سیاسی
·
آیندهی ثبات جهانی در گرو بازتعریف حاکمیت ملی در عرصهی فراملی/ «کمبود دموکراتیک»، بحرانی وجودی برای مدیریت مسایل مشترک بشری
این مقاله نشان می دهد که کمبود دموکراتیک در سطح جهانی، نه تنها یک چالش حقوقی، بلکه یک بحران وجودی برای مدیریت مسایل مشترک بشری است. گذار از مدلهایِ سنتیِ دولت-ملت به سویِ ساختارهایِ چندلایه و دموکراسیهایِ شورایی، ضرورتی است که نمیتوان از آن گذشت. اگرچه موانعی نظیرِ مقاومتهایِ ژیوپلیتیک و موجهایِ پوپولیستی وجود دارند، اما دموکراتیزاسیونِ نظمِ جهانی، تنها مسیری است که میتواند میانِ «کارآمدیِ حکمرانی» و «مشروعیتِ دموکراتیک» پیوندی پایدار برقرار کند. آیندهی ثبات جهانی، نه در انزواطلبی ملی، بلکه در بازتعریفِ هوشمندانهی حاکمیت در عرصهی فراملی نهفته است.
این مقاله نشان می دهد که کمبود دموکراتیک در سطح جهانی، نه تنها یک چالش حقوقی، بلکه یک بحران وجودی برای مدیریت مسایل مشترک بشری است. گذار از مدلهایِ سنتیِ دولت-ملت به سویِ ساختارهایِ چندلایه و دموکراسیهایِ شورایی، ضرورتی است که نمیتوان از آن گذشت. اگرچه موانعی نظیرِ مقاومتهایِ ژیوپلیتیک و موجهایِ پوپولیستی وجود دارند، اما دموکراتیزاسیونِ نظمِ جهانی، تنها مسیری است که میتواند میانِ «کارآمدیِ حکمرانی» و «مشروعیتِ دموکراتیک» پیوندی پایدار برقرار کند. آیندهی ثبات جهانی، نه در انزواطلبی ملی، بلکه در بازتعریفِ هوشمندانهی حاکمیت در عرصهی فراملی نهفته است.
0 بازدید
منبع اصلی ↗