند و می‌تواند شرایط آب را بهتر از یک مسافر چندروزه تشخیص دهد، بنابراین وقتی ناجی غریق می‌گوید «اینجا شنا نکنید»، این توصیه یک پیشنهاد ساده نیست؛ هشدار درباره خطری است که ممکن است چند دقیقه بعد جان یک انسان را بگیرد. ممنوعه یعنی ممنوعه! یکی از جدی‌ترین مشکلاتی که در حوادث ساحلی تکرار می‌شود، ورود افراد به محدوده‌های ممنوعه است؛ گاهی گردشگر با این تصور که «فقط چند متر وارد آب می‌شوم» از محدوده مجاز خارج می‌شود؛ اما دریا با این چند متر شوخی ندارد، فردی که در محدوده تحت پوشش ناجی غریق شنا می‌کند، در صورت بروز مشکل شانس بسیار بیشتری برای دیده‌شدن و نجات دارد. اما در یک نقطه خارج از پوشش، حتی تشخیص وقوع حادثه نیز ممکن است زمان‌بر باشد. در حادثه غرق‌شدگی، زمان حیاتی است چرا که هر دقیقه تاخیر می‌تواند شانس نجات را کاهش دهد از همین رو، بی‌توجهی به تابلوهای هشدار و نادیده گرفتن محدوده‌های ممنوعه، یک رفتار ساده و بی‌ضرر نیست؛ ریسکی مستقیم برای جان فرد و حتی جان امدادگری است که بعداً برای نجات او وارد آب خواهد شد. یک سوال جدی از گردشگران مسافری که هزاران کیلومتر برای تفریح و استراحت به شمال کشور آمده، چرا باید در چند قدمی یک طرح سالم‌سازی، جان خود را در نقطه‌ای بدون پوشش امدادی به خطر بیندازد؟ چرا باید خانواده‌ای به دلیل اصرار یک نفر برای شنا در نقطه‌ای ممنوع، تمام سفر خود را به سوگ تبدیل کند؟ و مهم‌تر از همه؛ چرا هنوز برخی تصور می‌کنند توصیه‌های ناجیان غریق صرفاً محدودیت‌هایی برای تفریح است؟ واقعیت این است که ناجی غریق سد آخر میان انسان و مرگ در دریاست. نادیده گرفتن هشدار او یعنی نادیده گرفتن آخرین لایه ایمنی. مازندران؛ مقصد گردشگری، نه مقصد حادثه؛ استان مازندران سالانه میزبان شمار زیادی از گردشگران است و دریا یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های آن محسوب می‌شود. بنابراین موضوع ایمنی سواحل فقط یک مسیله امدادی نیست؛ موضوعی مرتبط با گردشگری، سلامت عمومی، مدیریت شهری، فرهنگ عمومی و حتی اقتصاد استان است. هر حادثه تلخ در ساحل، فقط یک پرونده امدادی نیست؛ پشت آن خانواده‌ای قرار دارد که ممکن است عزیز خود را از دست بدهد؛ کودکی که ممکن است پدر یا مادرش را دیگر نبیند؛ شهری که ممکن است با تبعات اجتماعی حادثه مواجه شود و دستگاه‌هایی که باید پاسخگوی چرایی وقوع حادثه باشند؛ بنابراین سیاست‌گذاری در حوزه سواحل نباید فقط زمانی جدی شود که فصل تابستان از راه رسیده و آمار غریق افزایش یافته است لذا ایمنی ساحل باید یک برنامه دایمی باشد، نه یک طرح فصلی. هشدار برای روزهای پیش رو اجرای طرح پیشگیری و کاهش غریق از ابتدای خردادماه، حضور صدها ناجی و ده‌ها نیروی امدادی و استفاده از ناوگان امدادی گسترده، یک پیام روشن دارد: مسیولان می‌دانند که سواحل مازندران در فصل شنا با چه سطحی از خطر مواجه است، اما این ظرفیت زمانی نتیجه‌بخش خواهد بود که مردم نیز سهم خود را در زنجیره ایمنی ایفا کنند. امدادگر نمی‌تواند جایگزین مسیولیت‌پذیری شهروند شود؛ ناجی غریق نمی‌تواند در تمام 470 کیلومتر ساحل، تک‌تک افراد را کنترل کند؛ هیچ سامانه‌ای نمی‌تواند در برابر بی‌احتیاطی مداوم، مصونیت کامل ایجاد کند؛ راهکار واقعی، ترکیبی از حضور موثر نیروهای امدادی، شناسایی نقاط پرخطر، علامت‌گذاری مناسب، آموزش عمومی، فرهنگ‌سازی مستمر و مهم‌تر از همه، مسیولیت‌پذیری گردشگران است. 277 نفر تاکنون از مرگ نجات یافته‌اند؛ این عدد باید بیش از آنکه مایه افتخار باشد، زنگ هشدار باشد؛ هشدار اینکه هنوز افرادی وارد آب‌های خطرناک می‌شوند، هنوز برخی هشدارها جدی گرفته نمی‌شود و هنوز فاصله میان یک تفریح خانوادگی و یک حادثه مرگبار، گاهی فقط چند قدم است. دریا دشمن انسان نیست؛ اما با کسی هم تعارف ندارد مازندران می‌تواند همچنان مقصد خاطره‌انگیز سفرهای تابستانی باشد، به شرط آنکه «شنا در محدوده مجاز» از یک توصیه ساده به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود. زیرا در ساحل، گاهی یک تصمیم چندثانیه‌ای می‌تواند سرنوشت یک خانواده را برای همیشه تغییر دهد. انتهای پیام/